۱۳۸۶ دی ۲۱, جمعه

تبرئه فرمانده شکنجه گران ابوغریب

















امتناع ارتش آمريكا از قبول محكوميت تنها افسر ارتش اين كشور در رسوايى زندان ابوغريب
ايسنا:ارتش آمريكا از قبول محكوميت تنها افسر ارتش اين كشور كه در رسوايى زندان ابوغريب در يك دادگاه نظامى محكوم شده بود، امتناع ورزيد و به اين ترتيب به چهار سال بازرسي‌ها در اين زمينه پايان داد! اين در حالى است كه اين اقدام شكايت‌ فعالان حقوق بشر را در پى داشته و آنها تاكيد دارند كه چنين حكمى تاييدى بر لاپوشانى پنتاگون در اين قضيه است
به نوشته‌ى روزنامه‌ى گاردين، با ممنوع شدن افشاى هرگونه اطلاعات جديد، اين تصميم ارتش به اين معنى است كه هيچ افسر و هيچ رهبر غير نظامى از لحاظ كيفرى مسوول سوء استفاده و تجاوزات در زندان ابوغريب نيست! سرهنگ دوم استيون جردن، توسط ژنرال ريچارد رو، رييس بخش نظامى واشنگتن از هر گونه عمل مجرمانه تبرئه شد
در عوض راى وى "توبيخ ادارى" در نظر گرفته شد
جردن 51 ساله در دادگاه نظامى در ماه اوت از اتهاماتش مبنى بر عدم توانايى در نظارت بر 11 سرباز درجه‌ى پايين كه آنها نيز به دليل نقشى كه در رسوايى زندان ابوغريب داشتند، محكوم شده بودند، تبرئه شد. اما وى به علت سرپيچى از دستورى مبنى بر عدم افشاى بازرسي‌ها، گناهكار شناخته شد و هيئت ژورى نيز به همين دليل "توبيخ ادارى" را براى وى پيشنهاد كرد. اين گونه حكم، خفيف‌ترين مجازات ممكن است. جردن به خبرگزارى آسوشيتدپرس اعلام كرد كه با پوشش خبرى خبرنگاران از حادثه كه انگار بسيار مشتاق بودند تا يك افسر را مقصر اين سوء استفاده بدانند،‌ قربانى شده است! در همين حال سخنگوى ارتش آمريكا در بيانيه‌اى اعلام كرد: ‌نظر به طبيعت جرمى كه جردن به دليل انجام آن متهم شناخته شده است، مدارك محكم براى تخفيف در مجازات در دادگاه ارائه شدند و در مواردى كه پس از اين دادگاه توسط مشاور حقوقى ارائه شد، قاضى تصميم گرفت كه اجراى يك توبيخ ادارى در پايان دادن به اين مورد تنبيهى منصفانه و مناسب است. اما طرفداران حقوق بشر اظهار كرده‌اند كه در اين مورد فرماندهان مافوق جردن متهم نشدند و اين تصميم دادگاه يك پيام مشكل آفرين فرستاده است. هيرا شمسي، عضو پروژه امنيت ملى اتحاديه‌ى آزادي‌هاى مدنى آمريكا در اين باره گفت: شفاف‌تر از اين نمي‌تواند مطرح شود كه سوء استفاده از زندانيان در زندان‌هاى عراق و افغانستان نتيجه‌ى سياست‌ها و اعمالى است كه مقامات بلند پايه همچون رهبران نظامى و غير نظامى آنها را مجاز دانسته‌اند. اگرچه اين سوء استفاده‌ها نظامند و گسترده بوده‌اند اما مقصر شناختن كسانى كه مسوول اين اقدامات بوده‌اند، اصلا نظام‌مند نبوده است. ميلا رزنتال، مدير پژوهش و خط مشى سازمان عفو بين‌الملل آمريكا گفته است: به نظر من ما در حال جرات بخشيدن به ديكتاتورها و خودكامگان در سراسر جهان هستيم. ما با اين حركت مي‌گوييم كه اين گونه سوء استفاده‌ها مجاز هستند.

۱۳۸۶ دی ۲۰, پنجشنبه

تحریکات آمریکا در تنگه هرمز


نويسنده: مارک اَش

تحريکات آمريکا در تنگه هرمز

روز دوشنبه، رسانه های اصلی ايالات متحده دو گزارش خبری مختلفی را که عمدتاً بر اطلاعات ارائه شده از طرف پنتاگون قرار داشت، گرفته و پخش کردند. گزارش ها به دو مورد جداگانه درگيری نيروهای مسلح ايالات متحده که در خليج فارس و تنگه هرمز فعاليت می کنند، اشاره می کنند.
نيويورک تايمز گزارش اول را چنين توصيف کرد:«ايالات متحده درگيری با قايق های ايرانی را شرح می دهد»، و گزارش دوم که از طرف آسوشيتدپرس مخابره شد و در لابلای صفحات اصلی پنهان شد می گويد «جنگنده های نيروی دريايی در خليج فارس سقوط کردند.» در گزارش ها بين اين دو خبر ارتباطی وجود ندارد، اما با اين وجود بايد آنها را با هم در نظر گرفت.
گزارش نيويورک تايمز، در واقع آنچه را که لازم است شما بدانيد، البته به شکلی فاقد نتيجه گيری، مطرح می کند. کشتی های جنگی ايالات متحده در خليج فارس هستند. تنگه هرمز که همه کشتی های جنگی برای ورود به خليج بايد از آن عبور کنند، همان راهی است که همه کشتی های نفتکش برای آوردن نفت به ايالات متحده بايد از آن عبور کنند. و «قيمت های نفت در بازارهای جهانی در پی اين اخبار که سی. ان. ان. اول آنها را گزارش داد، موقتاً افزايش يافت.» اينها بسيار گوياست.
کشتی های جنگی ايالات متحده چند کيلومتر بيرون مرزهای ايران پارک کرده اند. آنها ظاهراً در آنجا هستند تا از آمد و شد نفتکش ها در خليج حمايت کنند. تنش ها رو به افزايش است. اگر تحريک موضوع اصلی باشد، اين فاکت ها بايد در مرکز توجه قرار گيرند. اگر کشتی های جنگی ايران اينقدر که کشتی های جنگی آمريکا اکنون به سواحل ايران نزديک شده اند به خطوط ساحلی ايالات متحده نزديک شده بودند، نيروی نظامی ما به احتمال قوی به آنها حمله می کرد. ايرانی ها به کشتی های ما که دم در آنها پارک کرده اند حمله نمی کنند.
وزارت امورخارجه ايالات متحده سال گذشته به ايران هشدار داد «در منافع ايالات متحده در منطقه مداخله نکند.» آنچه که وزارت امور خارجه به مردم آمريکا توضيح نداد اين است که منافع مردم عادی آمريکا در منطقه چيست. پاسخ به اين پرسش اين است:هيچ. اين به پرسش بعدی می انجامد: نيروی دريايی ايالات متحده در خليج فارس از منافع چه کسانی حمايت می کند؟ ظاهراً از منافع صاحبان نفتکش ها. مردم آمريکا مصرف کنندگان نهايی هستند؛ ما هر چه که پمپ های بنزين بگويند می پردازيم. رُک و راست، به نظر می رسد نيروی دريايی ايالات متحده برای حمايت از منافع شرکت های نفتی ايالات متحده در خليج فارس هستند و نه برای حمايت از منافع مردم آمريکا. تصادفاً، دومين ذخائر بزرگ نفت جهان در زير خاک عراق قرار دارد، در نتيجه همان فرمول را در آنجا نيز می توان بکار گرفت.
آيا نيروی های ايرانی می توانند يک کشتی آمريکايی را در چند کيلومتری سواحل ايران غرق کنند؟ بله، گرچه بسيار بعيد است که پيشاپيش بگويند« من دارم بطرف شما می آيم، و شما در عرض چند دقيقه منفجر خواهيد شد.» آيا چنان غرق شدنی می تواند منجر به کشته شدن شمار زيادی از ناوی ها آمريکايی شود؟ بله، می تواند. چنان حمله ای و از دست رفتن جان آمريکايی ها می تواند بر منافع مردم آمريکا تاثير بگذارد. نيروهای مسلح آمريکا منافع واقعی مردم آمريکا هستند. مردم آمريکا، مدت طولانی است که چشم های خود را بر منافع خود، يعنی بر اعضای نيروهای مسلح، بسته اند. وقت آن است که سربازان ما به ميهن خود بازگردند و بگذاريم جايگاه فروش بنزين کار خودش را بکند.

بودجه نظامی جهان

بودجه نظامی جهان:1100ميليارد،بودجه نظامی آمريکا: 623 ميليارددلار
ايرنا بودجه نظامى آمريكا، به تنهايى بيش از مجموع بودجه نظامى تمامى كشورهاى جهان است و با كمترين تهديد از طرف مخالفانش ، بيش از هر كشور ديگرى در جنگ شركت كرده است. موسسه "گلوبال سيكيوريتى"، در گزارشى تصريح دارد كه كل بودجه نظامى جهان يكهزار و ‪ ۱۰۰‬ميليارد دلار است كه از اين رقم ‪ ۶۲۳‬ميليارد دلار صرف بودجه نظامى آمريكا مي‌شود. چين و روسيه هر كدام با ‪ ۶۵‬و ‪ ۵۰‬ميليارد دلار، در مقامهاى دوم و سوم قرار دارند. فرانسه ‪ ۴۵‬و انگليس ‪ ۴۲/۸‬ميليارد دلار صرف بودجه نظامى خود مى كنند. بودجه نظامى آمريكا ظرف هفت سال گذشته به شدت افزايش يافته كه عمدتا ناشى از دو لشكركشى به عراق و افغانستان است. اين بودجه كمكهاى نظامى آمريكا به اسرائيل و مصر را منعكس نمي‌كند. در اين گزارش عنوان شده كه بودجه نظامى آمريكا به تنهايى حدود ‪۲۹‬ برابر بودجه نظامى شش كشور كوبا، ايران، ليبي، كره شمالي، سودان و سوريه است. اين كشورها كه بطور كلى روابط خوبى با آمريكا ندارند در جمع ‪۱۴‬ ميليارد و ‪ ۶۵۰‬ميليون دلار صرف هزينه‌هاى نظامى خود مي‌كنند. آمريكا با كمترين تهديد از طرف مخالفانش بيش از هر كشور ديگرى در جنگ شركت كرده است. نامزدهاى ارشد حزب دمكرات براى انتخابات رياست جمهورى هم صحبت از افزايش تعداد نيروهاى آمريكا مي‌كنند. "هيلارى كلينتون" مي‌گويد: "تلاش مي‌كنم تا قدرت نظامى را توسعه و مدرنيزه كنم تا نياز به حضور نظامى طولانى مدت وجود نداشته باشد." "جان ادواردز"، گفته است:" من بودجه نظامى براى جذب نيرو را دو برابر مى كنم" و "باراك اوباما" هم اشاره كرده كه "براى اين كه رهبرى آمريكا در جهان را دوباره تقويت كنيم بايد فورا ارتش خود را احيا نماييم، ارتش قوى بيش از هر چيزى براى حفظ صلح لازم است."

مصاحبه البرادعی با الحیات





محمد البرادعی، مديركل آژانس بين‌المللی انرژی اتمی در آستانه سفر به ایران در گفت‌وگو با روزنامه‌ الحيات گفت: ایران در سال 1985 به سراغ شبكه عبدالقدير خان در پاكستان رفت و برنامه هسته‌يی اين کشور و آنچه كه از آن بعنوان چرخه سوخت هسته‌يی ياد می‌شود از سال 1985 آغاز شده است.
ايران در آن زمان بايد اخطار آژانس بين‌المللی انرژی اتمی را گوش می‌داد چرا كه آن اخطارها بخشی از توافقنامه‌ منع گسترش سلاح‌های هسته‌ ای بود. ايران سرانجام راههای پنهانی را در پيش گرفت. سرانجام برنامه‌ی هسته‌يی ايران به شيوه‌ای غيرشفاف و بدون اطلاع آژانس شكل گرفت و عدم اعتماد ايجاد شد.
از سال 1985 تا به حال همواره مسايل زيادی وجود دارد كه ايران بايد درباره آنها به شيوه‌ همكاری شفاف و كامل به ما توضيح دهد. معتقدم كه يكی دو ماه آينده برای اين مساله بسيار سرنوشت‌ساز است؛ چرا كه ايران اخيرا تصميم گرفته كه در يك طرح كاری برای توضيح همه اين مسايل با ما همكاری كند. اگر بتوانيم توضيح اين مسايل را در طول دو ماه آينده داشته باشيم می‌توانيم بگوييم كه برنامه ايران در گذشته و حال تحت نظارت آژانس بوده و برای اهداف مسالمت‌آميز است. اين بخشی از مساله است. اما بخش ديگر آن نگرانی و ترس جهان غرب و بسياری از ناظران است.
ترس از اينكه اگر ايران به تكنولوژی ويژه غنی‌سازی اورانيوم دست يابد، از آن در آينده برای خارج شدن از سيستم منع گسترش سلاح هسته‌يی و ساخت سلاح هسته‌يی استفاده کند و به اين ترتيب استراتژی حمله در منطقه خليج (فارس) و خاورميانه آغاز شود.
آژانس دستگاهی همانند رادار است و من می‌توانم آنچه را كه در گذشته و امروز می‌بينم بگويم، اما آنچه كه در فردا و بعد از آن در ايران و يا هر كشوری هست، نمی‌بينم و نمی‌توانم چيزی از آن بگويم چرا كه اين مساله به دولت و رفتارهای آن در آينده برمی‌گردد. بنابراين همواره می‌گويم كه من تنها می‌توانم گذشته و حال را بجويم نه آينده و نيت‌ها را. اين مساله‌ای است كه به اعتمادسازی برمی‌گردد. در اينجا اعتماد بين ايران و غرب به ويژه آمريكا از بين رفته است. وقتی به طرف ايرانی گوش می‌دهيد می‌گويد غرب تحريم‌های اقتصادی و ممنوعيت فراگير را از زمان انقلاب بر آن تحميل كرده است و اين درست است.
تنها راه حل در اين باره به نظر من اعتماد سازی در آينده است و اين امر از طريق مذاكره ايجاد می‌شود چرا كه اين شورای امنيت است كه تحريم‌ها را تصويب می‌كند، اما شورا به تنهايی نمی‌تواند به راه حلی فراگير برای اين مشكل برسد. همانطور كه می‌دانيم تحريم‌ها در بيشتر اوقات مشكلات را حل نمی‌كنند بلكه خسارت‌هايی را به شهروندان بيگناه وارد می‌سازد و دولت خسارتی نمی‌بيند.
برای دستيابی به سلاح هسته‌ ای دو مساله اساسی را بايد در نظر داشت. يكی مواد هسته‌يی كه در ساخت سلاح هسته‌يی به كار برده می‌شود كه همان اورانيوم غنی‌شده يا پلوتونيم است. همانطور كه در حال حاضر مشاهده می‌كنيم ايران قادر به دستيابی به اين مواد تا زمانی كه تحت نظارت آژانس است نمی باشد. همچنين تا زمانی كه ايران جزيی از معاهده منع گسترش تسليحات هسته‌يی است نمی‌تواند به اندازه بيش از 5 درصد اورانيوم را غنی سازی کند. اين كشور نيازمند غنی‌سازی اورانيوم تا 90 درصد برای توليد سلاح هسته‌يی است. بنابراين اين كشور ابتدا بايد از نظام منع گسترش تسليحات هسته‌يی خارج و بازرسان را نيز اخراج كند. همان کاری كه كره شمالی كرد.
درصورتی كه ايران از معاهده‌ ان.پی.تی خارج شود ايرانی كه در حال حاضر دارای 3000 دستگاه سانتريفيوژ است به حداقل يك سال تا 18 ماه زمان نياز دارد تا به ساخت مواد هسته‌يی مورد نياز ساخت بمب اتمي دست يابد. اين تنها بخشی از مساله است و بعد از آن اين كشور بايد اين مواد را به سلاح تبديل كند كه همان كوچك سازی اين مواد برای ساخت بمب است و بعد از آن ساخت دستگاه‌های انفجاری است كه اين تا اندازه زيادی پيچيدگی دارد.
همچنين ايران بايد وسايلی چون موشك‌هايی كه قادر به حمل اين بمب‌ها باشند داشته باشد. طبيعتا من صلاحيتی ندارم و نمی‌دانم كه ايران در زمينه موشك‌های دوربرد چه كارهايی انجام می‌دهد. اما در حال حاضر در آژانس بين المللی انرژی اتمی ساخت سلاح هسته‌يی در ايران را نمی‌بينيم. بر اساس آنچه كه ما شاهد آن هستيم و از بازرسی‌های متعدد به دست آمده چيزی در اين باره در ايران ديده نشده است. همچنين تاسيسات زيرزمينی مربوط به غنی‌سازی اورانيوم را هم مشاهده نكرديم و دلايل و اطلاعاتی را هم از سوی دستگاه‌های اطلاعاتی مبنی بر اينكه در اين كشور ساخت سلاح هسته‌يی صورت می‌پذيرد نديديم. من همواره اعلام می‌كنم كه در اينجا مسايلی وجود دارد كه ايران بايد آن ها را حل کند تا ديدگاه‌ها بر ما مشخص شود. اما در عين حال نمی‌توانم بگويم كه ايران خطر فعلی و فوق العاده به شمار می‌رود و بايد به فكر استفاده از راه حل نظامی برای آن بود.
شنيدن سخنانی در خصوص آتش سوزی‌های هسته‌يی و جنگ جهانی سوم من را ناراحت می‌كند و گزارش نهادهای اطلاعاتی در خصوص ايران كه اخيرا منتشر شده در حالی منتشر شد كه عنصر سرعت را از پرونده هسته‌يی ايران بگيرد و به آن فرصتی برای شروع مذاكرات جدی برای حل مشكلات موجود از طريق مذاكره را فراهم كند.
من نمی‌توانم پرونده ايران را از روند امنيت در خاورميانه جدا كنم. ايران اعلام می‌كند كه برای اهداف اقتصادی سرگرم غنی‌سازی است و اين نظر تنها 10 درصد ماجراست. كسی نمی‌تواند انكار كند كه روند غنی‌سازی اورانيوم در حد خود بازدارنده‌ای پنهان است.
برای حل مشكل، ايران بايد به بررسی ريشه‌های مساله بپردازد نه ظواهر آن. من بايد از خودم بپرسم كه چرا ايران قصد دستيابی به فناوری هسته‌يی دارد. همچنين بايد از خودم بپرسم كه آيا اين مساله با نظام امنيتی در منطقه هماهنگ است؟ تاثير اين مساله بر كشورهای همجوار چيست؟
اسراييل نگرانی‌ها و ترس‌های زيادی نسبت به ايران دارد و دستيابی به برنامه هسته‌يی از سوی ايران برای اسراييل تهديدی برای وجود آن به شمار می‌رود. برخی اظهار نظرها در ايران كمكی به ايجاد فضای اعتمادسازی نمی‌كند، بلكه منجر به ترس و بحران بيشتر می‌شود.
حمله به تاسيسات اتمی ايران مشکل را پيچيده تر خواهد کرد. تاسيسات هسته‌يی ايران هنوز كوچكند و هرگونه حمله‌ای برنامه هسته‌يی اين كشور را مدت يك يا دو سال تعطيل می‌كند و توافق كاملی را ميان طيف‌های ايرانی اعم از موافقان و مخالفان در ايران برای ساخت سلاح هسته‌يی در نزديك‌ترين زمان ممكن ايجاد خواهد كرد. من همواره بين عشق به وطن و بيزاری از نظام حاکم تفاوت قائلم و اين مساله تاثيراتی را بر تمامی منطقه ايجاد خواهد كرد. به گونه‌ای كه تهران هم نفوذ بيشتری پيدا می كند. اين كشور دست به سينه نخواهد ايستاد. اين كشور در پاكستان و كشورهای جهان اسلام تاثيراتی را خواهد داشت.
شبكه عبدالقديرخان دارای طرف‌های متعدد بود كه در بيش از 30 كشور وجود داشت و بسياری از اعضای آن هم در آلمان، سوييس، تركيه و آفريقای جنوبی پراكنده بودند. هم‌چنين افراد آن از تابعيت‌های متعددی چون خانواده‌های سوئيسی، شركت‌های تركيه‌ای، گروه‌های آلمانی و شركت‌های مالزيايی بودند. اين شبكه از جمله شبكه‌هايی بود كه بسيار پيچيده بود اما عبدالقديرخان رييس شورای اداری آن به شمار می‌رفت.
عبدالقدير خان و شبكه‌اش طبيعتا به ايران و ليبی كمك كردند و در اينجا سخن بر سر آن است كه اين شبكه به كره‌ شمالی هم تا اندازه‌ای كمك كرد. بخش اعظم هدف اين شبكه هم رسيدن به پول و سود بوده است.
اين شبکه كشورها را به تكنولوژی، شناخت فناوری و يا حتی دستگا‌ه‌های سانترفيوژ تجهيز می‌كرد. ما به طور مستقيم با خان برخورد نداشتيم چرا كه او همانطور كه می‌دانيد پدر برنامه‌ی هسته‌يی پاكستان بود و به رغم اينكه وی در حبس خانگی بسر می برد از محبوبيت مردمی زيادی برخوردار بود؛ ما اجازه گفت‌وگوی مستقيم با وی را نداشتيم اما پاكستان با ما همكاری كرد و ما از طريق دولت اين كشور سوالات مورد نظر را برايش ارسال كرده و پاسخ‌ها را دريافت كرديم.
پدر برنامه‌ هسته‌يی پاكستان هم‌چنين اعتراف كرد كه بخشی از شبكه‌ اتمی بوده است. ما مصاحبه‌های زيادی با اكثر اعضای آن داشته‌ايم و بسياری از آنها هم طبيعتا بخشی از عمليات تجاری بودند اما من تصور می‌كنم كه خان اعتبار ايدئولوژيكی داشت.
درباره ارتباط اين شبكه با طالبان و القاعده، من چيزی دراين باره نديديم؛ اما برخی دانشمندان پاكستانی از افغانستان بازديد كردند.
من بزودی به ايران سفر می‌كنم. با مسوولين ايرانی ديدار می کنم، شايد با احمدی نژاد هم ملاقات کردم.
اميدوارم قبل از بازنشستگی برنامه‌ اتمی ايران را به ساحل امنی برسانم و هوشياری جهان عرب را نسبت به ايجاد امنيتی كه از روند صلح حمايت كند، بالا ببرم.
جهان عرب تنها از زمين در مقابل صلح صحبت می‌كند درحاليکه اين جهان نيازمند يک نظام امنيت منطقه ايست. قراردادهای 50 ميليارد دلاری اسلحه از سوی كشورهای خاورميانه با هدف رويارويی با خطر ايران امنيت منطقه را تامين نمی کند. آنچه امروز جهان عرب نيازمند آن است نظام دولتی توانمند، آموزش، پژوهش‌های علمی و فناوری، اعطای حق زندگی در كمال آزادی و كرامت و صلح به شهروندان عرب است.

معاهده الجزایر ابدی و لایتغیر است

معاهده 1975 الجزاير ابدي و لايتغير است
ايسنا- وزارت امور خارجه در بيانيه‌اي با اشاره به قرارداد 1975 اين معاهده را واجد خصيصه ابدي و لايتغير دانست و در عين حال تاكيد كرد كه معاهدات دوجانبه همواره مبناي تنظيم روابط دوكشور را تشكيل مي‌دهند. در بخشي از اين بيانيه با اشاره به روند تاريخي معاهده و با تاكيد بر اين كه معاهده فوق‌الذكر واجد خصيصه ابدي و لايتغير بوده آمده است: «حتي تغيير بنيادين اوضاع و احوال بر اعتبار اين معاهده خدشه‌اي وارد نخواهد ساخت. رعايت اين اصل مسلم حقوق بين‌الملل در عهدنامه مربوط به مرز و حسن همجواري دو كشور بين ايران و عراق قويا مورد نظر دولت ايران و عراق بوده و رويه و عملكرد دو كشور و همچنين موضع‌گيري سازمان‌هاي بين‌المللي و سايردولت‌ها مويد اين امر است.» اين بيانيه در پايان خاطرنشان كرد: «ايران، اعتقاد راسخ به تحكيم پيوندهاي مودت و حسن همجواري بين ايران و عراق بر اساس اصل تماميت ارضي و مصونيت مرزها از تجاوز و عدم مداخله در امور داخلي در چارچوب معاهدات 1975 داشته و دارد و اين معاهدات همواره مبناي تنظيم روابط دو كشور را تشكيل مي‌دهند.»

افزایش نیروهای نظامی آمریکا در افغانستان



آمریکا افزایش نیرو در افغانستان را بررسی می کند

آمریکا هم اکنون در افغانستان 26 هزار نیرو دارد
پنتاگون می گوید رابرت گیتس، وزیر دفاع آمریکا، درحال بررسی پیشنهادهایی برای اعزام سه هزار تفنگدار دریایی دیگر به افغانستان است.
سخنگوی وزارت دفاع آمریکا گفت که نیروهای اضافه به مقابله با آنچه انتظار می رود افزایش حملات طالبان باشد کمک خواهند کرد.
پنتاگون گفت اگر این تفنگداران دریایی اعزام شوند، به نیروهای ناتو در جنوب افغانستان خواهند پیوست.
آمریکا هم اکنون 26 هزار نیرو در افغانستان دارد که نیمی از آنها در مجموعه ایساف (نیروهای بین المللی کمک به امنیت) تحت فرمان ناتو خدمت می کنند.
جف مورل، سخنگوی پنتاگون، گفت که این پیشنهاد روز جمعه تسلیم آقای گیتس خواهد شد اما انتظار نمی رود فورا درباره آن تصمیم گیری شود.
فرماندهان نظامی در افغانستان از ماه ها پیش گفته اند که برای مقابله با شورش طالبان که در دو سال اخیر گسترش یافته به 7500 نیروی اضافه نیاز دارند.
آقای گیتس نیز از ماه ها پیش به متحدان آمریکا در ناتو فشار می آورد نیروی اضافه بفرستند اما واکنش آنها به این درخواست مثبت نبوده است.
آقای مورل گفت: "فرماندهان در آنجا به نیروی بیشتری نیاز دارند. متحدان ما در موقعیتی نیستند که این نیروها را فراهم کنند. بنابراین ما اکنون احتمال به دوش کشیدن کمی از این بار اضافه را بررسی می کنیم."

۱۳۸۶ دی ۱۹, چهارشنبه

روزانه صد و بیست نفر عراقی کشته می شوند


روزانه بيش از 120 نفر در عراق كشته مي‌شوند

فارس: سازمان بهداشت جهانى امروز در آمارى اعلام كرد، به طور متوسط در عراق بعد از اشغال آمريكا روزانه بيش از 120 عراقى كشته شده اند

به گزارش خبرگزارى فرانسه، اين آمار كه در نوع خود بي‌نظير است مي‌افزايد: از مارس 2003 چيزى حدود 104 تا 223 هزار نفر به طرز فجيعى در عراق كشته شده اند

بر اساس اين آمار كه پايگاه اينترنتى مجله پزشكى "نيو اينگلند" آن را منتشر كرد، بيش از نيمى از قربانيان در بغداد كشته شده‌اند. اين آمار بر اساس اطلاعات 9 هزار و 345 خانواده در روستاها و شهرهاى مناطق مختلف عراق تهيه شده‌ است.


۱۳۸۶ دی ۱۸, سه‌شنبه

کشتی های آمریکائی تحریک نشده اند


ايران: کشتی های آمريکايی تهديد نشده اند

محمد علی حسینی، سخنگوی وزارت امور خارجه ایران، «آنچه را که اقدام صورت گرفته در خصوص یک کشتی آمریکایی » خواند یک مساله عادی دانست.
به گزارش خبرگزاری رسمی جمهوری اسلامی، ایرنا، سخنگوی وزارت امورخارجه ایران افزود اين يک مساله عادی است كه هر از گاهی برای طرفين اتفاق می‌افتد و بعداز شناسايی دوطرف قضيه حل و فصل می ‌شود.
با وجود اين، خبرگزاری نيمه رسمی خبرگزاری فارس گزارش داد که مسئولان سپاه پاسداران به شبکه عربی زبان العالم گفته اند که نيروی دريايی سپاه به هيچ كشتی جنگی آمريكايی در تنگه هرمز حمله و تعرض نكرده است.
اين واکنش ها پس از آن صورت گرفت که منابع آمريکايی روز دوشنبه اعلام کردند که پنج قايق متعلق به سپاه پاسداران و سه کشتی آمريکايی در دهانه تنگه هرمز تا آستانه درگيری پيش رفتند.
به گزارش رویترز، گوردون جان درو سخنگوی کاخ سفید اقدام قایق های ایران را عملی «تحریک آمیز» خواند و به ایران اخطار داد که در آینده از چنین اقدام هایی که می تواند واقعه خطرناکی به وجود آورد پرهیز کنند.
شان مک کورمک، سخنگوی وزارت امور خارجه آمريکا نیز گفت که وی انگیزه و منطق این عملکرد ایرانی ها را نمی فهمد ولی ایالات متحده با ایران، در صورتی که این کشور بخواهد به منافع آمریکا و متحدانش در منطقه آسیب برساند، مقابله خواهد کرد.
بر اساس گزارش شبکه تلويزيونی سی ان ان و به نقل از منابعی که نامشان فاش نشده است، قايق های ايرانی اواخر روز يکشنبه تا ۲۰۰ متری کشتی های آمريکايی پيش رفته اند.
این حادثه در ساعت پنج به وقت محلی و در زمانی رخ داد که یک رزمناو، یک ناوشکن و یک کشتی آمریکایی در حال گذر از تنگه هرمز برای ورود به خلیج فارس بودند.
گزارش ها حاکی است که از خط راديويی يکی از قايق های ايرانی اين پيغام به گوش می رسيد که « من در حال نزديک شدن به شما هستم. شما تا دو دقيقه ديگر منفجر خواهيد شد.»
يک مقام آمريکايی گفته است: پس از اين تهديد راديويی ملوانان آمريکايی سلاح های خود را به سمت قايق ها نشانه رفتند و در آستانه شليک قرار گرفتند.
این مقام گفته است که «این جدی ترین تحریکاتی بوده است که ما تاکنون دیده ایم.»
گزارش خبرگزاری ها حاکی است که بدنبال این حادثه، بازارهای جهانی به سرعت نسبت به این خبر واکنش نشان دادند و قیمت نفت به بالای ۹۸ دلار برای هر بشکه رسید.
وی افزود: پنج قایق کوچک در اقدامی تهاجمی پنج جعبه را در مقابل کشتی ها به آب انداخته و اقدام به انجام مانور در اطراف کشتی کردند.
اين اتفاق در زمانی رخ می دهد که قرار است روز هشتم ژانويه، جرج بوش، رييس جمهوری آمريکا از خاورميانه بازديد کند و يکی از اهداف اين سفر نيز مقابله با «بلندپروازی های جمهوری اسلامی» در منطقه عنوان شده است.
ايران و آمريکا از سال ها پيش بر سر برنامه هسته ای جمهوری اسلامی با يکديگر اختلافات شديدی دارند هرچند ايالات متحده آمريکا گفته است که برای حل اين بحران از راه های ديپلماتيک استفاده می کند.
جمهوری اسلامی ایران بارها تاکید کرده است که در صورت حمله نظامی به این کشور بر سر برنامه هسته ای دهانه تنگه هرمز را خواهد بست و پایگاه های آمریکا را در منطقه مورد هدف قرار می دهد.
ایران سواحل طولانی در خلیج فارس دارد و از طرق جزیره های ابوموسی و تنب بزرگ و کوچک توانسته است بر تنگه هرمز که مهمترین گذرگاه عبور نفت این منطقه به بازارهای جهانی است تسلط پیدا کند.
در حال حاضر نزدیک به ۲۰ درصد از نفت جهان از طریق تنگه هرمز صادر می شود.
گزارش خبرگزاری ها حاکیست که بدنبال این حادثه، بازارهای جهانی به سرعت نسبت به این خبر واکنش نشان دادند و قیمت نفت به بالای ۹۸ دلار برای هر بشکه رسید.
در همين حال، آسوشيتدپرس گزارش داد که دو هواپيمای جنگی اف ۱۸ ناوگان پنجم آمريکا، روز دوشنبه، در خليج فارس سقوط کرده اند. بر اثر سقوط این دو هواپیما، آسیبی به کسی نرسیده است. ارتش آمريکا در حال تحقيق در مورد سقوط اين دو هواپيمای جنگی است.

۱۳۸۶ دی ۱۷, دوشنبه

تحریک ناوهای آمریکائی در خلیج فارس و ادعای تهدید قایق های ایرانی









ایران اخیرا مانورهای مختلفی را برای نمایش توان نظامی خود در آب های خلیج فارس انجام داده است
ساعاتی پس از آنکه ایالات متحده از "تهدید" سه کشتی نیروی دریایی این کشور از سوی قایق های ایران در آبهای بین المللی در تنگه هرمز، خبر داد، جمهوری اسلامی این ماجرا را "مسأله ای عادی و طبیعی" خواند.
بعد از ظهر روز دوشنبه (هفتم ژانویه) منابع نظامی آمریکا اعلام کردند که پنج قایق تندرو سپاه پاسداران ایران به سه کشتی نیروی دریایی آمریکا در تنگه هرمز نزدیک شده و با پیام رادیویی یکی از کشتی ها را تهدید کرده اند که "به زودی منفجر خواهد شد."
آنطور که مقام های وزارت دفاع آمریکا اعلام کرده اند به دنبال این ماجرا ناوهای آمریکایی به وضعیت حمله درآمده و آماده شلیک می شوند، اما قایق های ایرانی عقب نشینی کرده و از آن منطقه فاصله می گیرند.
با این حال، سخنگوی وزارت امور خارجه ایران، گفته "اين يک مساله عادی است كه هر از گاهي برای طرفين اتفاق می ‌افتد و بعد از شناسايی دو طرف قضيه حل و فصل می ‌شود."
مواضع دو طرف
از ایرانی ها می خواهیم از اقدامات تحریک‌آمیز که ممکن است در آینده به وقایع خطرناکی منجر شود، پرهیز کنند. سخنگوی شورای امنیت آمریکا
اين يک مساله عادی است كه هر از گاهی برای طرفين اتفاق می‌‌افتد و بعد از شناسايی دوطرف قضيه حل وفصل می‌‌شود. سخنگوی وزارت خارجه ایران
تنگه هرمز که به گفته مقام های آمریکایی ماجرای شنبه در آنجا رخ داده گذرگاه باریکی (به عرض حدود سی و چهار کیلومتر) بین خلیج فارس و دریای عمان است که به دلیل عبور نفت کش ها از اهمیت استراتژیک فوق العاده ای برخوردار است.
حدود یک پنجم (بیست درصد) از کل نفت خام تولیدی جهان از طریق تنگه هرمز به نقاط مختلف می رود.
آمریکا تأکید دارد که ماجرای روز شنبه در آب های بین المللی رخ داده است. این اولین بار نیست که آبهای خلیج فارس و حضور پرشمار نیروهای نظامی در آن به مواجهه ایران با نیروهای خارجی می انجامد.
سال گذشته دستگیری پانزده ملوان نیروی دریای بریتانیا در خلیج فارس توسط نیروهای سپاه پاسداران ایران برای دو هفته توجه محافل خبری را به خود جلب کرد و تا آستانه ایجاد بحران در روابط دو کشور پیش رفت.
در سال های دورتر، اواخر جنگ هشت ساله ایران و عراق نیز، برخوردهای پراکنده ای میان نیروهای ایرانی و نظامیان آمریکایی حاضر در خلیج فارس ایجاد شد.
آنطور که مقام های پنتاگون گفته اند، کل ماجرای اخیر بین قایق های ایرانی و نیروی دریایی آمریکا پانزده دقیقه بیشتر به طول نیانجامیده اما به خاطر مخابره تهدید آمیز طرف ایرانی به سرعت طرف آمریکایی را آماده واکنش کرده است.
حدود بیست درصد کل نفت خام تولیدی جهان از تنگه هرمز عبور می کند
گوردون جاندرو، از مقام های کاخ سفید، روز دوشنبه در واکنش به این گزارش ها از ایرانی ها خواست از اقدام های "تحریک آمیز" که ممکن است وقایع "خطرناکی" در پی بیاورد بپرهیزند.
بنا به گزارش ها، یکی از قایق های ایرانی پیامی رادیویی مخابره کرده بوده که در آن گفته شده بوده "در دقایق آینده منفجر خواهید شد."
برخی تحلیلگران می گویند ماجرای اخیر را می توان "تلنگری" از سوی جمهوری اسلامی ایران در آستانه سفر رئیس جمهور آمریکا به خاورمیانه تعبیر کرد که نشان می دهد اگر جورج بوش به دنبال ایجاد جبهه ای علیه ایران در این منطقه است، این کشور نیز در مقابل توان به خطر انداختن منافع ایالات متحده را در این منطقه دارد.

صهیونیست ها بدنبال ایست قلبی غزه


در نوار غزه 450 بيمار سرطاني وجود دارد كه 35 درصد آنان كودك و 26 درصد زن هستند. به بيماران سرطاني اجازه سفر به خارج براي درمان يا تكميل دوره درمان يا عمل جراحي و همچنين اجازه ورود داروهاي ويژه اين بيماري داده نمي‌شود و بيماران سرطاني هم اكنون در معرض مرگ قرار دارند.در نوار غزه 400 بيمار كليوي و دياليزي وجود دارد. اين بيماران در هفته سه بار نياز به دياليز دارند اما به علت ادامه محاصره و از كار افتادگي دستگاه‌هاي دياليز و جلوگيري از ورود قطعات يدكي اين دستگاه‌ها، اين دسته از بيماران با خطر حتمي مرگ مواجه اند.
خبرگزاری فارس


به گزارش مركز اطلاع رساني فلسطين، رژيم صهيونيستي به بستن گذرگاه هاي بازرگاني و تشديد تحريم ها و محاصره ظالمانه عليه نوار غزه از پنج ماه قبل تاكنون همچنان ادامه مي دهد
اين تحريم‌ها و محاصره تاثيري بسيار منفي بر همه بخش‌هاي اقتصادي، اجتماعي ، انساني و بهداشتي نوار غزه گذاشته است به طوري كه همه بخش‌هاي اقتصادي به طور كلي ويران و مجموعا اقتصاد فلسطين متحمل زيان‌هاي سنگيني شده است
آمارهاي بين المللي و داخلي حاكي از آن است كه بر اثر بسته ماندن گذرگاه هاي بين المللي حجم زيان‌هاي نوار غزه روزانه يك ميليون دلار است به عبارت ديگر حجم كل زيان‌ها در طول پنج ماه اخير به 150 ميليون دلار رسيده است
ميزان خسارت هاي وارده بر بخش هاي مهم اقتصادي به شرح زير است:ساخت و سازهمه طرح‌ها و پروژه‌هاي ساخت و ساز و توسعه كه توسط سازمان كاريابي و حمايت از پناهندگان فلسطيني "آنروا" اجرا مي شد و منبع درآمد بيش از 121 هزار نفر و يكي از بخش‌هاي حياتي و مهم براي انواع شغل‌‌ها در نوار غزه به شمار مي آمد به فعل محاصره و بسته مانده گذرگاه ها متوقف شده است و بودجه اختصاص يافته به طرح‌هاي متوقف شده به خاطر كمبود مواد اوليه و آلات و ادوات سازندگي از قبيل سيمان و آهن و غيره 93 ميليون دلار تخمين زده شده است
همه طرح‌هاي عمراني و تاسيساتي خصوصي و عمومي و پروژه هاي زيرساختي در نتيجه نبود آلات و ادوات ساخت و ساز متوقف شده‌اند। يكي از طرح هاي متوقف شده طرح توسعه خيابان "صلاح الدين" با بودجه نزديك به 18 ميليون دلار است. همچنين كار طرح توسعه خيابان النصر يكي از خيابان‌هاي اصلي بازرگاني در نوار غزه نيز متوقف شد.روي هم رفته بودجه همه طرح‌هاي عمراني كه در نوار غزه متوقف شده‌اند از جمله طرح هاي آنروا و برنامه توسعه سازمان ملل 160 ميلون دلار است.تقريبا همه كارخانجات سيمان، بلوك، بتون، كاشي، سنگ گرانيت لوله‌هاي فاضلآب و غيره تعطيل شده‌اند.بخش خياطيصعنت خياطي نيز از محاصره تحميلي در امان نماند. بسته ماندن گذرگاه‌ها زيان سنگيني بالغ بر 10 ميليون دلار به صاحبان كارگاه‌هاي خياطي وارد كرد و اين هزينه معادل يك ميليون قطعه لباس است كه براي فصل تابستان آماده صادرات به بازارهاي "اسرائيل" بود. در600 كارگاه خياطي نزديك به 25 هزار كارگر فعاليت مي كردند كه هم اكنون همگي بيكار شده‌اند، به طوري كه 90 درصد توليدات كارگاه‌هاي خياطي براي بازارهاي رژيم صهيونيستي و 10 درصد براي بازارهاي داخلي بودند. همچنين توليدات البسه براي بازار داخلي به علت نبود پارچه كافي متوقف شد. حجم زيان‌هاي وارده در اين صنعت در طول تاريخ ياد شده به بيش از بيست ميليون دلار رسيد.لوازم خانگيبخش توليد لوازم خانگي به عنوان يكي از بخش هاي حياتي جامعه در طول اين مدت به طور كلي ويران گشت و ميزان توليد آن به دليل نبود مواد اوليه كافي، به ميزان 90 درصد كاهش يافت و همين مساله باعث شد تا شش هزار كارگر در اين بخش بيكار شوند و به طور كلي ميزان خسارت هاي وارده اين بخش در طول اين مدت بالغ بر 12 ميليون دلار ذكر شده است.صنايع فلزي و مهندسيبسته ماندن گذرگاه‌ها باعث رسيدن آسيب جدي به بخش صنايع فلزي و معدني شده است. بيش از 95 درصد كارخانجات در اين بخش بسته شدند و بيش از 7000 كارگر بخش صنايع معدني و فلزي بيكار شدند اين بخش نيز به علت عدم فراهم شدن مواد خام لازم در معرض تخريب و ويراني كامل قرار گرفتند. همچنين طي سال‌هاي گذشته بر اثر ادامه حملات هوايي و زميني نظاميان صهيونيست، صدها كارخانه و كارگاه به طور كامل ويران گشته اند.واردكنندگان و تجاردر نتيجه توقف كالاها در بنادر رژيم صهيونيستي نزديك به 2000 وارد كننده فلسطيني ماهانه بالغ بر 5 ميليون دلار زيان مي بينند و به طور كلي واردكنندگان و تجار در طول اين مدت 25 ميليون دلار زيان ديده اند.گردشگريبخش گردشگري به علت بسته ماندن گذرگاه‌ها به طور كامل فلج شده است. 39 شركت و دفتر جهانگردي و سياحت به همين خاطر و نيز عدم آزادي سفر به ويژه سفر به حج و عمره با بحران و مشكلات جدي رو به رو شده‌اند و به تبع آن هتل داران نيز زيان‌هاي سنگيني ديده‌اند و ميزان فعاليت در اين زمينه به صفر رسيده است. همچنين سالن‌هاي غذاخوري نيز تعطيل گشته‌اند. يكي از هتل هاي غزه موسوم به "موفبك" با 250 سوئيت با هزينه‌اي بالغ بر 35ميليون دلار تاسيس شد و قرار بود كه در سال 2006م. افتتاح شود اما افتتاح آن به علت بسته ماندن گذرگاه ها به تعويق افتاد.همچنين كار ساخت پلاژها در ساحل درياي غزه با هزينه 9ميليون دلار كه قرار بود شركت مشتل آن را بسازد، متوقف شد.صنايع غذاييمحصولات كارخانجات توليد مواد غذايي در نوار غزه از زمان بسته شدن گذرگاه‌ها به ميزان چشمگيري كاهش يافته است.بيش از سه كارخانه توليد نوشابه هاي گازي كه در آن بيش از 900 نفر كار مي‌كردند كاملا از ادامه فعاليت باز مانده‌اند. رژيم صهيونيستي مانع از ورود ماده co2 ماده اصلي توليد اين نوشابه‌ها به نوار غزه مي‌شود و روي هم رفته اين بخش بر اثر ادامه بسته ماندن گذرگاها سه ميليون دلار خسارت ديده است.كشاورزيادامه بسته ماندن گذرگاه‌ها، بخش كشاورزي را نيز مانند ساير بخش‌ها در معرض نابودي قرار داده است و در صورتي كه كشاورزان نتوانند محصولات‌شان را صادر كنند به شدت زيان خواهند ديد. 80 درصد محصولات كشاورزي به علت عدم اجازه واردات داروهاي زراعتي و كودهاي شيميايي و آفت كش‌ها در معرض نابودي قرار گرفته‌اند و همچنين 40 هزار كارگر در اين بخش بيكار شده‌اند.پيش‌بيني مي‌شود كه حجم زيان‌هاي وارده به اراضي زير كشت توت فرنگي به نزديك 10 ميليون دلار برسد. همچنين 4500 نفر در اين بخش مشغول فعاليت هستند كه با وارد آمدن يك چنين زيان‌هايي بيكار خواهند شد. گل كاران و بيش از هزار كارگر اين بخش نيز تاكنون 4 ميليون دلار خسارت ديده اند.صادرات بيش از 25 تن سيب زميني و انواع سبزيجات به بازارهاي رژيم صهيونيستي و كشورهاي عربي در نتيجه ادامه محاصره متوقف شده است و اين محصولات به منظور تلف نشدن، در بازهاري داخلي به قيمت بسيار ارزان فروخته شدند.كشاورزان انجير هندي به علت ناتواني در صادرات محصولات شان و به دليل فروش ارزان اين محصولات در داخل متحمل زيان شديدي شده‌اند. انجير هندي يكي از اصلي ترين ميوه هايي است كه در منطقه "المواصي" واقع در خان يونس به مقدار زياد و در مساحت 7000 دونم(هر دونم در فلسطين تقريبا 900 متر مربع)‌ كاشته مي‌شود.منطقه صنعتي غزهبسته ماندن گذرگاه‌هاي بازرگاني مهمترين طرح ‌اي سرمايه گذاري در نوار غزه يعني "منطقه صنعتي غزه" را با خسارت‌هاي سنگيني مواجه كرده است. اين منطقه از سال 1999م. فعاليت خود را آغاز كرد و در آن 45 كارخانه فعاليت مي‌كردند كه هم اكنون همه آنان بسته شده اند.همچنين بسياري از كارخانه داران هم اكنون براي اين كه مشتري‌هاي خود را از دست ندهند و ورشكسته نشوند فعاليت‌هاي خود را در خارج آغاز كرده‌اند. كل بودجه هزينه شده براي منطقه صنعتي غزه نزديك به 30 ميليون دلار است كه نخستين فاز آن به قيمت 18 ميليون دلار اجرا شده است. پيش بيني مي‌شد كه در اين طرح 25 هزار كارگر فعاليت كنند. طي سال‌هاي گذشته 2500 نفر در اين پروژه فعاليت كردند. اين تعداد در سال گذشته به 1800 نفر كاهش يافت و طي شش ماه گذشته تعداد كارگران بيش از اين كاهش يافت و به 300 نفر رسيد.سرمايه گذاريبر اثر ادامه محاصره و بسته ماندن گذرگاه‌ها، بخش سرمايه گذاري در فلسطين به طور كل و در استان‌هاي غزه به طور خاص آسيب ديدند. تخريب اين بخش از مهمترين اهداف سياسي رژيم صهيونيستي به شمار مي‌آيد و مي‌توان گفت كه زيان‌هاي بخش سرمايه گذاري بيش از همه به اقتصاد فلسطين آسيب رساند. اين زيان‌ها در موارد زير خلاصه مي شود:ـ فرار سرمايه هاي داخلي به كشورهاي مجاورـ فرار بسياري از شركت هاي خارجي فعال در عرصه سرمايه گذاري در فلسطينـ توقف سرمايه گذاري‌هاي خارجي و فلسطيني و عربيـ توقف فعاليت‌ها در بخش توسعه مناطق آزاد صنعتي و بسياري از طرح‌هاي سرمايه گذاريـ از بين رفتن همه آن چه كه تشكيلات خودگردان براي صادرات كلاهاي فلسطين در جهان و جذب سرمايه هزينه كرده بود به طوري كه سال‌ها زمان نياز است تا اوضاع مانند سابق شود.بانك‌هاعملكرد بانك‌هاي فلسطين در استان‌هاي غزه در نتيجه بسته ماندن گذرگاهها به ميزان بالايي كاهش يافت. مشكلات بانك‌ها در پي قطع تعامل و همكاري بانك‌هاي صهيونيستي با بانك‌هاي فلسطيني، افزايش يافت. اغلب بانك‌هاي استان غزه نقدينگي ارزي ندارند و به علت بدهي‌هاي بالا در معرض تعطيلي قرار گرفته اند.ترانزيت كالابخش ترانزيت كالا به علت ادامه محاصره و بسته ماندن گذرگاه‌ها آسيب جدي ديده است. از آغاز انتفاضه الاقصي تاكنون از ورود 450 كاميون باربري به اسرائيل براي انتقال كالا و محصولات به نوار غزه جلوگيري شده است و اين مساله زيان‌هاي سنگيني را به بخش حمل و نقل و ترانزيت در نوار غزه وارد آورده است و همچنين بسته شدن گذرگاه‌هاي تجاري به مدت 150 روز منجر به تعطيلي 90 درصد فعاليت هاي ترانزيتي شده است. در تاريخ 2007/10/28 گذرگاه مرزي "صوفا" تعطيل و تنها گذرگاه "كرم شالوم" براي واردات كالا اختصاص داده شد و تعداد كاميون هاي باربري روزانه به 30 دستگاه كاهش يافت و بر اثر آن 450 راننده و بيش از هزار كارگر كه در كار تخليه و بارگيري فعاليت مي‌كردند بيكار شدند.فقر و بيكاريبه طور كلي نرخ فقر و بيكاري در اراضي فلسطين به ويژه از آغاز انتفاضه الاقصي تاكنون به طور چشمگيري افزايش يافته است. نظاميان صهيونيست با اعمال سياست محاصره و بستن گذرگاه‌هاي مرزي، مانع از رفتن بيش از 120 هزار كارگر به اراضي اشغالي 48 شده‌اند و بدين ترتيب نوار غزه منبع درآمد مهمي را از دست داده است.با وجود اوضاع بسيار سخت اقتصادي و معيشيتي نوار غزه شمار كارگران اين منطقه پيش از محاصره، 215 هزار نفر بودند و در پي محاصره از پنج ماه پيش تاكنون اين تعداد به صفر رسيده است. بر اساس آخرين آمارها، نرخ بيكاري در نوار غزه 80 درصد و نرخ فقر 90 درصد است و اغلب ساكنان اين منطقه متكي به كمك هاي انساني سازمان "آنروا" و "فائو" و جمعيت هاي خيريه هستند.اوضاع سخت سياسي و اقتصادي و معيشتي نوار غزه بر همه موسسات از جمله موسسات آموزشي تاثير منفي گذاشته است، به طوري كه بسياري از خانواده‌هاي فلسطيني نمي‌توانند هزينه تحصيل و مستلزمات آن از جمله كيف، كفش و لباس فرزندان خود را تامين كنند. اين مساله دانش آموزان را با ياس و نااميدي مواجه كرده است. اگر محاصره ادامه پيدا كند همه چيز در نوار غزه از بين مي‌رود و نيروي كاري وجود نخواهد داشت و در اين صورت بايد نوار غزه را منطقه‌اي آسيب ديده خواند.گرانيمصرف كنندگان در نوار غزه به علت كمبود شديد كالاهاي مورد نياز در بازار و احتكار برخي از كالاهاي اساسي از گراني شديد در مضيقه هستند. گراني از 30 درصد به 1000 درصد رسيده است. قيمت برخي از كالاها عبارتند از:ـ يك كيلو گوشت قرمز 12 دلارـ يك كيلو مرغ 3 دلارـ يك پاكت سيگار 4 الي 8 دلارـ يك ليتر بنزين 5/1 دلارـ يك ليتر سولار 2/1 دلارـ يك گوني (40 كيلويي) آرد 40 دلارـ كپسول خالي گاز 70 دلارـ پر كردن كپسول گاز 13 دلارـ يك گالن (20 كيلويي) روغن زيتون 140 دلارـ يك گالن (6/3 ليتري) بتونه آهني براي خودرو 80 دلارـ يك گالن (16 ليتري) تينر 100 دلارـ يك گالن (18 ليتري) چسب چوب 100 دلارسوالي كه در اين جا مطرح مي‌شود اين است كه چگونه يك مصرف كننده مي‌تواند در سايه اين گراني و كمبود شديد كالاهاي مورد نياز و ادامه بسته ماندن گذرگاه ها نيازهاي روزانه خود را تامين كند؟براي حل معضل گذرگاه ها مي‌بايست به دنبال راه حل ريشه اي بود تا گذرگاه ها بيست و چهار ساعته و بدون هيچ گونه مشكل و مانعي به روي مردم و تجار باز باشد.نمودار محاصره - شرح ذخيره موجود1) دارو(85نوع) 02) دارو(138نوع) تا سه ماع3) داروهاي روانپزشكي 04) كيسه‌هاي عمليات ضد عفوني 05) لوازم التحرير 06) گازهاي داراي مصرف پزشكي (2هفته)7) انواع پارچه و البسه 08) مواد غذايي 2هفته9) مواد پاك كننده 2هفته10) سوخت 2هفته11) لوازم و تجهيزات پزشكي 2 هفته12) بانك خون به علت كمبود لوازم پزشكي تعطيل شده استآمار تعداد بيماران و قربانيان ايست هاي بازرسي و موارد مربوط به جلوگيري از سفر بيماران به خارجـ شهادت 18 مرد و زن بيمار در ايست‌هاي بازرسي به خاطر ممانعت از سفر آنان به خارج براي درمان به موقع در ماه نوامبرـ شهادت 44 نفر به خاطر محاصره و بسته ماندن گذرگاه ها از ژوئن گذشته تاكنونـ 600 الي 700 بيمار براي درمان ماهانه خود نياز به سفر خارجي دارند.ـ 250 الي 300 بيمار به درمان فوري نيازمندند و هر گونه تاخير در درمان، زندگي آنان را به خطر مي اندازد به علاوه اين كه تعداد بيماران سرطاني و كليوي به 900 نفر رسيده است.ماه اكتبرـ جلوگيري از سفر 253 بيمارـ جلوگيري از سفر 190 بيمار تحت مراقبت هاي پزشكي45 درصد بيماراني كه با انتقال آنان به خارج ممانعت شده مبتلا به بيماري هاي چشم، استخوان، ستون فقرات، سرطان و خون هستند و از تاريخ 2007/11/1 تا 7/11/ 2007 تعداد اين بيماران به 19 نفر رسيد و در اين ميان به درخواست 39 بيمار براي سفر به خارج پاسخي داده نشد.طي روزهاي پنجشنبه الي دوشنبه آخر ماه اكتبر از سفر 106 بيمار به خارج جلوگيري و با درخواست آنان مخالفت شد.فقط در روز سه شنبه از انتقال 13 بيمار جلوگيري به عمل آمد.11 بيمار تاكنون هيچ پاسخي به درخواست خود دريافت نكرده‌اند.بيماران سرطانيدر نوار غزه 450 بيمار سرطاني وجود دارد كه 35 درصد آنان كودك و 26 درصد زن هستند. به بيماران سرطاني اجازه سفر به خارج براي درمان يا تكميل دوره درمان يا عمل جراحي و همچنين اجازه ورود داروهاي ويژه اين بيماري داده نمي‌شود و بيماران سرطاني هم اكنون در معرض مرگ قرار دارند.بيماران كليويدر نوار غزه 400 بيمار كليوي و دياليزي وجود دارد. اين بيماران در هفته سه بار نياز به دياليز دارند اما به علت ادامه محاصره و از كار افتادگي دستگاه‌هاي دياليز و جلوگيري از ورود قطعات يدكي اين دستگاه‌ها، اين دسته از بيماران با خطر حتمي مرگ مواجه اند.بيماران قلبي400 الي 450 بيمار قلبي از كمبود داروي كافي و خرابي تجهيزات پزشكي بخش هاي مختلف قلب رنج مي برند.دستگاه هاي دياليزوزارت بهداشت جمعا 69 دستگاه دياليز در اختيار دارد كه در چهار بيمارستان توزيع شده‌اند. از اين تعداد 20 دستگاه به خاطر جلوگيري اشغالگران از ورود قطعات يدكي براي تعمير آنها از كار افتاده‌اند و تاريخ مصرف 3 دستگاه نيز گذشته است و در هر لحظه ممكن است كه خراب شوند.جدول تجهيزات ضروري و مهم پزشكي از كار افتاده در بيمارستان هاي اصلياسامي بيمارستان‌ها - تعداد تجهيزات از كار افتادهالشفاء 29ناصر 47تل‌السلطان 22شهداء الاقصي 20بيت حانون 14العيون 11ابو يوسف النجار 4الأوروبي 15محمد الدره 26كمال عدوان 3آمار فوق نشان دهنده توطئه رژيم صهيونيستي براي نابودي بخش بهداشت و درمان فلسطين و هدف از آن تضعيف اراده ملت و چشم پوشي آن از اصول و آرمان‌هاي ملي است.

سال گذشته شش هزار و پانصد نفر در افغانستان کشته شدند



ناآرامی های تازه در افغانستان قربانی گرفت

خشونتها در افغانستان در سال جدید میلادی نیز ادامه یافته است
نظامیان ناتو در افغانستان از کشته شدن دو غیرنظامی و مجروح شدن پنج نفر دیگر در جریان یک درگیری در جنوب افغانستان خبر می دهند.
نیروهای ناتو در افغانستان با انتشار اعلامیه ای افزوده اند که تصور می رود در این درگیری شماری از شورشیان مسلح نیز کشته شده باشند.
این درگیری در ده کیلومتری شمال ترینکوت، مرکز ولایت ارزگان روی داده است.
در اعلامیه ناتو آمده است که سربازان آیساف نخست هدف انفجار یک بمب قرار گرفتند و به دنبال آن شورشیان مسلح به آنان حمله کردند که سربازان ناتو نیز به آتش آنان پاسخ دادند.
براساس این اعلامیه، زمانی که سربازان ناتو دوباره پس از پایان درگیری از محل بازدید کردند، متوجه شدند که در جریان درگیری دو غیرنظامی به شمول یک کودک کشته و پنج نفر دیگر از جمله سه کودک زخمی شده اند.
ناتو می گوید زخمی های این درگیری به یک بیمارستان منتقل شده اند.
رهبران محلی و مقامات دولتی افغانستان، از جمله حامد کرزی، رییس جمهور، بارها از نیروهای خارجی تقاضا کرده اند که در عملیات نظامی خود احتیاط بیشتری به کار گیرند تا مانع از آسیب دیدن غیرنظامیان شوند.
سازمان های غیردولتی دفاع از حقوق بشر نیز در مورد ادامه تلفات غیرنظامیان در افغانستان ابراز نگرانی کرده اند.
حوادث قندهار و خوست
در عین حال یک حمله انتحاری در ولایت قندهار روی داده که در نتیجه آن یک غیرنظامی کشته و شش نفر دیگر به شمول دو سرباز ارتش افغانستان زخمی شده اند.
انفجار در محل نسبتا خلوت در داخل شهر قندهار روی داده که به گفته مقامات امنیتی هدف آن کاروانی از نیروهای ارتش افغانستان بوده است.
این دومین حمله انتحاری در دو روز گذشته در ولایت قندهار است. در حمله انتحاری روز گذشته در قندهار دوازده غیرنظامی زخمی شدند.
از سوی دیگر، در یک حمله راکتی از سوی طالبان به ولایت خوست، دو محافظ افغان نیروهای آمریکایی کشته و دو تن دیگر زخمی شده اند.
مقامات در خوست می گویند در یک مورد جداگانه چهار جنگجوی طالبان را در مرز با وزیرستان شمالی کشته اند.
خشونتها در افغانستان در سال جدید میلادی نیز ادامه یافته است در حالیکه سال 2007، خونین ترین سال برای افغانستان پس از فروپاشی رژیم طالبان بود.
گزارشها نشان می دهد که سال گذشته بیش از شش هزار و پانصد نفر، به شمول نفرات طالبان، نیروهای امنیتی و غیرنظامیان در درگیری ها و سایر اقدامات و حملات مسلحانه جان خود را از دست دادند.

طالبان پروژه مشترک انگلیس، آمریکا، عربستان و بی نظیر بوتو




بوتو:" فکر روی کار آوردن طالبان از انگلیس ها بود، مدیریت آنرا امریکایی ها بعهده گرفتند، هزینۀ آنرا سعودی ها پرداختند و من اسباب آنرا فراهم کرده و طرح را به اجرا در آوردم




گرچه ترور بوتو، بار دیگر چهره زشت تروریسم را نمودار کرد، اما تلاش رسانه های تجاری بین المللی، که در این مدت وسیعا مرگ او را پوشش خبری داده، او را تقدیس نمودند، نام شهید و قهرمان بر او گذاشتند، در عین حال تلاشی بود بر سرپوش نهادن بر وقایع بسیار مهمی که در دو دهه اخیر اتفاق افتاده است و این وقایع دقیقا با نقش بوتو در نحوه شکل گیری طالبان پیوند دارد


خود بی نظیر بوتودر این مورد در تاریخ 30 اکتبر سال 2000، در مصاحبه ای با لوموند چنین گفته بود:" فکر روی کار آوردن طالبان از انگلیس ها بود، مدیریت آنرا امریکایی ها بعهده گرفتند، هزینۀ آنرا سعودی ها پرداختند و من اسباب آنرا فراهم کرده و طرح را به اجرا در آوردم।»

رُزی دی مانوتورنتو استاربرگردان المیرا مرادی

مادرِ طالبان

سال 1991 است، سرویس های امنیتی پاکستان قبل از اینکه ضرب الاجل تعیین شده برای پایان دادن به ارسال مستقیم تدارکات برای جنگجویان مورد حمایت خود در جنگ داخلی افغانستان فرا رسد، با عجله مقادیر زیادی اسلحه و مهمات را در زاغه ای سری، واقع در اسپن بولداغ مخفی کردندتونل زیر زاغه به اندازه کافی جای نگهداری تدارکات را دارد که هزاران سرباز را تسلیح کند
سال بعد، طالبان درهای انبار را باز می کنند و سلاح ها را که هنوز در پلاستیک پوشیده شده بودند را بیرون می آورند و بدست داوطلبانی که از میان " مدرسه های مذهبی" (madrassas) جمع کرده اند، می دهند
این واقعه ای است که اسناد آن در کتاب Ghost Wars آورده شده است
در طول 24 ساعت، طالبان قندهار را تسخیر می کنند
ملا عمر مقر فرمانداری را به تصرف در می آورد و فرودگاه – همراه با شش میگ جنگنده 21، چهار میگ 17 جهت نقل انتقال هلیکوپترها و مجموعه ای از تانک ها و هواپیماهای شخصی به اشغال در می آید
ویرانگری طالبان در افغانستان ادامه می یابد، تقریبا تمامی مخالفان جارو می شوند، تا جائیکه وقتی کابل سقوط می کند حتی کسی آهی هم از نهادش بر نمی آید
آنگونه که استیو کول، نویسنده کتاب Ghost Wars توضیح داده است:" بی نظیر بوتو یکباره مبدل به « گیس سفید» باند جدید افغانی شد
"نخست وزیر سابق پاکستان، بی نظیر بوتو، اصلا و ابدا زن احمقی نبود
طالبان قماری بود که او انتخاب کرده بود، حتی اگر این عمل، حیله گرانه و از روی زیرکی هم صورت نگرفته باشد، باید گفت که هیچ تامل و دلواپسی هم در کار نبوده است و مطمئنا با حکم قدرتمند سرویس امنیتی ISI، ( سازمان اطلاعات و امنیت پاکستان) او هراسش از این بوده که می بایستی خودش را به خوبی با طرح مزبور تطبیق دهد، چرا که این خواسته را داشت که در پست نخست وزیری باقی بماند
اشتباه نکنید: زنی که اخیرا ترور شد و هم اینک برایش اینهمه عزاداری می کنند، بیش از یک دهه قبل، بوسیله عوامل متعدد و بسیارتحت نظرش، تبدیل به مادرخوانده تروریست هایی شده بود که آنها را زیر بال و پر خود گرفته بود، همان تروریست های خشک مغز مسلمانی که بوتو اخیرا در جریان مبارزات انتخاباتی اش به آنها پرخاش نموده و مورد عتاب قرار داده بود
بیشک بوتو زن شجاعی بود، اما او برای پاکستانی که پس از مهاجرت پشت سر خود باقی گذاشت و تبدیل به انبار باروتی گشته، همراه با ارتشی مسموم و درگیر با طالبان و کمک به خلق هیولایی که حتی با اینکه سرویس های امنیتی پاکستان(ISI) آنرا حمایت و پشتیبانی کرده بودند اما دیگر قادر به کنترل آن نبودند، شدیدا قابل سرزنش و شماتت است
در طول دومین دور نخست وزیری اش ، با وقاحت، مدت ها حتی به واشنگتن در مورد میزان کمک هایی که پاکستان با تائید او چه در زمینه تسلیح و چه در زمینه تامین مالی طالبان انجام می داد، دروغ می گفت
که بوتو در یک مصاحبه در سال 2002 تصدیق کرد:" زمانیکه من این اجازه را دادم که آنها [طالبان] پول دریافت کنند، دیگر نمی دانم در نهایت چقدر پول به آنها پرداخت شد
فقط می دانم که خیلی زیاد بود
چک سفید بود، امتیاز مطلق بود." برای بوتو، هدف آن بود که افغانستان نوین زیر یوغ پاکستان و خارج از اقمار هند قرار گیرد. احمد شاه مسعود ،" رهبر اتحاد شمال" ، از این زاویه برای او مطلوب نبود، چرا که به هند خیلی نزدیک بود. از این رابطه [پاکستان با افغانستان] می شد که با سرازیر کردن امکانات صنعت حمل و نقل پاکستان، کابل را – این جاده ابریشم نوین که بازارهای آسیای مرکزی را در بر میگرفت- از خط لوله نفت از ترکمنستان ( که تحقق نیافت) و کمپ های آموزشی جنگجویان جدایی طلب کشمیر در خارج از پاکستان، ممانعت کرد.بوتو یک دیدگاه و نقشه سیاسی و اقتصادی برای پاکستان داشت که مبتنی برخلق یک دولت مطیع در همسایگی بود. آن نقشه و دیدگاه از اختیارش خارج شد، همانگونه که از اختیار ISI هم خارج شد. در حقیقت، القاعده که اینک با طالبان سخت عجین هستند، از روز اول از بوتو بیزار بوده، با دعوت از چند افسر ISI در همان اوایل، در سال 1989، نقشه سقوط سیاسی او را می کشیدند.شاید بوتو تا سال 2007، از اشتباهات خود چیزی آموخته بود. شاید هم بعنوان آخرین متحد شناخته شده واشنگتن در منطقه، چیزهای دیگری، ورای شعارهای دمکراتیکی که از آنها حمایت می کرد، برای او وجود داشتند. بهر حال او زنی بود که دروغ گفت و با شور و شوق تبانی کرد، حتی بداخلاق ترین آدمهای سختگیر و شکاک را با هوش ، زیبایی و جذابیت خود سحر و جادو می کرد.بعنوان شهید، او در حال حاضر موقعیت بهتری دارد تا آنچه که قبلا در موقعیت رهبر یک کشور داشت.

۱۳۸۶ دی ۱۶, یکشنبه

بی ثبات کردن پاکستان باهدف تجزیه


میشل شوسودفسکی- ترجمه بایرام منصوری

ترور بی نظیر بوتو شرایطی ایجاد کرده است که به بی ثباتی و تجزیه پاکستان در مقام یک کشور کمک خواهد کرد।


روند تغییر رژیم، به سرکردگی ایالات متحده که بطور معمول به تشکیل دولتی تازه تحت سرپرستی رهبران تازه می انجامد با شکست روبرو شده است. ژنرال مشرف که نزد مردم پاکستان از اعتبار بی بهره مانده است، دیگر نمی تواند در قدرت سیاسی باقی بماند. از سوی دیگر انتخابات غیر واقعی که از سوی جوامع بین المللی حمایت و برای ژانویه 2008 در نظر گرفته شده بود، حتی اگر به انجام نیز می رسید، قانونی شناخته نمی شد و نتیجه اش چیزی نبود مگر بن بست سیاسی.
نشانه هایی در دست است که ترور بی نظیر بوتو از سوی مقامات آمریکائی پیش بینی شده بود؛"لری چین" در مقاله ای به تاریخ 29 دسامبر منتشره در "گلوبال ریسرچ" آورده است:
" به نظر می رسید در چند ماه اخیر، دولت بوش- چنی و متحدانش، مانورهائی را به منظور تقویت کنترل سیاسی خود بر پاکستان شروع کرده اند تا راه را در جهت گسترش و تعمیق "جنگ بر علیه تروریسم" در منظقه هموار نمایند.
طرح های گوناگون بی ثبات کردن از سوی آمریکا و تحلیل گران سیاسی این کشور نشان می داد که سرنگونی رژیم نظامی امری اجتناب ناپذیر است.
ترور بی نظیر بوتو به نظر قابل پیش بینی می نمود. حتی گزارش هایی در میان مقامات رسمی آمریکائی دهان به دهان می گشت که احتمال ترور مشرف و یا بی نظیر بوتو از آنجمله بود. این پیش بینی مدتها پیش از ترور بوتو مطرح شده بود."
بن بست سیاسی
"تغییر رژیم"، با این نقطه نظر که رژیم نظامی می تواند وضعیت موجود را تثبیت کند، دیگر مورد اعتماد سیاست خارجی آمریکا نیست. رژیم پرویز مشرف دیگر قادر به اجرای این سیاست نیست. سیاست خارجی واشنگتن به گونه ای فعال در مسیر تجزیه سیاسی و بالکانیزه کردن پاکستان به عنوان یک کشور مستقل قرار گرفته است. روی کار آمدن رهبری سیاسی تازه قابل پیش بینی است، اما این رهبری شکل متفاوت ترین در رابطه با دیگر رژیم های دست نشانده ایالات متحده خواهد داشت. می توان انتظار داشت که واشنگتن بر روی نوعی رهبری سیاسی پافشاری کند که ضمن همسوئی با خواست های امپریالیستی این کشور، تعهد در دفاع از منافع ملی را کنار گذاشته و سیاست تمرکز زدایی را به منظور تضعیف دولت مرکزی و ساختار شکننده فدرالی پاکستان را دنبال نماید. ایجاد بن بست سیاسی عملی است ماهرانه. این تمهید بخشی از اهداف سیاست خارجی آمریکاست که خواهان از هم پاشیدگی و اغتشاش در ساختار کشور پاکستان می باشد. حکومت غیر مستقیم ارتش و سازمان های اطلاعاتی پاکستان باید جای خود را به فرم های مستقیم برای دخالت بیشتر آمریکا در این کشور و از طریق حضور نظامی آمریکا در پاکستان بدهد.
حضور اینچنانی به خاطر شرایط ژئوپولتیک خاورمیانه- آسیای مرکزی و طرحهای در دست اجرای واشنگتن به منظور ایجاد و گسترش جنگ در خاورمیانه و مناطقی در ابعاد وسیع تر انجام می شود.
ایالات متحده پایگاه های نظامی متعددی در پاکستان دارد که از طریق آن می تواند آسمان این کشور را تحت کنترل خود داشته باشد. "ویلیام آرکین" در مقاله ای که چند روز پیش در واشنگتن پست نوشت، آورد: " انتظار می رود که نیروهای ویژه آمریکا حضور خود را در پاکستان به گونه ای وسیع تر گسترش دهد. این گستردگی، بخشی است از تلاش به منظور آموزش و حمایت از نیروهای ضد شورش بومی و واحدهای مخفی ضد تروریسم."
توجیه رسمی و زمینه سازی جهت افزایش حضور آمریکا در پاکستان، گسترش جنگ بر علیه تروریسم، اقامه شده است. واشنگتن در همین راستا و به منظور توجیه برنامه ضد تروریسم خود، حمایت مخفی از تروریست ها را افزایش داده است.
بالکانیزه کردن پاکستان
به نقل از "واجید شمسول حسن"، کمیسر مالی سابق پاکستان در بریتانیا که در تاریخ 13 فوریه 2005 در تایمز هندوستان به چاپ رسید آمده که "گزارش شورای اطلاعاتی ملی ایالات متحده و سیا پیش بینی کرده بود که در فاصله یک دهه از طریق جنگ داخلی، خونریزی و رقابت های استانی که اخیرا در بلوچستان حادث شده است، برای پاکستان همان سرنوشتی رقم خواهد خورد که یوگسلاوی به آن دچار گردید" (انرژی کامیس 20 مارچ 2005).
بر اساس این گزارش، "پاکستان تا سال 2015 قطعه قطعه و سقوط خواهد کرد، که این ناشی از جنگ داخلی، طالبانسیم و مبارزه در راه کنترل سلاح هسته ای خواهد بود."
شمسول حسن با اشاره به گزارش مذکور گفته است که "اطلاحات قدم به قدم دمکراتیک، تغییر اندکی در شکل اپوزیسیون سیاسی نخبگان و گروهای رادیکال اسلامی بوجود خواهد آورد. در فضائی که حاکی از آشوب داخلی خواهد بود، کنترل مرکزی دولت بر سرزمین پنجاب و استان اقتصادی کراچی احتمالا کاهش خواهد یافت."
این دیپلمات سابق با نگرانی می پرسد که: "آیا حاکمان نظامی ما بر روی یک موضوع مشابه کار می کنند و یا بر روی چیز که سال هاست دو سازمان اطلاعاتی آمریکا به عنوان گزارش های مختلف در اختیار آنان قرار داده اند؟" تداوم و استمرار که به ارتش پاکستان و سازمان اطلاعاتی این کشور شخصیت می بخشد، نتیجه ای جز از هم پاشیدگی سیاسی و بالکانیزه کردن این کشور نخواهد داشت."
وی در ادامه می افزاید؛ "بر اساس سناریوی مشترک سیا و شورای اطلاعات ملی که واشنگتن قصد دارد آنرا پیگیری کند، پاکستان به راحتی از پس مشکلات دهه های متوالی در زمینه های سیاسی، عدم مدیریت اقتصادی، سیاست های تفرقه افکنانه، بی قانونی، فساد و اختلافات قومی بر نخواهد آمد."
طرح آمریکا شامل تحریک اجتماعی، قومی، دسته بندی های فرقه ای و سیاسی و موزائیکی کردن کشور پاکستان می باشد. این روش عمل که دیکته شده طرح های جنگی آمریکاست، دو کشور افغانستان و ایران را نیز در بر می گیرد.
طرح آمریکا برای پاکستان، شبیه بر طرحی است که این کشور برای خاور میانه بزرگ و منطقه آسیای مرکزی در نظر داشت. استراتژی ایالات متحده که عملیات پنهان اطلاعاتی به آن کمک می کند، شامل هدف گیری اختلافات قومی و مذهبی، تعمیم و حمایت مالی از جنبش های تجزیه طلب از یک سو و تضعیف نهادهای دولت مرکزی از سوی دیگر می باشد
هدف گسترده تر ایالات متحده، از هم پاشی دولت شهرها و ترسیم دو باره مرزهای عراق، ایران، سوریه، افغانستان و پاکستان است.
ذخائر نفت، گاز پاکستان
ذخائر عظیم نفت و گاز پاکستان عمدتا در بلوچستان قرار دارد، خطوط لوله های نفتی که از این استان می گذرد و موجب شده است تا ارتش به منظور حفظ منافع استراتژیک نفتی انگلیس و آمریکا؛ در این منطقه حضور مستمر نظامی داشته باشد.
بلوچستان از لحاظ وسعت، 40 در صد خاک پاکستان را تشکیل می دهد و صاحب ذخائر مهم نفت و گاز و همچنین ذخائر وسیع مواد معدنی می باشد.
خطوط لوله ایران به هند نیز از بلوچستان می گذرد. بلوچستان همچنین بندر دریائی عمیق دارد که چین بر روی آن سرمایه گذاری کرده است و فاصله زیادی از تنگه هرمز ندارد که 30 درصد نفت روزانه جهان از طریق خط لوله و کشتی از آن می گذرد. (آسیا نیوز، 29 دسامبر 2007)
پاکستان به طور تخمین، 1/25 تریلیون فوت مکعب ذخیره گاز دارد که 19 تریلیون آن در بلوچستان قرار دارد. در میان کنتراکتورهای نفت و گاز باید از بریتیش پترولیوم، ای ان آی ایتالیا، اوام دی اطریش و بی اچ پی استرالیا نام برد. بی دلیل نیست که شرکت های دولتی گاز و نفت پاکستان که بیشترین سهم را در منطقه سوئی بلوچستان دارند، در صدد خصوصی کردن آنها تحت نظارت صندوق بین المللی پول می باشند.
بر پایه گزارش های نشریه نفت و گاز، ذخائر تائید شده نفت پاکستان بالغ بر300 میلیون بشکه است که بیشتر آنها در بلوچستان قرار دارد. بر آوردهای دیگر نشان می دهد که ذخائر نفت در بلوچستان بر6 تریلیون بشکه می رسد که برخی از آنها در ساحل این استان و برخی دیگر در بستر دریا قرار دارند.

تحریک آمریکا در رابطه با قرارداد الجزایر


خبرگزاري فارس: رئيس‌جمهوري عراق خواستار مذاكرات بيشتر با ايران درباره توافقنامه الجزاير شد و هر گونه دخالت آمريكا در اين مذاكرات را رد كرد. به گزارش فارس به نقل از خبرگزاري "اصوات‌العراق"، جلال طالباني، ديروز در كنفرانس خبري مشترك با مسعود بارزاني، رئيس منطقه كردستان عراق در منطقه "دوكان" بر ادامه گفت‌وگو‌ها بين ايران و عراق درباره ترسيم مرزها و جزئيات توافقنامه الجزاير تأكيد كرد.طالباني افزود: ايران و عراق بايد درباره جزئياتي كه در توافقنامه 1975 ميلادي الجزاير آمده است، بحث و گفت‌وگو كنند.وي گفت: يك هيأت عراقي براي گفت‌‌وگو در اين باره در ايران به سر مي‌برد.رئيس‌جمهوري عراق با رد گزارش‌هاي منتشرشده درباره دخالت آمريكايي‌هاي در اين مذاكرات گفت: «آمريكا در اين مذاكرات نقشي ندارد.»وي در عين حال ادعا كرد: طرح توافقنامه الجزاير توسط "هنري‌كسينجر" وزير امور خارجه اسبق آمريكا ارائه شده بود.طالباني پيش از اين بر پايبندي بر اين توافقنامه تأكيد كرد و گفته بود: مفاد توافقنامه الجزاير يك‌طرفه قابل تغيير نيست.

16دی :ساندی تايمز :حمله نظامی اسرائيل عليه تاسيسات هسته ای ايران در صورت شکست تلاش های ديپلماتيک ,عملی, خواهد بود عصر ايران:روزنامه ساندی تايمز در گزارشی ادعا کرد: "اسرائيل قرار است اطلاعاتی در مورد گزينه های حمله به تاسيسات هسته ای ايران را در طول سفر بوش در اختيار وی قرار دهد" اين روزنامه چاپ لندن نوشت: "مقامات امنيتی اسرائيل قصد دارند گزارش آخرين اطلاعات خود درباره برنامه هسته ای ايران و نحوه نابود ساختن تاسيسات هسته ای اين کشور را به بوش ارائه دهند। اين گزارش ادعا می کند: "ايهود باراک وزير دفاع اسرائيل می خواهد بوش را متقاعد کند که حمله نظامی اسرائيل عليه تاسيسات هسته ای ايران در صورت شکست تلاش های ديپلماتيک ,عملی, خواهد بود।" به ادعای ساندی تايمز چندين گزينه نظامی برای ارائه به بوش آماده است। برپايه اين گزارش هرچند مقامات امنيتی به خاطر نگرانی از به خطر افتادن عنصر غافلگيری در هرگونه حمله احتمالی تمايلی به افشای اطلاعات خود ندارند اما انتظار می رود آنها جزئيات تازه ای از برنامه غنی سازی اورانيوم ايران و توسعه موشک های حامل کلاهک های هسته ای را در اختيار بوش بگذارند। جرج بوش اواخر هفته گذشته ادعا کرد: "به رغم ارزيابی جديد اطلاعاتی آمريکا ايران همچنان يک تهديد محسوب می شود।" وی افزود: "گزارش اطلاعاتی را به دقت مطالعه کرده ام। در واقع اين گزارش می گويد که ايران يک برنامه مخفيانه برای ساخت سلاح اتمی دارد!" به نوشته ساندی تايمز مقامات امنيتی اسرائيل بر اين باورند که تنها راه برای جلوگيری از غنی سازی اورانيوم تا گريد نظامي، نابودی تاسيسات هسته ای ايران است و اکثر اسرائيلی ها علاقه مندند بدانند که آيا آمريکا چراغ سبز حمله را به کشورشان خواهد داد يا خير.






۱۳۸۶ دی ۱۵, شنبه

مقايسه هزينه های جنگ در عراق با بودجه داخلی کشور آمريکا
نویسنده:جان بورتا نماینده مردم ایالت پنسیلوانیا در کنگره آمریکا
منبع Information Clearing House
برگردان : کاوه عظيمیه



در حال حاضر هزينه ماهانه ای که دولت آمريکا در عراق جهت هزينه های نظامی و غيره ، تقبل می کند بالغ بر8 ميليارد دلار است . يا بصورتی حدودأ 2 ميليارد دلار در هفته و يا 267 ميليون دلار در روز که اين برابر است با 11 ميليون دلار در هر ساعت .
مطالب زير مقايسه ای است ما بين هزينه ناشی از جنگ در عراق و آنچه را که می توان با همين بودجه در داخل کشور آمريکا انجام داد .
من تلاش و کوشش کرده ام که ارتش مان را از عراق خارج نماييم و برای اين موضوع دلايل بسياری دارم منجمله ، حفاظت جان نظاميان و آينده ارتش مان و همچنين بر اين باور هستم که کار آنان در عراق پايان پذيرفته و زمان آن رسيده که به کشور بازگردند و اجازه دهند که مردم عراق زمام امور کشور خويش را به دست بگيرند و به حل مشکلات داخلی خود ، بدون دخالت ما بپردازند و سرانجام قصد دارم که اين هزينه سنگين که از ماليات مردم آمريکا تهيه می گردد را صرف امور داخلی و نيازهای داخلی کشورمان گردد .



امنيت ملی

1- بودجه سالانه سال 2007 اداره امنيت ملی داخل کشور معادل است با،31.7 ميليارد دلار که برابر است با هزينه نظامی 4 ماه ایالت متحده آمریکا در عراق
2- بودجه يکبار مصرفی جهت تجهيز کردن هواپيما های مسافر بری به سيستم ضد موشکی ( موشک هايی که به وسيله نيرو های پياده و معمولأبوسیله يک نفر پرتاب می گردد ) معادل است با،10 ميليارد دلار که برابر است با هزينه نظامی 5 هفته ایالت متحده آمریکا در عراق
3- بودجه 7 ساله جهت تامين کسری بودجه کمک های مالی لازم جهت بازسازی افغانستان معادل است با،8.6 ميليارد دلار که برابر است با هزينه نظامی 1 ماه ایالت متحده آمریکا در عراق
4- بودجه يکبار مصرفی جهت حفاظت و امنيت سيستم ترابری و مسافربری عمومی مانند اتوبوس ، مترو و قطار معادل است با،5.2 ميليارد دلار که برابر است با هزينه نظامی 3 هفته ایالت متحده آمریکا در عراق
5- بودجه سالانه جهت تهيه دستگاه های مخصوص کشف امواج و تشعشعات مضر که به دليل کسر بودجه سالانه تهيه آنان متوقف گرديده ، معادل است با،1.5 ميليارد که برابر است با هزينه نظامی 5 روزه ایالت متحده آمریکا در عراق
6- کمک بودجه سالانه جهت افزايش تعداد نيروهای پليس در شهر های مختلف آمريکا معادل است با،1.4 ميليارد دلار که برابر است با هزينه نظامی 5 روزه ایالت متحده آمریکا در عراق
7- بودجه سالانه جهت آموزش و تهيه تجهيزات سيستم ترابری عمومی معادل است با ،800 ميليون دلار که برابر است با هزينه نظامی 72 ساعت ایالت متحده آمریکا در عراق
8- بودجه سالانه بازرسی صد در صد کالاهايی که به دليل کسری بودجه فعلی مورد بازرسی قرار نمی گيرند . ( نيمی از اين کالا ها از طريق هواپيما های مسافربری وارد کشور می گردندند ) معادل است با،700 ميليون دلار که برابر است با هزينه نظامی 2 روز ایالت متحده آمریکا در عراق
9- بودجه يکبار مصرفی جهت تهيه سيستم راديويی با مرکزيت مشترک برای گروه های امداد و اورژانس ( آنچه که در فاجعه يازدهم سپتامبر کمبود آن کاملأ محسوس بود ) معادل است با،
350 ميليون دلار که برابر است با هزينه نظامی 1.5 روز ایالت متحده آمریکا در عراق
10- بودجه سالانه جهت افزايش به ميزان صد در صد در تعداد آتش نشانان کشور معادل است با،500 ميليون دلار که برابر است با هزينه نظامی 2 روزه ایالت متحده آمریکا در عراق
11- بودجه سالانه جهت تامين کسری بودجه امنيت ملی در شهر هايی که فاجعه يازده سپتامبر در آنها رخ داده ، معادل است با،94 ميليون دلار که برابر است با هزينه نظامی 8.5 ساعت ایالت متحده آمریکا در عراق
بهداشت و درمان نيروهای نظامی
1- بودجه 5 ساله جهت جبران کسری بودجه بيمه درمانی عمومی که به وسيله رئيس جمهور در بودجه سال 2007 کشور کاهش داده شده است ، معادل است با،
36 ميليارد دلار که برابر است با هزينه نظامی 4 ماه و 15 روز ایالت متحده آمریکا در عراق
2- بودجه 5 ساله جهت جبران کسری بودجه دارو و درمان عمومی که به وسيله رئيس جمهور در بودجه سال 2007 کشور کاهش داده شده است ، معادل است با،5 ميليارد دلار که برابر است با هزينه نظامی 2.5 هفته ایالت متحده آمریکا در عراق
3- بودجه 5 ساله جهت جبران بودجه بهداشت و درمان نظاميان که افزايش 200 الی 300 درصدی داشته ، معادل است با،2.5 ميليارد دلار که برابر است با هزينه نظامی 9 روز ایالت متحده آمریکا در عراق
4-بودجه يکبار مصرفی جهت سرمايه گذاری در روان درمانی نظاميان معادل است با،100 ميليون دلار که برابر است با هزينه نظامی 9 ساعت ایالت متحده آمریکا در عراق
5- بودجه جهت تحقيقات و مطالعات پزشکی و اعضای مصنوعی بدن برای نظاميان معادل است با ،48 ميليون دلار که برابر است با هزينه نيم روز ایالت متحده آمریکا در عراق
6- بودجه سالانه انجمن ملی پژوهش و بهداشت که در بودجه سالانه کاهش يافته و در نتيجه محققين و دانشمندان از کار بيکار گشته اند . معادل است با ،65 ميليون دلار که برابر است با هزينه 6 ساعت ایالت متحده آمریکا در عراق
7-بودجه سالانه جهت تهيه و تامين بيمه برای 9 ميليون کودک که فاقد بيمه درمانی می باشند معادل است با ،15 ميليارد دلار که برابر است با هزينه نظامی 1.5 هفته ایالت متحده آمریکا در عراق
8- بودجه سالانه جهت ادامه برنامه مناسب تکميلی غذايی که با کمتر از 20 دلار در ماه مواد غذايی لازم را برای بيش از 400000 سالمند تهيه می کرده که در بودجه رياست جمهوری کاملأ قطع گرديده است معادل است با،118 ميليون دلار که برابر است با هزينه نظامی 12 ساعت ایالت متحده آمریکا در عراق
تحصيلات، آموزش و پرورش

1- بودجه سالانه آموزش و پرورش جهت جايگزينی کسری بودجه ارائه شده از طرف رئيس جمهور مانند 40 برنامه مختلف از جمله آموزش در مبارزه با اعتياد و حمايت های دولت برای آموزش و برنامه های هنری در مدارس و برنامه های انجمن آموزگاران و والدين دانش آموزان معادل است با،3.4 ميليارد دلار که برابر است با هزينه نظامی 13 روز ایالت متحده آمریکا در عراق
2- بودجه سالانه وام های پرکين که به 463000 دانش آموزان کم در آمد ، امکان ادامه تحصيلات عاليه در مراکز آموزشی را فراهم می کرده و در بودجه رئيس جمهور کاملأ قطع گرديده است معادل است با ،664 ميليون دلار که برابر است هزينه نظامی 2.5 روز ایالت متحده آمریکا در عراق
3- بودجه سالانه " شروع با هم" که در بودجه رئيس جمهور کاملأ قطع گرديده است معادل است با ،99 ميليون دلار که برابر است با هزينه نظامی 9 ساعت ایالت متحده آمریکا در عراق
محيط زيست و زير بنا
1- بودجه جهت تامين کسری بودجه سازمان حفاظت محيط زيست که در بودجه سال2007 رئيس جمهور آمريکا کاهش داشته ، معادل است با،300 ميليون دلار که برابر است با هزينه نظامی 1 روز و 3 ساعت ایالت متحده آمریکا در عراق
2- بودجه 30 ساله جهت پاکسازی محيط زيست آلوده در مناطق مختلف آمريکا که تعداد آنها به 350 هزار می رسد . معادل است با،253 ميليارد دلار که برابر است با هزينه نظامی 2 سال ایالت متحده آمریکا در عراق
3- بودجه مراقبت های لازم و پروژه های نا تمام پارک های ملی آمريکا معادل است با،9.11 ميليارد دلار که برابر است با هزينه نظامی 1 ماه و 10 روز ایالت متحده آمریکا در عراق
4- بودجه لازم جهت نگهداری و پروژه های ناتمام جنگل های آمريکا معادل است با،6 ميليارد دلار که برابر است با هزينه نظامی 3 هفته ایالت متحده آمریکا در عراق
5- بودجه پروژه های عقب مانده سازمان شکاربانی کشور معادل است با،2 ميليارد دلار که برابر است با هزينه نظامی 2 هفته ایالت متحده آمریکا در عراق

6- بودجه سالانه ای که هزينه های مختلف و متفرقه تحميل شده رئيس جمهور به مردم آمريکا است ، معادل است با ،47.2 ميليارد دلار که برابر است با هزينه نظامی 6 ماه ایالت متحده آمریکا در عراق
7- بودجه سالانه کمک هزينه به بودجه های ايالتی معادل است با،1.7 ميليارد که برابر است با هزينه نظامی 1 هفته ایالت متحده آمریکا در عراق
پنسيلوانيا
1- بودجه جهت پاکسازی سموم اسيدی معادن در پنسيلوانيا معادل است با،15 ميليارد دلار با که برابر است با هزينه نظامی 2 ماه ایالت متحده آمریکا در عراق
2- بودجه لازم جهت ترميم و نگهداری سيستم فاضلاب پنسيلوانيا معادل است با،8 ميليارد دلار که برابر است با هزينه نظامی 1 ماه ایالت متحده آمریکا در عراق
3- بودجه اضطراری جهت مرمت اکثر سد ها در پنسيلوانيا معادل است با،642 ميليون دلار که برابر است با هزينه نظامی 2 روزه ایالت متحده آمریکا در عراق
4- بودجه جهت مرمت و بازسازی عقب افتاده جاده های پنسيلوانيا معادل است با،2.3 ميليارد دلار که برابر است با هزينه نظامی 8 روز ایالت متحده آمریکا در عراق
5- بودجه جهت مرمت و باز سازی پل های پنسيلوانيا معادل است با،8 ميليارد دلار که برابر است با هزينه نظامی 1 ماه ایالت متحده آمریکا در عراق
6- بودجه جهت نياز سيستم آب آشاميدنی پنسيلوانيا معادل است با،5.26 ميليارد دلار که برابر است با هزينه نظامی 2.5 هفته ایالت متحده آمریکا در عراق
جنوب غربی پنسيلوانيا
1- بودجه جهت تعميرات سيستم فاضلاب موجود در جنوب پنسيلوانيا جهت جلوگيری از سرريز شدن و بازگشت فاضلاب به درون سيستم و منازل ، تهيه آب آشاميدنی تميز برای مناطق کم آب معادل است با،10 ميليارد دلار که برابر است با هزينه نظامی 5 هفته ایالت متحده آمریکا در عراق

منبع : فرهنگ توسعه


بولتون: آمريكا تسليم برنامه هسته اي ايران شد
خبرگزاري فارس: جان بولتون، نماينده سابق آمريكا در سازمان ملل متحد تأكيد كرد: سياست‌هاي دولت بوش در قبال برنامه هسته‌اي ايران، مرا بشدت نااميد كرده است زيرا ايراني‌ها بدون آنكه ما بتوانيم جلوي پيشرفت آنها را بگيريم همچنان به برنامه هسته‌اي خود ادامه مي‌دهند و ما در برابر آنها تسليم شده‌ايم.

به گزارش خبرگزاري فارس، "جان بولتون" نماينده سابق آمريكا در سازمان ملل متحد و معاون پيشين وزارت امور خارجه آمريكا در امور تسليحاتي در گفت‌وگويي تفصيلي با هفته‌نامه "الوطن العربي" كه بتازگي كتابي با عنوان "تسليم‌شدن يك گزينه نيست" تأليف و منتشر كرده است، با اقرار به شكست سياست‌هاي آمريكا در قبال جمهوري اسلامي ايران و تسليم‌شدن واشنگتن در برابر تهران و متهم‌كردن ايران به تلاش براي ساخت سلاح هسته‌اي، تصريح كرد: من كتاب خود را دقيقاً به اين علت "تسليم‌شدن يك گزينه نيست" نام نهادم كه اعلام كنم ما در برابر ايران تسليم شده‌ايم زيرا ايران همچنان در حال ادامه‌دادن به برنامه تسليحات هسته‌اي خود است و ما آن را در حد خود متوقف نكرديم. وي كه اكنون در مؤسسه نومحافظه‌كار "امريكن اينترپرايز" مشغول فعاليت است، گفت: من نمي‌دانم چرا "محمد البرادعي" مديركل آژانس بين‌المللي انرژي اتمي بر ما شوريد و با خوش‌بيني توجيه‌ناپذير خود درباره برنامه هسته‌اي ايران، چنين گزارشي را درباره ايران ارائه و همان حرفي را تكرار كرد كه در چهار سال گذشته همواره بيان مي‌كرد. بولتون در اظهاراتي متناقض با بيان اين ادعا كه گزارش اخير شوراي حكام آژانس، آشكار كرده است كه ايران، اطلاعات درباره برنامه هسته‌اي خود را نه داوطلبانه بلكه زير فشار منتشر كرده است، بدون اشاره به بندهاي مورد نظر خود در گزارش آژانس، مدعي شد: اين گزارش تأكيد دارد كه شوراي حكام قادر به پيگيري تحولا برنامه هسته‌اي ايران نيست و اين كشور در حال پيشرفت بسوي ساخت بمب اتمي است و ايران هنوز مي‌خواهد برنامه هسته‌اي خود را پنهان نگه دارد. وي با تأكيد بر اينكه هيچ گزينه‌اي براي حمله به ايران وجود ندارد، تصريح كرد: همه آنچه منتشر مي‌شود گمانه‌زني‌هاست و "كاندوليزا رايس" وزير امور خارجه آمريكا همچنان اعتقاد دارد كه مذاكرات با ايران موفق خواهد بود. "تمّام البرازي" خبرنگار "الوطن‌العربي" پرسيد «شما در كتاب خود گفته‌ايد كه فرانسوي‌ها به شما گفته‌اند كه ايران درباره برنامه هسته‌اي خود دروغ مي‌گويد زيرا ايراني‌ها دروغ را حلال مي‌دانند؛ پس چطور است كه شما غربي‌ها همچنان به مذاكره با ايران درباره برنامه هسته‌اي ادامه مي‌دهيد؟» بولتون پاسخ داد: زيرا وزارت امور خارجه آمريكا، رايس را به مذاكره با تهران قانع كرده و او هم به نوبه خود بوش را در اين باره قانع كرده است. خبرنگار پرسيد «شما در كتاب خود گفته‌ايد كه نتيجه اين سياست، يا پذيرش يك ايران هسته‌اي است و يا رويارويي؛ اكنون آمريكا به كدام سو پيش مي‌رود؟» بولتون گفت: سياستي كه دولت بوش در پيش گرفته،‌ ديگر هيچ گزينه‌اي براي ما باقي نمي‌گذارد زيرا ما پنج سال گزينه ديپلماسي را در پيش گرفتيم و آنچه اكنون مرا نگران مي‌كند اين است كه اگر تا پيش از فقدان فرصت عليه ايران عمل نكنيم، ايران به كشوري هسته‌اي تبديل مي‌شود و در اين صورت، كشورهاي عربي حاشيه خليج[فارس] نيز مجبوز خواهند شد براي حفاظت از كشورهاي‌شان به توافقي با ايران كه دلخواه آنها نيست تن دهند كه چنين سياستي براي واشنگتن، سياستي منفي خواهد بود كه بايد بگويم متأسفانه اكنون سياست آمريكا دارد به همين سو پيش مي‌رود. نماينده سابق آمريكا در سازمان ملل متحد در ادامه با اشاره به گزارش اخير برآورد اطلاعاتي آمريكا درباره غير نظامي‌بودن برنامه هسته‌اي ايران، خاطرنشان كرد: اين گزارش، در واقع سياست بوش را با موشك اژدر هدف قرار داد و راه را براي دستيابي ايران به سلاح هسته‌اي باز كرد. وي در اين باره گفت: اين گزارش اثبات كرد كه اين جاسوسان هستند كه سياست‌هاي آمريكا را مي‌سازند و نه تحليل اطلاعات جاسوسي. بولتون افزود: مهم‌ترين اشتباهاتي كه در اين گزارش وجود داشت اين بود كه بين برنامه صلح‌آميز هسته‌اي با برنامه نظامي هسته‌اي تفاوتي قائل نشده است و همچنين نشان داد ما در تفسير اقدامات مقامات ايراني مشكل داريم. وي با اشاره به اينكه 140 صفحه از گزارش برآورد اطلاعاتي آمريكاهنوز بصورت سري باقي مانده است، مدعي شد: اگر مي‌بينيد در اين گزارش به توقف برنامه تسليحاتي ايران در سال 2003 ميلادي اشاره شده است به علت جنگ عراق بوده و نه به خاطر مذاكرات با ايران. اين مقام سابق آمريكايي با بيان اينكه گزارش برآورد اطلاعاتي آمريكا درباره برنامه هسته‌اي ايران توسط آن دسته از كارمندان وزارت امور خارجه نگاشته شده كه به خوش‌برخوردي مواضع‌شان در قبال برنامه هسته‌اي تهران شهرت داشته‌اند؛ مدعي شد، يكي از مسؤولان بلندپايه شوراي حكام آژانس بين‌المللي انرژي اتمي گفته است كه نمي‌توان به گزارش برآورد اطلاعاتي آمريكا اعتماد كرد و به نظر من نيز اين گزارش از كاه، كوه ساخته و با اتكا به اطلاعات كوچكي تهيه شده كه بزرگ‌نمايي شده است. وي در ادامه با بيان اين ادعا كه ايران همواره اطلاعات گمراه‌كننده‌اي منتشر مي‌كند، فاش كرد: ما بارها از منابع ايراني خود در داخل عراق به علت شدت فعاليت‌هاي اطلاعاتي ايران در اين كشور آسيب ديده‌ايم و مقامات اطلاعاتي آمريكا هم مي‌گويند كه اطلاعات جديد ما مبتني بر اطلاعات گمراه‌كننده است. اين مقام سابق آمريكايي كه به مواضع تند در سياست خارجي شهره است، افزود: نفوذ ايران در حال گسترش است و بايد از ايران و تأمين مالي و تسليحاتي اين كشور در عراق نگران باشيم چرا كه مي‌توان جلوي "القاعده" را در عراق گرفت اما تندروان شيعه در عراق، خطر بزرگتري هستند زيرا از سوي ايران حمايت مي‌شوند. وي در پاسخ به اين پرسش كه آيا نشست‌هاي آمريكا با ايران درباره عراق، اعتراف به سيطره ايران بر عراق است، گفت: من قائل به سيطره ايران بر عراق نيستم اما از حضور دولت عراق هم در مذاكرات استقبال نمي كنم چون اين گونه به نظر مي‌رسد كه عراقي‌ها هستند كه رياست مذاكرات را بر عهده دارند. بولتون تصريح كرد: اين ديدارها نه‌تنها هيچ‌گونه نتيجه‌اي در بر نخواهد داشت بلكه به مواضع ايران در عراق مشروعيت نيز مي‌بخشد. وي در پاسخ به اين پرسش كه آيا نشست‌هاي بغداد، گسترش نفوذ ايران در جهان اسلام را متوقف خواهد كرد، گفت: من علاوه بر نگراني از برنامه هسته‌اي تهران، از پشتيباني ايران از تروريسم و تمايل اين كشور به سيطره بر جهان اسلام و خاورميانه نيز بشدت نگرانم. ايران مي‌خواهد تا پايان دوره دولت كنوني آمريكا وقت‌كشي كند و سپس سوء استفاده از دولت آينده را از سر بگيرد.

بوش : گزینه اقدام نظامی را روی میز نگه می داریم


15دی :جورج بوش پيش از سفر 9 روزه خود به كشورهاى خاورميانه:واشنگتن در هر صورت همه گزينه‌ها از جمله اقدام نظامى را روى ميز نگه مي‌دارد

ايسنا:رييس جمهور آمريكا گفت كه بهترين راه براى حل مساله هسته‌يى ايران يافتن راهى "ديپلماتيك" و استفاده از فشارهاى اقتصادى است। به گزارش خبرگزارى هند، جورج بوش، رييس جمهور آمريكا پيش از سفر 9 روزه خود به كشورهاى خاورميانه با بيان اين مطلب افزود كه واشنگتن در هر صورت همه گزينه‌ها از جمله اقدام نظامى را روى ميز نگه مي‌دارد تا ايران را از آنچه وى توليد تسليحات هسته‌يى خواند بازدارد। بوش در گفت‌وگو با روزنامه يديعوت آحارونوت گفت: ما مي‌توانيم اين مساله را از طريق ديپلماتيك حل كنيم و اعمال فشار بايد نتيجه‌بخش باشد। البته آمريكا همه گزينه‌ها را به عنوان بخشى از سياست خود روى ميز نگه مي‌دارد। اما بهترين راه حل تشديد انزواى ايران از طريق فشار بين المللى است। رييس جمهور آمريكا در ادامه اظهارات خود گفت: برخى فشارهاى مالى وجود دارد كه ما آن را اعمال كرده‌ايم و براى تداوم اعمال آن با كشورهاى ديگر همكارى مي‌كنيم. شركت‌هاى آمريكايى هم اكنون دخالتى در صدور كالا و ارايه خدمات به ايران ندارند. بوش افزود: ما به همين ترتيب از شركت‌هاى ساير كشورهاى جهان انتظار داريم فشار قابل توجهى را به موسسات مالى ايران به خصوص آن دسته موسساتى كه در زمينه اشاعه (هسته‌يى) دخالت دارند اعمال كنند. رييس جمهور آمريكا در ادامه با اشاره به برآورد جامعه اطلاعاتى جاسوسى ملى آمريكا درباره برنامه هسته‌يى ايران كه مدعى است تهران يك برنامه هسته‌يى تسليحاتى را در سال 2003 متوقف كرده است گفت: پاسخ جامعه بين الملل بايد همين باشد، چه با برآورد اطلاعات جاسوسى ملى مبنى براينكه ايران زمانى برنامه هسته‌يى داشت موافق باشيد يا خير. بوش روز پنجشنبه گفت كه يكى از دلايل سفرش به خاورميانه در ماه ميلادى جارى تلاش براى محدود كردن نفوذ ايران در منطقه است. به گزارش رويتر رييس جمهور آمريكا گفت كه انتظار دارد در سفرش به رژيم صهيونيستى و كشورهاى عربى كه اين هفته انجام مي‌گيرد سوالاتى از وى درباره برآورد اطلاعات جاسوسى ملى آمريكا درباره برنامه هسته‌يى ايران كه مدعى است تهران يك برنامه هسته‌يى تسليحاتى را در سال 2003 متوقف كرده است، پرسيده شود. به گزارش ايسنا، رييس جمهور آمريكا در گفت‌وگوى خود با رويتر در كاخ سفيد با اشاره به اين ادعاى برآورد اطلاعات جاسوسى ملى آمريكا درباره برنامه هسته‌يى تهران ضمن خطرناك خواندن ايران گفت: من در گفت‌وگو با اين كشورها تاكيد خواهم كرد كه برآورد اطلاعات جاسوسى ملى آمريكا به اين مفهوم است كه ايران هنوز يك خطر محسوب مي‌شود. من به آنها يادآورى خواهم كرد كه كشورى كه مى تواند يك برنامه را به حالت تعليق درآورد به راحتى مي‌تواند آن برنامه را آغاز كند. خبرگزارى يونايتدپرس اينترنشنال، گزارش داد كه ايهود المرت، نخست وزير رژيم صهيونيستى ميزبان بوش و گروهش در گفت‌وگوها پيرامون برنامه هسته‌يى ايران خواهد بود. به گزارش روزنامه يديعوت آحارونوت، المرت ميزبان بوش، كاندوليزا رايس، وزير امور خارجه آمريكا و استفان هادلي، مشاور امنيت ملى اين كشور خواهد بود. انتظار مي‌رود اين مقامات درباره مساله فلسطين و مفاد برآورد اطلاعات جاسوسى ملى آمريكا درباره برنامه هسته‌يى ايران گفت‌وگو كنند. يكى از مقامات دفتر نخست وزيرى رژيم صهيونيستى در گفت‌وگو با اين روزنامه گفت: اهميت برنامه غني‌سازى اورانيوم در ايران براى ما كمتر از مساله فلسطين نيست. به گزارش ايسنا، آمريكا و برخى متحدان اروپايى آن مدعي‌اند كه تهران تحت پوشش برنامه صلح آميز هسته‌يى خود در تلاش براى دستيابى به تسليحات هسته‌يى است و در همين راستا دو قطعنامه تحريماتى شوراى امنيتى سازمان ملل را عليه ايران اعمال كرده‌اند تا تهران را متقاعد به تعليق فعاليت‌هاى صلح آميز هسته‌يي‌اش كنند. واشنگتن در هفته‌هاى اخير شديدا در تلاش تصويب قطعنامه سوم شوراى امنيت سازمان ملل بوده است؛ اما به دليل مخالفت روسيه و چين، دو عضو دايم شوراى امنيت كه داراى حق وتو هستند، تلاش‌هاى آمريكا با شكست روبرو شده است. اما شكست‌هاى مداوم آمريكا كه اخيرا در بي‌نتيجه ماندن دو كنفرانس تلفنى پنج عضو دايم شوراى امنيت سازمان ملل به علاوه آلمان در گفت‌وگو پيرامون تحريم‌هاى بيشتر عليه ايران نمودار شد موجب تعديل موضع خصمانه جورج بوش، رييس جمهور آمريكا نشده است و وى همچنان مدعى خطرناك بودن ايران بوده و در تلاش براى اعمال تحريم‌هاى بيشتر عليه ايران در ماه‌هاى پايانى رياست جمهوري‌اش است.





فشار به سوریه در جهت انزوای ایران


بوش : سوريه بايد بين ايران و همه جهان يکي را انتخاب کند
واحد مرکزي خبر : جرج بوش رئيس جمهور امريکا گفت بشار اسد رئيس جمهور سوريه دو گزينه بيشتر پيش رو ندارد ودمشق بايد بين ايران و همه کشورهاي جهان يکي را انتخاب کند. بوش در مصاحبه با شبکه تلويزيوني العربيه افزود بشار اسد دو راه بيشتر پيش رو ندارد يا آنکه در انزوا زندگي کند يا آنکه سوريه نيز بخشي از جهان باشد. بوش همچنين از سوريها خواست به ميشل سليمان فرمانده ارتش لبنان و نامزد انتخابات رياست جمهوري اين کشور اجازه تحرک بدهند. بوش گفت تلاش خواهيم کرد اطمينان پيدا کنيم جهانيان وضع ما را درک مي کنند و تلاش مي کنيم انها را متقاعد کنيم ؛ بايد با يکديگر همکاري کنيم و من به سوريها مي گويم بگذاريد سليمان به جلو گام بردارد

۱۳۸۶ دی ۱۴, جمعه

تلاش در جهت ایجاد جبهه ای علیه ایران



هدف سفر بوش به خاورمیانه
راديو فردا : جرج بوش، رييس جمهوری آمريکا، می گويد يکی از اهداف اصلی سفرش در هفته آينده به خاورميانه، مقابله با نفوذ ايران در منطقه است. بوش روز پنجشنبه سوم ژانويه در گفت وگو با خبرگزاری رويترز، تصريح کرد در سفر هفته آينده خود به اسرائيل و کشورهای عرب خاورمیانه انتظار دارد در خصوص گزارش «برآورد اطلاعاتی» درباره توقف برنامه تسليحاتی ايران، مورد سئوال قرار گيرد.جرج بوش همچنين گفت:«من اين را روشن خواهم ساخت که پيام گزارش برآورد اطلاعات ملی اين است که ايران همچنان خطرناک است».سازمان ملی برآوردهای اطلاعاتی آمريکا National Intelligence Estimate ماه گذشته در آخرين گزارش خود تصريح کرده بود که جمهوری اسلامی «ايران تا سال ۲۰۰۳ميلادی در تلاش بوده تا سلاح هسته ای توليد کند، اما اين تلاش در همان سال متوقف شده است».اين سازمان گزارش خود را بر اساس رشته اطلاعاتی که از ۱۶ سازمان امنيتی آمريکا جمع آوری کرده است و در گزارش دو سال پيش خود تاکيد کرده بود که ايران به دنبال ساخت سلاح هسته ای است. بوش در سفر خاورميانه ای خود ابتدا از اسرائيل ديدار کرده سپس به کشورهای عربستان، کويت، بحرين و امارات متحده عربی سفر خواهد کرد.

