۱۳۹۰ شهریور ۱۵, سه‌شنبه

ثناگویان درگاه امپریالیسم، طلایه داران جنگ استعماری علیه ایران

سپتامبر 5, 2011 توسط eb1384
ا. م. شیری
۱٤ شهريور ۱٣۹۰
در حالیکه جهان شاهد دخالتهای عنان گسیخته کشورهای امپریالیستی در امور داخلی دیگر کشورها و جنگهای استعماری جنون آمیز ارتش فاشیستی ناتو بفرماندهی ایالات متحده آمریکا در کشورهای بسیاری می باشد و نیروهای مترقی جهان روزانه هزاران فیلم و مدارک مستند از جنایات امپریالیسم جهانی در کشورهای جنگ زده، بخصوص در ماههای اخیر از جنایات بی حد و حصر ناتو و «انقلابیون لیبی» منتشر و در دسترس عموم قرار می دهند، باز هم جریانات و یا کسانی یافت می شوند که، در باره «انقلاب مردم لیبی» و یا اعتراضات «انقلابی مردم سوریه» سخنسرایی می کنند و یا برخی های دیگر، بدون اینکه ماهیت و خصلت جنگهای استعماری را مورد بررسی و ارزیابی کارشناسانه قرار دهند، رژیمهای دیکتاتوری را علت تهاجمات مالیخولیایی غرب امپریالیستی تعریف می کنند. پیروان این نظریات «بکر»، بطور دفاکته (عملا) حق امپریالیسم برای تهاجمات نظامی را برسمیت می شناسند. از میان آنها، به این فرمولبندی حزب توده ایران در بیانیه تحت عنوان «رژیمهای دیکتاتوری، تسلط طلبی امپریالیسم و تحولات میهن ما» توجه کنید:
«… یک بار دیگر ضرورت بررسی نقش ویرانگر نظام هایدیکتاتوری منطقه در فراهم آوردن شرایط عملکرد و کسب سَروری(هژمونی) امپریالیسم را پیش می کشد.»
***
زنان لیبیایی، نیروی فعال در انقلاب لیبی، نوشته یثری تکبالی، ترجمه آزاده دواچی
***
لیبی: سرنگونی یک استبداد دیگر در منطقه
هیأت اجرائی سازمانهای جبهه ملی ایران در خارج از کشور
***
منبع: کلمه
در باره مسائل یاد شده، لازم به گفتن است که:
اولا- تأکید حزب توده ایران بر «نقش ویرانگر نظام هایدیکتاتوری منطقه در فراهم آوردن شرایط عملکرد و کسب سَروری (هژمونی) امپریالیسم» ناشی از شناخت نیمه- ناقص این حزب از ماهیت و خصلت امپریالیسم و به تبع آن، همانطور که گفته شد، بمعنی برسمیت شناختن حق دخالت امپریالیسم در امور داخلی دیگر کشورها، نفی اصل حق حاکمیت ملی و تخطی از حق تعیین آزادانه سرنوشت خلقها و همچنین، توجیه جنگهای استعماری بر اساس تحلیلهای بی پایه میباشد.
ناگفته نماند، که انتشار مطالب مذکور فوق و دیگر مطالب مشابه آنها در نشریه الکترونیکی «کارآنلاین»، بی شک، بار امتیازات منفی بسیار زیاد این نشریه اینترنتی را افزون تر می کند.
ثانیا- اگر حزب توده ایران ارزیابی خود را مبنای تأئید دخالتها و جنگ افروزیهای امپریالیسم قرار می دهد، در این صورت باید به این پرسشها نیز پاسخ گوید که: چرا در عربستان سعودی، قطر، عمان، اردن، مصر، انگلستان و بسیاری از کشورهای سلطنتی- دیکتاتوری، جنبشهای اعتراضی مسلحانه مشابه آنچه که در لیبی اتفاق افتاد و در سوریه نیز هنوز ادامه دارد، بحرکت در نمی آیند؟ چرا در بحرین جنش اعتراضی مسالمت آمیز مردم با سرکوب ارتشهای امریکایی- منطقه ای سرکوب می شود؟ چرا تک تیراندازان از پشت بامهای قاهره، ریاض، مسقط، تل آویو، لندن، پاریس، صنعا، امان و… مردم و نیروهای پلیس و امنیتی رژیمهای حاکم را هدف قرار نمی دهند؟ چرا خانم ازاده دواچی، سایت کلمه، هیأت اجرایی سازمانهای جبهه ملی «ایران» در خارج از کشور و عفو بین الملل در باره کشتار بی امان مردم کشورهای اشغالی امپریالیسم و ویرانی آنها، مطلب ترجمه نمی کنند، آمار نمی دهند؟ مگر نشنیدند که «انقلابیون لیبی» از کشته شدن ۵٠ هزار لیبایی (صرفنظر از اینکه اعلام رقم ۵٠ هزار نفر کشته، سرآغازیست بر کوچکنمایی جنایت ناتو در این کشور) از آغاز عملیات ناتو تا کنون خبر داد؟…