جنگ کثیف علیه مردم افغانستان
















سخنرانی «نورمن پش» در 14مین نشست شورای صلح
برگردان:.طهوری
پرفسور نورمن پش استاد دانشگاه در رشته حقوق از سال 1969 تا 2001 عضو حزب سوسیال دمکرات آلمان بود و در سال 2001 بعنوان اعتراض به تصمیم دولت ائتلافی سوسیال‌دمکراتها و سبزها برای اعزام ارتش آلمان به افغانستان از این حزب استعفا داد. وی از سال 2005 به نمایندگی حزب چپ از هامبورگ به مجلس شورای آلمان راه یافته است.
در ژوئن سال 2007 پرفسور نورمن پش به افغانستان سفر کرد. در 14مین نشست شورای صلح وی در باره سفر خود گزارش داد. مطلب زیر گزیده‌ای از سخنرانی وی می‌باشد.
... هنگامیکه انسان با ماشین ضدگلوله سفارت در خیابانهای کابل و شاید هم به دهات نزدیک سفر می‌کند، شاهد دخترانی خنده بلب و یا برخی در حال پیک نیک کردن و رویهمرفته مناظر آرام و امن است. همینطور انسان با کسانی برخورد می‌کند که با التماس خواهش می‌کنند تا نیروهای نظامی آلمان از این کشور خارج نشود.مثلاً «گلاب‌زوی»، نماینده مجلس که یک مرد افغانی است و از ایالات متحده آمریکا بازگشته و آینده خود را در ایجاد یک خط هوائی خصوصی که با دلارهای آمریکائی سرمایه‌گذاری خواهد شد، می‌بیند از این گروه است. طبیعی است که وی خواستار ماندن نیروهای نظامی باشد...
در باره وضعیت زنان افغانستان
آنچه که وزیر دفاع ما آقای یونگ و دیگران مسکوت می‌گذارند در آنجا یک واقعیت است ... خودکشی در بین زنان افغانی: خودکشی مابین زنان افغانی هیچگاه اینقدر شدید نبوده است. 65 درصد از 50 هزار زن بیوه در کابل خودکشی را تنها راه رهائی از وضعیت فلاکتبار خود می‌دانند. 95 درصد از زنان در افغانستان دچار افسردگی روحی هستند. طول عمر متوسط زنان در افغانستان 44 سال است. 80 درصد از ازدواج‌ها کمافی‌السابق اجباری است... 54 درصد نوزادان تکامل نیافته بدنیا می‌آیند. در کابل تنها یک بیمارستان دولتی اطفال وجود دارد و از هر 5 دختر، تنها یکی بدبستان و از هر 20 دختر فقط یکنفر به دبیرستان راه می‌یابد. 200 هزار دختر و پسر از هرگونه مدرسه‌ای محرومند. یونیسف می‌گوید که 50 درصد کودکان و نوجوانان افغانی راهی به مدرسه ندارند. کدام روزنامه این آمار را انتشار می‌دهد؟ این آمار و ارقام را ما از افغانی‌هائی که دائم توسط وزارت امور خارجه آلمان دعوت می‌شوند، مثل آقای "گلاب‌زوی" نگرفتیم. این ارقام را یک نماینده جوان مجلس، خانم "جویا " که نه از طرف وزارت امور خارجه بلکه توسط همکار فراکسیونی ما خانم «هایکه هنزل» دعوت شده بود بدست آوردیم. این اعداد و ارقام فلاکت و بدبختی را این نماینده جوان پس از 6 سال (اشغال) ارائه می‌دهد. با وجود کمک برای بازسازی که اینقدر مورد تعریف و تمجید قرار دارد، فقط 2 درصد از مردم به الکتریسته دسترسی دارد. طبق آمار کمیسیون حقوق بشر 60 درصد مردم در کابل زیر خط فقر زندگی می‌کند و 50 درصد بیکار است. در زمستان آینده بیش از 400 هزار نفر از فقر و گرسنگی رنج خواهد برد. و این با وجود 6 سال فعالیت تیم‌های بازسازی مثل ISAF وODeF و حضور ناتو. در حال حاضر این وضع در افغانستان یک واقعیت است.
«منطقه آزاد اقتصادی»
... آژانس دولتی برای اقتصاد خارجی در گزارش سالانه خود (2004 و 2005) افغانستان را بعنوان « یکی از بازترین و شاید بازترین اقتصاد در منطقه» ارزیابی کرده است. در آنجا نه محدودیتی برای تجارت موجود است و نه بخشی سوبسید می‌گردد و درهای این کشور برای سرمایه‌گذاری‌ها گشوده است، بدیگر سخن این کشور بهشتی برای شرکتهای صنعتی و تجاری است. البته باید دانست که 90 درصد کالاهائی که در این کشور خرید و فروش می‌گردد کالاهای وارداتی است. اگر مثلاً فردی مثل من یک فرماندار را در مرز شرقی کشور ملاقات کند، عسل صبحانه اش از ایران است، مربایش از پاکستان، کره و پنیرش از هلند. در آنجا بغیر از نان هیچ چیز افغانی نبود. تنها نان و خشکبار در این کشور تولید می‌گردد. از نظر صنعتی افغانستان کاملاً متلاشی گردیده است. در گذشته صنعتی موجود بود. سرمایه‌گذاریهای لازم دولتی را کاملاً «دهندگان بین‌المللی» تامین می‌کنند زیرا که مالیاتها و گمرکات به 200 میلیون دلار کاهش یافته که فقط 4،5 در تولید ناخالص داخلی است.آنها مشغولند که در این کشور یک بهشت نئولیبرالی بوجود آورند. در یک کشور فقیر ولی شاید با آینده بهتر. تنها چیزی که بسیار موفق اجرا می‌گردد، تولید خشخاش است که در سال 2005 و 2006 قریب 59 درصد افزایش داشته است. باوجود جنگ، با وجود جنگ ضد تروریسم و غیره، زمین زیر کشت خشخاش در سال 2006 تا 2007 از 165 هزار هکتار به 193 هزار هکتار، یعنی قریب 30 هزار هکتار و تولید آن از 6200 تن به 8100 تن افزایش یافته است. این مقدار 93 درصد تولید تریاک در سطح جهان است. ... در حین جنگ که عملاً هیچ کاری قابل اجرا نیست، حتا در مناطق جنگی هم تولید افیون توسعه یافته و در حال حاضر تنها منبع فعال اقتصادی افغانستان می‌باشد.
چه کسی در افغانستان حاکم است؟
یکی از مراکز معتبر بین‌المللی فرهیختگان جدیداً اعلام داشته که 50 درصد کشور و آنهم نه تنها در جنوب در اختیار طالبان قرار دارد. آنها نگرانند که کشور تجزیه شود، که در آنصورت این روند دیگر قابل بازگشت نخواهد بود. آنها تصور می‌کنند که جنگ در افغانستان به نوعی عراقیزه شدن این کشور خواهد انجامید. معیار سنجش این برداشت، تعداد سو‌ء قصدهای انتحاری است. اینکار بعنوان یک نوع شیوه مبارزه در افغانستان کاملاً ناشناخته بود. از سال 2001 تا 2004 فقط 5 سوءقصد انتحاری رخ داد. در سال بعد یعنی 2005 به 17 ، در سال 2006 به 123 و در سال 2007 به 131 عدد رسید. نوع دیگری از جنگ جاری در عراق نیز هم‌اکنون در افغانستان شیوع یافته و آن استعمال مین‌های زمینی است. یک شیوه جنگی که طرف مقابل را به ترس و وحشت می‌اندازد. یکی از ناظرین این وضعیت آقای لرد«آش‌داون» است که در بوسنی در مقام کمیسار بلند پایه بعنوان «سگ بی‌رحم» مشهور بود. وی اکنون قرار است جانشین«توم کونیگز» نماینده سبزها که تاکنون نماینده سازمان ملل متحد در کابل بود گردد. وی بلافاصله پس از انتصاب خود طی مصاحبه‌ای گفت: « افغانستان از دست رفته است» ناتو در افغانستان در جنگ شکست خورده و من از او نقل قول می‌کنم: « من معتقدم که ما در افغانستان شکست خواهیم خورد. شکست در افغانستان بدتر از شکست در عراق است زیرا که پاکستان نیز سقوط خواهد کرد. و در آنصورت پیامدهای بسیار جدی در وضعیت کشورهای خود ما بدنبال خواهد داشت. علاوه برآن جنگ بزرگتر و در سطح پیشرفته‌تری مابین شیعیان و سنی‌ها آغاز خواهد شد.» من نسبت به یک چنین پیش‌بینی‌هائی همواره مشکوکم. این نوع پیش‌بینی‌ها همیشه مطرح گردیده تا به برآمد ویژه‌ای دست یابد. برآمد این پیش‌بینی هم بطور یقین افزایش شدید نیروهای نظامی خواهد بود. این پیامی است که وی وقتی که کابل را در اختیار گرفت، اعلام خواهد داشت.
افسانه« گروه کمک و همکاریISAF » و «عملیات آزادی مستمرOEF »
ما می‌بایستی که با یک افسانه دیگر تسویه حساب کنیم که توسط وزیر دفاع کشورما آلمان و متاسفانه برخی دیگر از نیروهای سیاسی و سبزها مطرح می‌گردد و آن افتراق مابین گروه تامین امنیت بین‌المللیISAF » و «عملیات آزادی مستمرOEF » است. من می‌توانم تعداد زیادی نقل قول از فرماندهان آمریکائی و همینطور سازمان ناتو ارائه کنم. افسانه افتراق صرفاً به این خاطر صورت می‌گیرد، چون مردم اروپا «رابطه» میان جنگ و بازسازی را مشکل می‌توانند هضم کنند (لذا دو گروه مختلف پدید آمده که یکی مسئول سازندگی است و اروپائیان در آن سهمیند و دیگری مسئول جنگ است که عمدتاً بگردن آمریکاست؟!...). علاوه برآن جای ISAF وOEF را می‌توان بدلخواه عوض کرد.در مسافرتم در ژوئن سال جاری در «پاکتیا» یکی از ایالت‌های شرقی افغانستان یک کارمند سازمان ملل متحد به من گفت که چندی پیش از آن 4000 نفر از نیروهای گروه کمک و همکاری به رزمندگان عملیات آزادی مستمر تبدیل شدند. این کار خیلی ساده است و تنها باید آرم چسبان این را با آن یکی تعویض کرد و فرد ناگهان عضو ISAF محسوب می‌گردد. این کار را می‌توان بطور معکوس نیز انجام داد و بدین صورت عملاً اختلافی مابین دو گروه وجود ندارد.
زیرپاگزاردن کنوانسیون ژنو
... این جنگ مدتهاست که در چارچوب کنوانسیون ژنو عمل نمی‌کند. حقوق انسانگرایانه بین‌الملل سیستم تنظیم اقدامات نیست، بلکه سیستم تنظیم کننده رفتار دشمن است. استدلال می‌کنند: وقتیکه دشمن علیه حقوق انسانگرایانه بین‌الملل عمل می‌کند، کاری که آنها واقعاً انجام می‌دهند، پس ما نمی‌توانیم گردن به محدودیتهائی که این حقوق تعیین می‌کند بنهیم، زیرا که در صحنه جنگ تعادل بهم می‌خورد. این حرف منطق این جنگ را نشان می‌دهد... این جنگ اکنون مدتهاست که به یک جنگ کثیف تبدیل گردیده است. رفته رفته اخبار منطقه نه تنها در باره کشتار مردم غیرنظامی ، بلکه در مورد بدرفتاری، شکنجه و اعدام‌های بدون مجوز توسعه یافته. روزنامه آمریکائی «نایشن» چندی پیش مصاحبه‌ای با 50 نفر از سربازان قدیمی را منتشر کرد... علاوه برآن «Ameican Civil Liberty Union» در سپتامبر امسال 10 هزار صفحه سند در مورد اعمال غیرقانونی نیروهای نظامی آمریکا و همپیمانانشان در افغانستان و عراق علیه مردم غیرنظامی انتشار داده است. چه چیز در این اسناد است؟اگر فقط چند صفحه مصاحبه با سربازان آمریکائی که اکنون لب به سخن گشوده‌اند را مطالعه کنیم، می‌توانیم دریابیم که چه فاکت‌های خشنی و چه خشونت بی اندازه‌ای و چه بی ‌ملاحظه‌گی بی‌پایانی در این جنگ موجود است و بی‌توجهی به انسانیت که بسیاری از سربازان را به فنا کشانده. خودکشی در بین سربازان آمریکائی بسیار زیاد است. بسیاری از آنها که به آمریکا بازمی‌گردند نیاز به درمان روانی دارند. و اکنون لب به سخن گشوده‌اند...
خشونت و خصوصی سازی
... گویا بیش از 30درصد سربازان در افغانستان قربانی مین‌های زمینی هستند. این واقعیت تاثیر عمیقی برروی سربازان دارد. آنها فوراً اسلحه می‌کشند و رگبار گلوله را برروی مردم غیرنظامی که قادر به شناسائی آنها نیستند، می‌گشایند. زیرا که به آنها گفته می‌شود، هرافغانی که بسوی تو می‌آید، یک تروریست است و بایستی کشته شود. این مشکل بزرگی را بوجود می‌آورد. این یعنی اینکه، سربازان گیریم خوب تعلیم دیده ولی وحشت‌زده زیر فشار ترور هراس خود قادر بکار دیگری جز از استفاده از سلاح خود نیست، که بقدر وفور در اختیار دارد و شلیک می‌کند، بی تفاوت از آنکه چه کسی مورد اصابت قرار ‌گیرد. یک فاکتور آشنای دیگر نیز بدان اضافه می‌شود و آن اینکه در حال حاضر در عراق 130 هزار سرباز مستقر است و این تعداد تقریباً نیمی از نظامیان مستقر در این کشور را تشکیل می‌دهد، زیرا در عراق قریب 160 هزار مزدور نظامی متعلق به شرکت‌های خصوصی وجود دارد. این روالی است که در افغانستان نیز صورت می‌گیرد. شرکتهای به اصطلاح حفاظتی و امنیتی تعدادشان تقریباً 90 عدد است و تنها 35 عدد آنها دارای جواز کار است. مثلاً سربازان کانادائی مورد حفاظت این شرکتها قرار دارند. تعداد مزدوران در افغانستان مابین 18500 تا 25000 است. اینها نظامیان فعالند و آنچه را که ما طی گفتگو دریافتیم این است که این افراد عملاً تحت هیچ کنترلی قرار ندارند... اینها گروهی هستند که تنها به پول نقد علاقمندند که اگر سالم جان بدر بردند،باخود به خانه و آشیانه خود ببرند