نه خیر آقایان حزب توده ایران! مسئله اشغال و مستعمره سازی کشورهای دیگر، نه وجود رژیمهای دیکتاتوری، بلکه، دلایل دیگری دارد و از جمله آنها، سیاستهای اقتصادی، اجتماعی، داخلی و خارجی کم و بیش متفاوت کشورهای اشغال شده با سیاستهای استعماری امپریالیسم و بانک جهانی علت اصلی و اساسی دخالتها و شروع جنگهای استعماری می باشند که بموازات آن، تشکیل، تسلیح و هدایت گروههای شبه نظامی- تروریستی تحت لوای «دموکراسی» و «حقوق بشر» از سوی نهادهای امنیتی غرب بمثابه طلایه داران جنگهای استعماری و یکی از اصلی ترین ابزارهای امپریالیسم برای بی ثبات کردن و ایجاد آشوب و ناامنی در این کشورها بشمار می روند. از سوی دیگر، معنی این فرمولبندی حزب توده ایران «نقش ویرانگر نظام هایدیکتاتوری منطقه در فراهم آوردن شرایط عملکرد و کسب سَروری (هژمونی) امپریالیسم» چیزی نیست جز القاء این شبهه در اذهان عمومی که گویا، رژیمهای مهاجم غربی و همچنین، رژیمهای عروسکی زیردست آنها، مثل رژیم تحت رهبری صهیونیستهای اسلامی ترکیه، عربستان سعودی، مصر، قطر، یمن و… رژیمهای دمکراتیک هستند. آیا سکوت عفو بین الملل، سایت کلمه و همنوایان آنها در مقابل کشتار سه میلیون و سیصد هزار نفر عراقی (طبق آمار وزارت بهداشت و پزشکی قانونی عراق)، چندین صد هزار یوگسلاویایی، افغانی، ساحل عاجی، فلسطینی، پاکستانی و … لیبایی حیرت انگیز نیست؟
ثانیا-در عجبم که چرا بعضی ها مرگ را فقط برای همسایه می خواهند. چرا خانم آزاده دواچی، هیأت اجرائی سازمانهای جبهه ملی «ایران» در خارج از کشور و یا سایت «کلمه»، (سایت وابسته به آقای میر حسین موسوی، رهبر «جنبش سبز») آمادگی خود و مادر و خواهر و بستگان اناس خویش برای مشارکت در «انقلابی» مشابه «انقلاب لیبی» را با صراحت اعلام نمی کنند؟
در این دور و زمانه، واقعا باید جسارت فوق العاده ای داشت که فاجعه اشغال لیبی از سوی ماشین جهنمی استعمار را انقلاب نامید و یا خبر عفو بین ملل در باره جنایت در زندانهای سوریه را با چشم پوشی بر حملات تروریستهای مسلح تحت رهبری نظامیان اسرائیل به مردم سوریه را مورد تأئید و تأکید قرار داد. طبعا خانم آزاده دواچی و دیگران به محتوای مطالب و ترجمه های خود حداقل اعتقاد دارند که به ترجمه و تألیف آنها اقدام می کنند.
ترجمه، تألیف و نشر اینگونه مطالب هیچ معنی دیگری جز توجیه جنگهای استعماری و قتل حقیقت ندارد و قاتلان حقیقت اگر برغم دهها هزار (و باحتمال قوی، بیشتر) فیلم، سند، ویدئو، خبر، گزارش از بمباران مالیخولیایی لیبی و دیگر کشورها توسط ماشین جهنمی استعمار، همچنان اصرار دارند بر همه فاجعه اشغال و ویرانی کشورهای مختلف و قتل عام مردم آنها چشم ببندند، حداقل قرائت خود از مقوله «انقلاب» را بطور کلی و از «انقلاب لیبی» و در آینده سوریه را بطور اخص نیز بیان نمایند تا مردم ایران هم آنها را بهتر بشناسند و هم بدانند که این مدعیان بر اساس کدام آئینی همصدا با دول امپریالیستی، پیمان فاشیستی ناتو بفرماندهی صهیونیسم بین المللی و رژیم جمهوری اسلامی ایران، اشغال کشورها، ساقط کردن رژیمهای ولو دیکتاتوری و ضد مردمی، ویران کردن شهرها و روستاها و قتل عام شهروندان آنها را «انقلاب» تعریف می کنند و یا حاکمیتهای استبدادی منطقه را دلیلی بر حقانیت امپریالیسم در شروع جنگهای استعماری می خوانند!
نتیجه گفتار اینکه، این شیوه های برخورد به حوادث این چنین هولناک، بعبارت صحیح تر، ثناگویی به درگاه امپریالیسم، صرفنظر از هر گونه توضیح و توجیه طرفدارانش، مفهوم دیگری جز زمینه سازی برای جنگ استعماری علیه ایران نمی تواند داشته باشد.
و بالاخره، برای آشنایی بیشتر با انقلابیون مستعمرات جدید، از جمله «انقلابیون لیبی»، از میان هزاران نشانی معتبر، به نشانی های زیر مراجعه کنید تا «سیه روی شود هر که در اوغش باشد!»:

هیچ نظری موجود نیست: