۱۳۸۹ شهریور ۴, پنجشنبه

ناخرسندی اسرائیل ازخرسندی دیگران


روز شنبه بیست ویکم اگوست نیروگاه آتمی ایران راه اندازی شد . دراین روز تاریخی وبیاد ماندنی بود بزرگترین آرزوی ملی ایرانیان تحقق یافت چراکه مردم این کشوربهره مندی از تکنولوژی هسته ای و ورود به عرصه دانش های نوین را حق طبیعی وغیرقابل انکار خود می دانند و کوتاهی دولت درتحقق بخشیدن به این آرمان ملی را تساهل در حد خیانت بحساب می آورند بنا بر این کسی نمی تواند این پیروزی تاریخی راکه پاداش ایستادگی ملت ایران است بنام خود به ثبت رساند براین اساس رهبران خرد گرای کشورهای جهان از راه اندازی نیروگاه بوشهر نه تنها ابراز نگرانی نمی کنند که آنرا پیروزی بزرگی تعریف می کنند که نصیب مردم ایران شده است اما مقامات اسرائیلی زیرفشار انحصارطلبی های خویش نتوانستند ناخرسندی خود از پیروز ی ایران را مخفی نگاه دارند. تا جائی که یوسی لوی سخنگوی وزارت خارجه آن کشور درواکنش به راه اندازی نخستین نیروگاه اتمی ایران گفت" راه اندازی نیروگاه اتمی بوشهر غیرقابل قبول است وباید فشاربیشتری برای توقف غنی سازی اورانیوم به ایران واردشود." او همچنین افزود" راه اندازی نیروگاه بوشهر . جایزه دادن به یک حکومت اطاعت ناپذیر وسرکش است ." وتفسیرنویس سایت وزارت خارجه اسرائیل نیز دراین زمینه نوشت " هراندازه مهندسین اصلی کوشش کنند مهندسان ایرانی را از آموزش تکنولوژی راه اندازی کوره های اتمی دور نگاه دارند نیروگاه بوشهر بتدریج به یک کانون یادگیری تکنولوژی هسته ای مبدل خواهد شد " اینجاست که باید گفت :

1 - مقامات اسرائیلی چرا وچگونه بخود اجازه می دهند باابرازناخشنودی از پیروزی یک ملت دررسیدن به آرزوی برحق خود آنرا "غیرقابل قبول"توصیف کنند ؟ آیا چنین برخوردی حاکی از تنگ نظری و انحصارطلبی آنان نیست؟ با این توضیح که صاحب اصلی این نیروگاه ملت ایران است نه حکومت مذهبی حاکم براین کشور.

2 پا فشاری رهبران اسرائیل به توقف غنی سازی اورانیوم در داخل ایران ودعوت از" زورمندان" به اعمال فشاربیشتر به این کشور جز کوشش برای "وابسته نگاه داشتن ملت ایران تعبیر دیگری ندارد. چگونه ممکن است از کشوری که میلیاردها دلار هزینه احداث نیروگاه اتمی کرده . فشارهای سیاسی واقتصادی وتهدیدهای نظامی فرساینده را تحمل نموده است انتظار داشت که برای تامین سوخت آن تا ابد محتاج دیگران باشد؟

3 – دلشوره تفسیر نویس سایت وزارت خارجه اسرائیل بخاطر آموزش مهندسان ایرانی وخودکفا شدن آنان برای اداره نیروگاه های هسته ای را چگونه می توان تعبیرکرد؟ آیا غیرازاین است که آشکارا می گویند مهندسان ایرانی حق عبور از"خط قرمز" وپا ی گذاشتن به قلمرو دانش های نوین را نباید داشته باشند؟

کدام ملتی می تواند چنین خفتی را برخود هموارکند که ازملت ایران چنین انتظاری را دارید؟

4 – سخنگوی وزارت خارجه اسرائیل می گوید" راه اندازی نیروگاه بوشهر جایزه دادن به یک دولت اطاعت ناپذیر وسرکش است ".این درحالی است دولت اسرائیل خود در راس "اطاعت ناپذیری" و"سرکشی " قراردارد. که خوداری از پیوستن به پیمان " منع گسترش سلاح های اتمی " ونادیده گرفتن توصیه ها واعلامیه های سازمان ملل متحد درجریان کشتارمردم غزه و آتش گشودن برروی کشتی کمک رسانی به آنان درآبهای بین المللی اگر سرکشی واطاعت ناپذیری نیست پس چیست ؟.

قوانین چه درسطح کشور ها وچه درسطح بین المللی محترم ولازم الاجراست بشرط آنکه یکنواخت وبدون تبعیض اعما ل شوند. واین حقیقتی است که دولتمردان اسرائیل نا گزیر از پذرفتن آن هستند. کشوری که نخست وزیر آن از ملاقات با آقای " یوکیا آمانو" رئیس آژانس بین المللی اتمی خودداری و از پیوستن به پیمان منع گسترش سلاح های اتمی شانه خالی می کند نمی تواند ازدیگران انتظار" اطاعت پذیری" وسر براهی داشته باشد.
 حسن کیوده
 25 اگوست

۱۳۸۹ مرداد ۲۷, چهارشنبه

جان بولتون: اسرائیل تا جمعه برای حمله به ایران وقت دارد




در آستانه راه‌اندازی نیروگاه بوشهر برخی مقام‌های آمریکایی به اسرائیل هشدار داده‌اند که فرصت حمله به ایران را از دست ندهد.

جان بولتون: اسرائیل تا جمعه برای حمله به ایران وقت دارد

جان بولتون، سفیر پیشین آمریکا در سازمان ملل، در مصاحبه با رادیو اسرائیل گفت: با توجه به آن که روسیه و ایران اعلام کرده‌اند که روز جمعه (29 مرداد) نیروگاه بوشهر را راه‌اندازی خواهند کرد، بنابراین اسرائیل تنها سه روز فرصت دارد به ایران حمله کند.

آقای بولتون ساعاتی پیش از گفت‌وگو با رادیو اسرائیل، در مصاحبه با شبکه خبری فاکس نیوز اعلام کرد که اسرائیل تنها هشت روز فرصت دارد به ایران حمله کند.

آقای بولتون در مصاحبه با فاکس نیوز هشدار داد که برای اسرائیل خیلی دیر خواهد بود که پس از هشت روز دیگر به نیروگاه بوشهر حمله کند زیرا هرگونه حمله به این نیروگاه موجب پراکنده شدن تشعشعات هسته‌ای و آسیب آن روی غیرنظامیان ایرانی خواهد شد.

این سیاستمدار جنجالی آمریکایی گفت: بنابراین اگر اسرائیل قصد حمله به نیروگاه بوشهر را دارد باید این اقدام را درمدت هشت روز آینده انجام دهد.

آقای بولتون از راه‌اندازی نیروگاه بوشهر به عنوان «سلاح ایران» نام برد و تاکید کرد که اگر اسرائیل به ایران حمله نکند آن‌گاه این کشور به سلاحی دست خواهد یافت که هیچ‌یک از مخالفان اسرائیل یا دشمنان آمریکا در خاورمیانه آن سلاح را ندارند.

جان بولتون درعین حال گفت که از نظر او اسرائیل در هشت روز آینده به ایران حمله نخواهد کرد اما نگران است که اسرائیل این فرصت حمله را از دست بدهد.

سفیر پیشین آمریکا در سازمان ملل از نقش روسیه در ساخت نیروگاه بوشهر انتقاد کرد و گفت که «دولتمردان روسیه اغلب آمریکا و ایران را به جان هم می‌اندازند.»

این در شرایطی است که ایران احتمال حمله ازسوی دشمنان دیرینه خود به نیروگاه بوشهر را رد کرده است.

آمریکا و متحدانش نسبت به اهداف برنامه هسته‌ای ایران ابراز تردید کرده و گفته‌اند که ایران تحت پوشش نیروگاه بوشهر قصد دستیابی به سلاح اتمی را دارد. ایران این ادعا را رد کرده و هدف از اجرای برنامه هسته‌ای را تامین برق و انرژی اعلام کرده است.

براساس گزارش خبرگزاری مهر مرحله مقدماتی راه‌اندازی نیروگاه بوشهر که مشتمل بر انتقال سوخت هسته‌ای به استخر این نیروگاه است روز شنبه 30 مرداد ماه با حضور هیئت روسی به سرپرستی سرگئی کرینکو، مدیرکل روس اتم و علی اکبر صالحی، رئیس سازمان انرژی اتمی ایران عملیاتی می‌شود

تهدید ایران؛ بستن تنگه هرمز و گروگان‌گیری

علی شادمانی، رئیس اداره عملیات ستاد کل نیروهای مسلح ایران، از «بستن تنگه هرمز» به عنوان نخستین واکنش ایران به حمله احتمالی علیه نیروگاه بوشهر نام برد.

حدد 40 درصد از نفت حمل شده در تانکرهای نفتی جهان از تنگه استراتژیک هرمز عبور می‌کند که خلیج فارس را به دریای عمان وصل می‌کند.

سردار شادمانی در توضیح دومین اقدام ایران گفت: در اقدام دوم طرحی داریم که نیروهای آمریکایی مستقر در پایگاه‌های افغانستان و عراق را به گروگان درخواهیم آورد و اجازه هیچ‌گونه حرکتی را به آنها نخواهیم داد.

این مقام ایران از اسرائیل به عنوان «حیات خلوت آمریکا» نام برد و گفت: اگر کوچک‌ترین تجاوزی به ایران شود، این حیات خلوت را در آسایش نخواهیم گذاشت.

رامین مهمان‌پرست، سخنگوی وزارت امور خارجه ایران، هم گفت که چنین تهدیدهایی برای حمله به ایران تکراری و بی‌معنی شده‌اند که به گفته او «توسط سران رژیم صهیونیستی» بیان شده‌اند.



آقای مهمان‌پرست در یک کنفرانس مطبوعاتی در تهران اعلام کرد: بر اساس مقررات بين‌المللی، نمی‌توان به تاسيساتی كه دارای سوخت واقعی هسته‌‌ای باشد صدمه‌ای وارد كرد و به دليل تبعات فراوان انسانی كه دارد اين موضوع تاكيد شده است.

گمانه‌زنی گلدبرگ

جفری گلدبرگ، نویسنده سرشناس مجله آمریکایی آتلانتیک، توصیه جان بولتون به اسرائیل برای حمله به ایران در هشت روز آینده را امکان‌پذیر نمی‌داند.

آقای گلدبرگ که هفته پیش مقاله‌ای مفصل در مورد محاسبات استراتژیک اسرائیل درمورد حمله به ایران نوشت، در شماره روز سه‌شنبه 17 اوت مجله آتلانتیک نوشته است: بعید است که ایهود باراک، وزیر دفاع اسرائیل، با نظر بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر، موافقت کند و در اقدامی شتا‌ب‌زده به ایران حمله کند.

به باور گلدبرگ از نظر دولت باراک اوباما، رئیس‌جمهور آمریکا، ایران هسته‌ای یک چالش برای امنیت ملی آمریکا است اما ازنظر اسرائیل، ایران هسته‌ای تهدیدی برای موجودیت ملی اسرائیل است. بنابراین باید دید که کدام‌یک از این دو تهدید ایران را از تبدیل شدن به قدرت هسته‌ای بازمی‌دارد و در این صورت کدام یک از دو طرف به ایران حمله خواهند کرد.

جفری گلدبرگ نوشته است که آقای نتانیاهو منتظر است تا ببیند آیا روش‌های غیرنظامی غرب مانع برنامه هسته‌ای ایران می‌شود یا خیر و درعین حال تا پایان سال 2010 خود را برای دستور به حمله نظامی یک جانبه به تاسیسات هسته‌ای ایران آماده کرده است.

قرار است هشت کارشناس در زمینه‌های خاورمیانه، سیاست ملی آمریکا و منع گسترش هسته‌ای دیدگاه‌های خود را درمورد پیش‌بینی گلدبرگ درمورد حمله اسرائیل به ایران اعلام کنند.

۱۳۸۹ مرداد ۱۸, دوشنبه

کشتار مردم افغانستان، هم تاکتيک، هم استراتژی

ا. م. شيری


تلويزيون خبری «يورونيوز»، روز جمعه، ٦ اوت ۲۰۱۰ گزارش داد: «فرماندهی نظامی ناتو در افغانستان به کشته شدن دهها تن از غير نظاميان افغانستان در روز پنجشنبه در استان ننگرهار، اذعان کرد و قول داد به بازماندگان مقتولين، غرامت پرداخت نمايد». همين تلويزيون در ادامه می افزايد: «تعداد دقيق کشته شدگان معلوم نيست و اين عده در جريان حمله هوائی نيروهای ناتو به ماشينهای حامل مردم غيرنظامی که برای شرکت در مراسم تدفين چهارده تن از کشته شدگان در اثر حمله هوائی نيروهای «ائتلاف» به روستای همسايه عزيمت می کردند، کشته شدند».



لازم به يادآوريست که نيروهای اشغالگر امپرياليسم، روز جمعه گذشته نيز ٤۸ غير نظامی افغان را در هلمند کشتند. البته، اين اتفاقات، موارد استثنائی و منحصربفردی نيستند. نيروهای امپرياليستی در طول دو دهه اخير، در طول دوره اشغال افغانستان، عراق، يوگسلاوي، فلسطين، پاکستان و ديگر کشورهای جهان، تا کنون صدها بار چنين جنايتی را تکرار کرده، و بدنبال هر بارانيدن بمب به مراسم عزا و عروسی مردم، کشتار انسانها در دهات و روستای نيمه مخروبه، «قول» رسيدگی داده اند ولي، باز تکرار کرده اند.

اين حوادث و صدها حادثه مشابه آنها نشان می دهند که کشتار منظم و سيستماتيک مستعمرات و کشورهای اشغالي، نه از روی اشتباه، بلکه، يک تاکيتک هدفمند در خدمت استراتژی امپرياليسم جهاني، برای استقرار و حضور نظامی دائمی در آن کشورها، کاهش جمعيت آنها در بلند مدت و گسيل داشتن سيل تاراجگران امپرياليستی برای غصب کامل سرزمينهای مردم غارت شده دنياست. بويژه اينکه، اين رويکرد امپرياليسم و فاجعه کشتار سيستماتيک مردم بومی در چهار منطقه جهان ــ اتازوني، استراليا، آفريقای جنوبی و اسرائيل ــ قرين«موفقيت» هم بوده است. کشور ايالات متحده آمريکا، بدست برده داران و اربابان مهاجر اروپائی و با کشتار حساب شده مردم اتازونی تشکيل گرديد و جمعيت بومی ۱۲ ميليونی آن، در طول سيصد سال به ۲٦۰ هزار نفر تقليل داده شد. در استراليا، مستعمره کنونی انگليس، مردم بومی را قتل عام نموده، کودکان را از والدين شان جدا و در جهت اهداف خود تربيت کردند. تاراجگران اروپائی در آفريقای جنوبی نيز جنايات مشابهی را مرتکب شده، رژيم آپارتايد را تشکيل دادند که در سال نود قرن گذشته به موجوديت آن پايان داده شد. تشکيل کشور اسرائيل (اسرائيل يعنی برگزيدگان خدا) و کشتار و بيرون راندن برنامه ريزی شده مردم بومی از سرزمينهای آباء و اجدادی خويش، يکی از ديگر از دهشنتاکترين و رسواترين جنايات سرمايه داری امپرياليستی بشمار می رود که هنوز هم هر روز بيش از روز پيش اوج می گيرد و گسترش می يابد. اين سياست وحشيانه امروز در افغانستان به اجرا گذاشته می شود. طی سالهای اشغال اين کشور، ميليونها افغانی مجبور به ترک ميهن خويش شده است. آمار دقيق کشته شدگان قطعا معلوم نيست. کشتارهای روزمره غيرنظاميان، تراز و توازن ميان ميزان زاد و ولد با ميزان مرگ طبيعی را به نفع مرگ بر هم زده است. اگر به اين وضعيت، آمار متولدان ناقص الخلقه و بيمار هم اضافه شود، عمق فاجعه مردم افغانستان و ابعاد هولناک استراتژی شوم امپرياليسم هر چه بيشتر عيان می شود.

سياست دو دهه اخير امپرياليسم با تجزيه اتحاد شوروی آغاز و با تجزيه يوگسلاوی تحت عنوان بالکانيزه کردن، تا افغانستان و عراق و پس از روی کار آمدن باراک اوباما رئيس جمهوری آمريکا، تا بمباران مستمر پاکستان ادامه يافت.

با اين تفاسير، مشکل بتوان باور کرد به اين کشتارها نقطه پايان گذارده شود. بخصوص اينکه، آدمکشان حرفه ای امپرياليسم، بدنبال ارتکاب هر جنايتي، بمنظور انحراف افکار عمومی از ابعاد هولناک جنايت خويش، «مزه» تازه ای را قاطی اين تلخی ها می کنند تا آنها را در سايه قرار دهند. فراموش نبايد کرد که با شروع جنگهای امپرياليستی دو دهه اخير، اخبار ساختگی شيوع بيماريهای جنون گاوي، سياه زخم، آنفلوآنزای پرندگان و آنفلوآنزای خوکی به مهمترين عناوين خبری رسانه های عمده جهان تبديل گرديدند و همه آنها بعد از انقضای تاريخ مصرف و وارد ساختن خسارات اقتصادي، مالی و انسانی جبران ناپذير، يکی بعد از ديگری بفراموشی کامل سپرده شدند.

در پی رسوائی چنين تبليغات مسموم و انحرافي، «انديشمندان»، «نظريه پردازان» و سياستمداران امپرياليسم، بفکر طرح موضوعات مناسب تری افتاده و بدنبال ارتکاب هر جنايتي، مسئله تسليحات اتمی کره شمالی «گرسنه» و برنامه هسته ای ايران را بموضوع روز تبديل می کنند. به همين جهت هم بود که در روزهای کشتار مردم بی دفاع و بی پناه افغانستان، «پرونده هسته ای ايران» و احتمال حمله نظامی به کشور ما به موضوع روز تبديل شد و دريادار مک مولن، با بی حيائی تمام اين مسئله را منتفی ندانست. در اين ميان جالب توجه است، که بسياری از اپوزيسيون دست آموز به اصطلاح ايرانی نيز که تا کنون در مقابل اشغال افغانستان همچون مردگان چهل روزه سکوت کرده اند، به يک باره همزمان با کشتار مردم زير ستم مضاعف اين کشور، همصدا با ياوه سرايان امپرياليسم، حاکميت رژيم منحط جمهوری اسلامی را دستاويز قرار داده، برای انحراف اذهان مردم ايران از ابعاد جنايات امپرياليسم در کشور همسايه ما، به تهديد و شانتاژ ميهن و مردم ما پرداختند. در اين ميان، گروهی بنام هيئت سياسی- اجرائی سازمان فدائيان خلق ايران (اکثريت)، در رابطه با «پرونده هسته ای ايران» و همچنين بمناسبت سالگرد کشتار زندانيان اسير بدستور جلادالله خميني، اعلاميه صادر نموده، با کلی «اما و اگر و به شرطی که»، برای تظلم خواهی از دولتهای امپرياليستی که کشورهای بسياری را به حمام خون تبديل کرده اند، پناه برده، «دين» طبقاتی خود را در مقابل امپرياليسم ادا می کند. هوچی گران «پيک نت» مثل هميشه، در رابطه با حمله نظامی به ايران، افاضه فرمودند: «پای مرغتان را ببنديد و همسايه را دزد نکنيد». يعنی اگر آقای رفسنجانی را بجای خامنه ای و آقای موسوی را بجای احمدی نژادی بگذارند، هم مسئله انقلاب ايران حل می شود و هم آمريکا به ايران حمله نمی کند. تلويزيون «تيشک»، وابسته به حزب دموکرات کردستان ايران، سنگ تمام گذاشته و با اعلام وفاداری به «دموکراسی» رسوای امپرياليستي، امکانات خود را در اختيار مأموران و جيره خواران علنی امپرياليسم، ــ نوری زاده، رفعت و امثالهم ــ قرار داده و خوشحالی خود را از حمله عنقريب امپرياليسم آمريکا به ايران پنهان نکرد(به مصاحبه تلويزيون تيشک با احمد رفعت و يا «شخصيت»هائی را که اين تلويزيون به آرم خود تبديل کرده است، توجه کنيد). البته، اين سياهه بلندتر است و اين موارد فقط بعنوان نمونه، آورده شدند.

همه اين جماعت و همتايان آنها، زحمت انديشيدن عاقلانه و تفکر سنجيده را بخود نمی دهند تا در مقابل مردم کشور خويش و جهان، اين مسائل را حداقل مطرح سازند که:

ــ امپرياليستهای آمريکا و اروپا و ديگر سگهای زنجيری آنها به چه حقی در افغانستان حضور نظامی دارند که مردم را بطور سيستماتيک می کشند؛

ــ به چه حقی آمريکا صدها پايگاه نظامی در کشورهای مختلف داير نموده و جهان را بمناطق تحت فرماندهی نظامی خود تبديل کرده و يا ناوگان دريائی آمريکا چرا بايد در خليج فارس و دريای عمان حضور داشته باشد؛

ــ اين القاعده و طالبان امپرياليسم ساخته، چگونه «جن و پری»هائی هستند که آدمکشان قدرتمندترين کشور جهان و چهل کشور همپيمانش، در طول قريب ده سال نتوانستند از عهده آنها بر آيند و علی الظاهر، برغم کشتار و تعقيب مستمر، يک روز از عراق سر در می آورند، روز ديگر از يمن و به ديگر روز از آفريقا و يا هر جای ديگری که امپرياليستها بخواهند؛

ــ با توجه به اقدامات و اعمال امروزی دولتها و نيروهای امپرياليستی در نقاط مختلف جهان، از جمله در افغانستان، اظهارات مقامات اين دولتها پيرامون مقولات و ارزشهای بزرگ انساني، همچون دموکراسی و حقوق بشر، هم از منظر حقوقی و سياسي، هم از لحاظ اخلاقی و معنوي، چيزی جز توهين و تحقير بشريت نيست؛

ــ با توجه به اينکه تعريف ساده تروريسم عبارت از: ايجاد رعب و وحشت در ميان مردم و کشتار غير نظاميان می باشد، اقدامات و عمليات دولتهای امپرياليستی در افغانستان و ديگر کشورهای اشغالی را، هيچ چيزی غير از تروريسم دولتی نمی توان ناميد.

کشتار روزمره مردم افغانستان و ديگر مناطق جنگي، مسئله انحلال پيمان تجاوزگر ناتو و «يانکی گو هوم» را به موضوع مبرم امروز تبديل کرده است و بدون تحقق اين دو، نه استقلال و آزادی کشورها ممکن است و نه برقراری دموکراسی و حقوق بشر!


۸ مرداد ۱۳۸۹

۱۳۸۹ مرداد ۱۳, چهارشنبه


جنایتی فجیع ترازنسل کشی

به گفته کارشناسان زیست محیطی" تولد نوزاد کامل درعراق تاسه نسل غیرممکن است چرا که درجریان جنگ های 1991-2003 نیروی هوائی آمریکا بالغ برهشتاد وچهارهزار تن بمب برسرساکنان جنوب عراق ریخته که در بعضی از آنها اورانیوم غنی شده بکار رفته بود .روزنامه الدستور به نقل از دکتر عبدالباقی کارشناس علوم وفن آوری عراق می نویسد"وجود یکصد نقطه آلوده به مواد سرطان زادرجنوب آن کشور شناسائی شده است که طی چندسال آینده به مرکز وشمال عراق توسعه خواهدیافت.

فجیع ترازنسل کشی :


نسل کشی (2) به خشونت جنایت آمیزی اطلاق می شود که یک گروه یادولت زورمند بقصد نابودی کامل به جمعیت یاملتی ضعیف تر از خود اعمال می کند .حمله بی دلیل وغیرقانونی به عراق به بهانه جلوگیری از دستیابی صدام حسین به سلاح های کشتارجمعی علیرغم گزارشات صریح " هانز بلیکس" مدیرکل اسبق آژانس بین المللی انرژی اتمی مبنی براینکه هیچگونه مدرکی دال بروجود مراکز تولید سلاح هسته ای وشیمیائی بدست نیا مده است( نگاه کنید به کتاب خلع سلاح عراق نوشته هانس بلیکس) (1) وبا نادیده گرفتن توصیه های محافل علمی ودانشگاهی جهان دایربرخود داری از دست زدن به یک جنگ غیرقانونی ونابرابر. آقای جرج واکربوش رئیس جمهور سابق ایالات متحده آمریکا که توانسته بود رهبران "فرصت طلب" و "زودباور" بعضی ازکشورها ی سود جورا همراه خود سازد فرمان حمله به عراق را صادر کرد ویکی ازننگین ترین فحایع تاریخ را به بار آورد. رژیم صدام حسین سقوط کرد ومقاومت کار سازی از سوی ارتش ونیروهای انتظامی آن کشور بعمل نیامد اما بمباران مناطق جنوب همچنان ادامه داشت ودر همان روزها بود که هشتاد چهارهزارتن بمب" کثیف" برسرساکنان بی دفاع ووحشت زده جنوب عراق ریخته شد تاجائی که به گفته دانشمدان عراقی تولد نوزادسالم را تاسه نسل درآن کشور غیرممکن ساخت اینجاست که باید گفت حمله آمریکا ومتحدانش به عراق نه فقط یک جنگ وحتی نه یک "نسل کشی "که جنایتی "فجیع تر" ازآنها بود چراکه صرف نظر قتل عام غیر نظامیان .عرقی .سه نسل آینده را قربانی گرفت .قربانیانی که هنوزچشم بدنیا بازنکرده اند. طرفه اینکه کسانی می خوهند این جنایات همچنان ادامه پیداکند واز شنیدن خبر خروج سربازان آمریکائی از عراق ناخشنودهستند.


نگرانی جنگ افروزان:


روزدوشنبه دوم اوت رئیس جمهوری آمریکا طی سخرانی خود درجمع "کهنه سربازان معلول" اعلام کرد که نیروهای آمریکا تا روز بیست ونهم ماه جاری عراق را ترک خواهند کرد. اوافزود باصدور این دستور به تعهدی که درجریان تبلیغات انتخاباتی بعهده گرفته بودعمل می کند. براین اساس چنین بنظر می رسد که آقای اوبامابرخلاف پاره ای گمانه زنی ها مایل نیست پای خودرا جای پای جرج واکر بوش بگذارد درمقابل اهرم های فشارناتوانی نشان دهد .اما گفتنی است که این تصمیم آقای اوباما همان اندازه که تحسین جامعه جهانی رابرانگیخته به همان اندازه موجب نگرانی دولتمردان اسرائیلی گردیده است تا جائی که روسه شنبه سوم اوت " سایت فارسی "وزارت خارجه اسرائیل طی مطلبی تحت عنوان "نگرانی اسرائیل وکشورهای عرب نسبت به تصمیم پرزیدنت او.باما درمورد خروج ازعراق " نوشت " اعلام تصمیم پرزیدنت اوباما درمورد خروج همه سربازان رزمنده آمریکائی ازعراق درظرف چهارهفته آینده بنا ارزیابی برخی تحلیلگران اسرائیلی موجب نگرانی دولت اورشلیم وبرخی دولت های عرب منطقه می شود"

براستی آیا حیرت انگیز نیست که دولتمردان یک کشور ازخروج نیروهای اشغالگر از یک کشور اشغال شده ناخشنود می شوند وابراز نگرانی می کنند؟
حسن کیوده
سوم اوت 2010

(1) Disarming Iraq

(2) Genocide

۱۳۸۹ مرداد ۹, شنبه

20000 نفر قربانی اشغال افغانستان


آمریکا از ویکی لیکس خواست مدارک بیشتری منتشر نکند


مقام های آمریکایی از وبسایت ویکی لیکس خواسته اند پانزده هزار سند محرمانه دیگر را که در مورد جنگ افغانستان در اختیار دارند، منتشر نکند.

این اسناد غیر از هفتاد و پنج هزار سندی است که هفته گذشته از طریق سایت ویکی لیکس به رسانه ها درز کرد.

رابرت گیبز، سخنگوی کاخ سفید گفته است امنیت ملی آمریکا بیش از این نباید لطمه بخورد.


اما جولیان آسانژ مدیر وبسایت ویکی لیکس گفته است فعلا این پانزده هزار سند را نگه داشته تا در باره آنها تحقیق و اطمینان حاصل کند که انتشار آنها، جان افراد را به خطر نخواهد انداخت.

آقای آسانژ  وزارت دفاع آمریکا را متهم کرد که سعی دارد توجه افکار عمومی را از کشته شدن هزاران نفر در جنگ افغانستان منحرف کند.
مدیر سایت ویکی لیکس  گفت: "ما مدارکی منتشر کرده ایم که نشان می دهد بیست هزار نفر جانشان را در افغانستان از دست داده اند."

انتشار اسناد محرمانه مربوط به جنگ افغانستان، انتقاد آمریکا، افغانستان و پاکستان را در پی داشت.

مقام های آمریکایی ضمن انتقاد شدید از انتشار این اسناد و غیر مسئولانه خواندن این اقدام، آن را خطری برای امنیت ملی این کشور توصیف کردند.

باراک اوباما رئیس جمهوری آمریکا گفت درز اسناد محرمانه درباره جنگ در افغانستان مایه نگرانی است اما افشاکننده اطلاعات جدیدی نیست.

دولت افغانستان افشای اطلاعات سری ارتش آمریکا در ارتباط با جنگ در افغانستان را "تکان‌دهنده" دانست.

وحید عمر، سخنگوی حامد کرزی، رئیس جمهوری افغانستان، گفت: "ما از این که رقم درشتی از اسناد به بیرون درز کرده است، تکان خوردیم. این خبر تکان دهنده بود."

دولت پاکستان هم اسناد منتشر شده درباره حمایت سازمان اطلاعات این کشور از طالبان را به شدت تکذیب کرد و اسناد درز شده را بی اساس خواند.

رئیس جمهوری پاکستان گفت ممکن است هدف از دادن این اسناد سری به رسانه ها، تضعیف روند جدید گفتگو های استراتژیک بین آمریکا و پاکستان بوده باشد.

سایت غیر دولتی ویکی لیکس هفته گذشته اسناد نظامی سری را که جزئیاتی از عملیات پنهانی جنگ در افغانستان از ژانویه ۲۰۰۴ تا دسامبر ۲۰۰۹ را افشا می کند، به روزنامه های نیویورک تایمز آمریکا، گاردین بریتانیا و مجله اشپیگل آلمان داد.


در آوریل سال ۲۰۱۰، ویدئویی در این سایت منتشر شد که نشان می داد یکی از هلی کوپترهای آپاچی ارتش آمریکا، اقدام به کشتن ۱۲ نفر از جمله دو خبرنگار خبرگزاری رویترز در جریان حمله ای در بغداد در سال ۲۰۰۷ میلادی کرده است.

از جمله مدارک جنجالی دیگری که در این سایت تاکنون قرار گرفته می توان به نسخه ای از دستور العمل عملیاتی مربوط به رفتار با زندانیان بازداشتگاه گوانتانامو اشاره کرد.

زورق" ره گم کرده" به صخره نزدیکتر می شود


روزیکشنبه بیست وپنجم جولای ژنرال مایکل هایدن رئیس پیشین سازمان جاسوسی آمریکا درمصاحبه با شبکه تلویزیونی "سی. ان. ان گفت " ایران با وجود تلاش های بازدارنده آمریکابه برنامه اتمی خود ادامه می دهد" او همچنین افزود"ما سرگرم مذاکره هستیم آنها راه خود را  طی می کنند. ما به تحریم ها رای می دهیم آنها سرگرم کارخودهستند. بنا براین به نظر می رسد در چنین شرایطی حمله نظامی به ایران قابل توجیه است ." او دربخش دیگری ازمصاحبه خود اضافه کرد" توانائی هسته ای ایران درعمل با دستیابی به سلاح اتمی فرقی ندارد.و استفاده از ابزارنظامی (بخوانید اورانیوم ضعیف شده وبمب های فسفری) علیه ایران که قبلا درانتهای فهرست گزینه ها قرارگرفته بودهم اکنون راه حل بدتری شناخته نمی شود" گفتنی است که ژنرال مایکل هایدن حمله نظامی به ایران را درحالی قابل توجیه ارزیابی می کند که هفته پیش چهل تن از اعضاء مجلس نمایندگان آمریکا پیش نویس قطعنامه ای را امضا کرده اند که براساس آن ازحمله نظامی اسرائیل به ایران حمایت می کنند. دراین قطعنامه قید شده است که اگر راه" صلح آمیز؟" در"مدت زمان قابل قبول ؟ بدست نیاید " اسرائیل برای مقابله باخطر فوری می تواند از هروسیله نظامی برعلیه ایران استفاده کند.

گرچه اظهارات ژنرال هایدن دراین مصاحبه به بخشی از جنگ روانی برعلیه طرف مقابل نزدیکتر ازتحلیل "سیاسی- نظامی" یک افسر عالیرتبه ارتش آمریکاست اما درعین حال نباید از نظر دور داشت که هدف از دست زدن به این قبیل مصاحبه ها زمینه سازی برای راه اندازی جنگ خونین دیگری درخاور میانه است که ایالات متحده آمریکا باهمه مشکلاتی که پیش رو دارد ناگزیر ازروشن کردن آتش آنست چراکه از دست رفتن کنترول درافغانستان وعراق ورسوائی های ناشی از افشای نود هزار اسناد سری توسط پایگاه انترنتی "ویکی لیکس" وهمچنین گم شدن بالغ برهشت میلیارد و هفتصدمیلیون دلار بودجه بازسازی عراق که از محل فروش نفت آن کشور تامین ودراختیارارتش امریکا گذاشته شده بود.به اعتبارجهانی ایالا ت متحده آمریکاضربه سنگینی وارد کرده و استراتژی " حضوردائم درحوزه خلیج فارس وتسلط برانبار انرژی فسیلی جهان " را بامشکل مقاومت ملت های منطقه مواجه ساخته است البته این درحالی است که تحلیلگران واقع بین جهان آغاز جنگ جدید درحوزه خلیج فارس را پایان دوران جهان روانی ایالات متحده آمریکا ارزیابی می کنند.تاجائی که "فیلینت لورث" مشاور امنیت ملی در دولت جرج بوش می گوید " آمریکا پس از پایان جنگ ودر دوران جنگ سرد پیوسته خودرا بعنوان "تنها قدرت مسلط برجهان" تعریف کرده است اما این وجهه باتهاجم غیر ضروری وبی دلیل به عراق بشدت آسیب دیده ومخدوش گردیده است به همین دلیل پیامدهای حمله غیرقانونی ونامشروع به ایران برای ایالات متحده آمریکا بمراتب سنگین تر از هزینه های جنگ عراق خواهدبود . " لورث"

آنگاه می افزاید " روشن کردن آتش جنگ باایران صرفنظر از افزایش فشار های بین المللی بر آمریکا وخدشه دارکردن بازهم بیشتر وجهه کاخ سفید درجامعه جهانی کمراین کشوررا خواهد شکست . " مشاور امنیت ملی دولت بوش دربخش پایانی سخنان خود با اشاره به یک واقعه مهم تاریخی می گوید"حمله نظامی به ایران بمثابه اشتباه وحشتناک انگلیس درحمله به مصر ومحاصره کانال سوئز درسال 1956 خواهدبود که برای همیشه این کشوررا ازجایگاه "ابرقدرت" جهان برای همیشه پائین کشید"

چکیده کلام:

جنگ افروزان امضاکننده قطعنامه " حمایت از اسرائیل درحمله به ایران ."زورق"ره گم کرده "آمریکارا به سوی "صخره ای " می.کشانند که برخورد با آن مستلزم پرداخت هزینه های سنگینی خواهدبود و به گفته "لورث" کمر آمریکا را خواهد شکست.براین اساس برعهده "ناخداست" که تا دیرنشده جهت حرکت را تغییر دهد ودست رد برسینه جنگ طلبان" غیرآمریکائی" نهد که به منافع خود بیشتر ازمصالح آمریکا می اندیشند
حسن کیوده
 27جولای 2010

" آغاز" یک "آغازمهیب" درافغانستان


روز سه شنبه سیزدهم جولای یک سرباز ارتش افغانستان در"ولسوالی نهرسراج" در استان هلمند باتیراندازی بسوی نیروهای اشغالگرحد اقل سه سرباز ناتورا بقتل رساند وموجبات نگرانی عمیق فرمانده نیروهای ناتو را فراهم ساخت. گرچه خبر این حادثه مهم کمرنگ تر از آن انعکاس یافت که برای شناخت روحیه ارتش افغانستان ضرورت داشت .ولی قبول مسئولیت حادثه ازسوی "طالبان" وبدنبال آن اظهارات ژنرال پترائوس فرمانده نیروهای ناتو درافغانستان پیچیدگی اوضاع دراین آوردگاه خونین را عیان نمود..

چه کسی راست می گوید؟ ژنرال پترائوس یا" ملا عمر"


اگر طالبان ازآنچنان نفوذ وقدرتی برخورد است که می تواند دربدنه ارتش افغانستان نفوذ کند وحادثه آفریند. دراین صورت حتی پادگان های نظامی نیز جای امنی برای نیروهای ناتو نخواهد بود. واگر سرباز افغان بدون وابستگی به گروه های تندرومذهبی تحت تاثیر احساسات وطن پرستانه خود دست به چنین عملی زده باشد نمی توان ادعای ژنرال پترائوس را پذیرفت که می گوید."این یک ماموریت مشترک است که درآن سربازان افغان و"متحدان" آنها شانه به شانه علیه طالبان می جنکند." درحالی که سرباز افغان اگرنیروهای تحت فرماندهی این ژنرال آمریکائی را "متحد" خود بشناسد نه به وابستگی طالبان تن می دهد ونه به فرمان وجدان آتش بروی "متحد " خود می گشاید.

کدام اعتماد ؟


فرمانده نیروهای ناتو دربخش دیگری از سخنان خود دراین زمینه می گوید"ما قربانی زیادی داده ایم باید اطمینان حاصل کنیم که "اعتماد " میان نیروهای ما ( بین ناتو وسربازان افغانی ) پایدار باقی بماند" درحالی که :



1- سرباز نا تو که درمیدان جنگ جان خودرا از دست می دهد "قربانی " نیست چرا که سرباز برای کشتن وکشته شدن وارد میدان نبرد می شود بنابراین اگر کشته شود" هزینه جنگ" بحساب می آید نه قربانی .



2-" قربانیان" جنگ افغانستان غیرنظامیانی هستند که اکثریت آنها را زنان وکوکان و بیماران تشکیل می دهند.



3- از سرباز افغانی که کشورش به مدت نه سال تحت اشغال نیروهای بیگانه درآمده و به دود وخاکستر مبدل شده است چگونه می توان انتظار اعتماد داشت ؟



نمی دانم چرا کاخ سفید واشنگتن تاب شنیدن حقایق را ندارد.



این سرباز افغان اعم از اینکه وابسته به گروه های تند روی مذهبی باشد ویا مستقلا وبه فرمان وجدان خود آتش به روی سربازان ناتو گشوده باشد زنگ خطر را بصدا در آورده واخطار کرده است که برخلاف آرزوهای ژنرال پترائوس نمی توان به اشغال افغانستا ن تا "ده " سال دیگر ادامه داد . براستی آیا کاخ سفید واشنگتن لحظه ای به هزینه ادامه اشغال ده ساله این کشور جنگ زده وبلا دیده اندیشیده است؟ اگر نه . بهتر است این حقیقت را درک کند که حادثه روز سیزدهم ژوئیه " آغاز" یک " آغاز" گسترده و پرهزینه برای کشوری است که باگذشت سه ماه هنوز ازمهار چاه سرکش خلیج مکزیک نا توان مانده ورئیس جمهوری آن شب را با کابوس بدهی هایش به ژاپن وچین به صبح می رساند.مگر نه اینست که آقای اوباما درحال حاضر بدهکارترین رئیس جمهوری جهان است.


حسن کیوده
 پانزدهم جولای 2010

۱۳۸۹ تیر ۶, یکشنبه

بوی خون و باروت




صدور قطعنامه 1929شورای امنیت سازمان ملل متحد دررابطه با اعمال تحریم های شدید تربرعلیه ایران که درفضای آغشته به تردید ودرپرتو" بده" و "بستان های" اعضای دائمی شورا به تصویب رسید بیش از آنکه برای ایران نگران کننده باشد کلیه کشور های منطقه خاورمیانه را باخطر جدی مواجه ساخته است . چراکه شورای امنیت سازمان ملل متحد دراین قطعنامه از همه کشور های جهان ازجمله کشورهای حوزه خلیج فارس خواسته است درصورتی که به کشتی ها وهواپیماهای عازم ایران مشکوک باشند آنهارا به دستاویز جستجوی مواد و وسایل قابل استفاده دربرنامه هسته ای وموشکی مورد بازرسی قرار دهند واین درحالی است  که روز پنجشنبه 24 ژوئن دریادار علی فدوی دربندرعباس گفت " ما درخلیج فارس وتنگه هرمز نسبت به دوران دفاع مقدس ارتقاء قابل وصفی بدست آورده ایم .هر کشوری براساس قطعنامه نامشروع وغیرقانونی از خود حماقتی نشان دهداقدامی خاص و متناسب انجام خواهیم داد.  اوهچنین اضافه کرد: " نمی توان سپاه را با بیست سال پیش مقایسه کرد . نیروی هوائی سپاه دارای شناورهای مناسب . توان موشکی ساحل به دریا. وامکانات موشکی هوابه دریا ، نیروی تفنگدار وتکاور است ."
 پیشتر نیز مسئولان دولت ایران ازجمله رئیس مجلس و علی سعیدی نماینده رهبر مذهبی ایران در سپاه پاسداران درزمینه بازرسی کشتی ها وهواپیماهای عازم ایران هشدار داده بودند. واز سوی دیگر حرکت یک ناوگان جنگی آمریکا همراه زیر دریائی مجهز به موشک اتمی اسرائیلی بطرف آبهای خلیح فارس موجبات تحریک احساسات ملی ایرانیان ودیگر ملت های منطقه رافراهم ساخته وسبب پیدایش نوع حادی " آماده باش ملی " دراین منطقه گردیده است که می تواند آتش یک جنگ گسترده با هزینه های سنگین اقتصادی وانسانی را روشن کند. براین اساس ازهم اکنون بوی "خون" و"باروت" ازسراسرحوزه خلیح فارس به مشام می رسد .گرچه من مدت سی سال است که در جبهه مخالف رژیم مذهبی حاکم برکشورم قرار گرفته ام امابعنوان یک پژوهشگرومورخ معتقدم حقایق باید گفته شود و در لوح تاریخ به ثبت برسد. طبیعی است که ایران وهیچ کشور دیگری نمی تواند درمقابل پایمال شدن منافع و شکستن غرورملی خود دست روی دست بگذارد آنهم درفضای فعلی جهان که کشتی حامل کمک های انسانی رادرآبهای بین المللی تو قیف می کنند و سرنشنینان آنرا به قتل می رسانند.
بنا براین بهتر است کاخ سفید واشنگتن خودرا ازحلقه محاصره "اهرم های فشارنامرئی داخلی " نجات دهد وایالت متحده آمریکا را با چهارده تریلیون دلاربدهی ( بدهکارترین کشور حهان )با جنگی که بی تردید برنده ای نخواهد داشت درگیر نسازد.

امیدوارم رئیس جمهوری آمریکا به این حقیقت انکار ناپذیر واقف باشند که انباشتن اینهمه " مرگ افزار" درخاورمیانه از دیدگاه ملت های منطقه جز ماجرا جوئی وآتش افروزی تعریف دیگری ندارد.

کلام آخر

با اعمال تحریم های مندرح درقطعنامه 1929 و دست زدن به هر گونه "ریسک نظامی" نه تنها رژیم مذهبی حاکم برایران سقوط نمی کند بلکه به شدت عمل در ایستادگی آن افزوده می شود چرا که نیروهای ملی اعم از موافق ومخالف در دفاع از منافع ملی و پاسداری ازمرزهای سرزمین خود درکنار آرتش وسپاه قرار می گیرند ونه درمقابل آنها . بهتراست گزارشات آدم" های قابل خرید" " واجاره ای "را جدی نگیرید .

 حسن کیوده 24 ژوئن

۱۳۸۹ خرداد ۳۰, یکشنبه

حرکت بزرگ ترین ناوگان جنگی به سمت خلیج فارس : 11 ناو آمریکایی و یک زیر دریایی اتمی اسرائیلی






عصر ايران : 12 ناو جنگی آمریکایی و اسرائیلی برای رسیدن به خلیج فارس از کانال سوئز عبور کردند.


به گزارش عصر ایران ، روزنامه القدس العربی چاپ لندن به نقل از منابع آگاه نوشت: 11 فروند شناور جنگی (ناو) آمریکا و یک یک زیردریایی اسرائیلی مجهز به موشک های هسته ای صبح دیروز جمعه کانال سوئز را به مقصد خلیج فارس ترک کرده اند.

عبور این ناوها، با حضور چشمگیر نظامیان مصری و برقراری وضعیت ویژه در کانال سوئز همراه بود.
پیش از این خبرهایی درباره حرکت زیردریایی اسرائیلی دولفین به طرف خلیج فارس منتشر شده بود.
شاهدان عینی و منابع آگاه گفته اند که ناوگان آمریکایی شامل چند ناو هواپیمابر و ناوهای حامل خودروها و تجهیزات زرهی از دریای مدیترانه و کانال سوئز به طرف دریای سرخ عبور کردند. مقصد این ناوگان نیز خلیج فارس اعلام شده است. منابع رسمی عبور شناور اسرائیلی را در میان ناوهای آمریکایی تایید نکرده اند.

شاهدان عینی و منابع آگاه گفته اند که این ناوگان آمریکایی، در طول چند سال گذشته ، "بزرگترین" بوده است.
در همین حال عبدالله السناوی سردبیر نشریه العربی الناصری گفت که مصری ها این بار دست بسته نخواهند ماند تا ببینند که دولت مصر آنها را در رسوایی دیگری یعنی هماهنگی با اسرائیل و آمریکا و باز کردن کانال سوئز برای تجاوز به ایران اسلامی دخالت می دهد.

رهبر اخوان المسلمین مصر نیز ضمن هشدار درباره حمله نظامی به ایران گفت: پذیرش چنین موضوعی از سوی جهان عرب و جهان اسلام غیرقابل قبول است و اگردولت ها در برابر اراده واشنگتن و تل آویو تسلیم شدند، ملت ها نباید ساکت باشند.

بدوی رئیس حزب الوفد نیز با محکومیت بروز هر گونه حمله نظامی علیه ایران گفت که ملت های کشورهای عربی و اسلامی مخالفت این حمله نظامی هستند .

وی همچنین ابراز نگرانی کرد که دولت های عربی و اسلامی در این باره به مانند همیشه تحت سیطره آمریکا قرار بگیرند.

در همین حال منابع آگاه در مصر اعلام کردند که این کشور درخواست اسرائیل برای جلوگیری از عبور کشتی های کمک رسان ایران از کانال سوئز را رد کرده است.

این کشتی های ایرانی قرار است کمک هایی را برای مردم غزه به این منطقه منتقل کنند.

۱۳۸۹ خرداد ۲۵, سه‌شنبه

 کشف معدن تریلیون دلاری در افغانستان

هدف از اشغالگری صدور آزادی و دمکراسی است یا غارتگری؟



روزنامه نيويورک تايمز از کشف معدني با ذخاير فلزات ليتيوم، آهن، مس، کبالت و طلا به ارزش يک تريليون دلار در افغانستان خبر داد. روزنامه نيويورک تايمز درباره اين معدن مي‌نويسد: "ميزان ذخاير موجود در اين معدن به حدي است که مي‌تواند اين کشور فقير را به يکي از مهم‌ترين کشورهاي معدني جهان تبديل کند. اين معدن در نزديکي مرز افغانستان و پاکستان قرار داشته و توسط زمين شناسان پنتاگون (وزارت دفاع آمريکا) کشف شده است."

به گزارش نيويورک تايمز، ميزان ليتيوم موجود در اين معدن به حدي زيادي است که مي‌تواند افغانستان را همانند عربستان که در زمينه نفت بيش‌ترين ذخاير را دارد تبديل به يک قطب اقتصادي جديد کند. براساس اين گزارش، افغانستان درحال حاضر زيرساخت‌هاي مناسبي براي استخراج اين معدن ندارد. ازهمين رو سال‌ها طول مي‌کشد تا اين معدن به بهره‌برداري برسد. اين روزنامه در ادامه مي‌نويسد: "اين ثروت نهفته در معدن مي‌تواند رقابت کشورهايي چون هند، چين و روسيه را براي افزايش حضور در افغانستان به منظور استخراج ليتيوم افزايش دهد."

پيش از کشف اين معدن، چين به ميزان 4 ميليارد دلار در معدني در نزديکي کابل سرمايه‌گذاري کرده بود. اين سرمايه‌گذاري بزرگ‌ترين سرمايه‌گذاري انجام شده در افغانستان در بخش غير نظامي بود.

ليتيوم از جمله فلزات با ارزش و گران‌بها است که از آن در ساخت باتري‌هاي لپ‌تاپ و ساير تجهيزات الکترونيکي استفاده مي‌شود.

تحليل اين خبرازابعاد کار رسانه‌اي ونگاه به تاثير رواني انتشار اين خبر براي مخاطب بسيار اهميت دارد. درتحليل اين خبر به موارد زير مي توان اشاره کرد :

1 - بدون آن‌که بخواهيم درباره اصل اين خبراظهار نظر کنيم اين سئوال مهم مطرح است که خبر کشف معدني با ذخاير ليتيوم، آهن، مس، کبالت و طلا در يک منطقه!! در اين مقطع حساس که سياست آمريکا در افغانستان با چالش‌هاي جدي روبرو شده است، به چه منظور منتشرشده است؟

آيا اين خبر پاسخي مناسب براي پرسش کساني نيست که مرتب از دولت آمريکا سئوال مي‌کنند چرا ماليات‌هاي مردم آمريکا را خرج افغانستاني مي‌کند که برخلاف عراق هيچ منبع قابل توجهي براي آمريکا ندارد. سربازان آمريکايي براي آزادي و دموکراسي غربي که درافغانستان قابل تحقق نيست، کشته نمي‌شوند ، بلکه درآن‌جا هم منابعي است که مي‌تواند در آينده مورد بهره‌برداري شرکت‌هاي آمريکايي قرار گيرد.

2- تاکيد بر رقم هزار "ميليارد دلار" براي نويد دادن به مردم نااميد افغانستان است که به دليل غفلت ازسازندگي طي نه سال گذشته شاهد پيشرفت کند واندک در پروژه‌هاي سازندگي در کشورشان هستند. آن‌ها اکثرا نمي‌دانند چرا بودجه‌هايي که صرف نظامي‌گري درافغانستان مي‌شود به سازندگي در اين کشور اختصاص نمي‌يابد. شايد به همين دليل در خبر روزنامه نيويورک تايمز تاکيد مي‌شود ميزان ليتيوم موجود در اين معدن به حدي زياد است که مي‌تواند افغانستان را همانند عربستان که در زمينه نفت بيش‌ترين ذخاير را دارد، تبديل به يک قطب اقتصادي جديد کند. اما بلافاصله آب پاکي را روي دست مخاطبان مي‌ريزد آن‌جا که مي‌نويسد: "افغانستان در حال حاضر زيرساخت‌هاي مناسبي براي استخراج اين معدن ندارد. از همين رو سال‌ها طول مي‌کشد تا اين معدن به بهره‌برداري برسد. حالا چرا سال‌ها طول مي‌کشد امکان دارد دليلش ناامني و اختلاف‌هاي مرزي باشد.

3- جالب‌ترآن‌که در خبر نيويورک تايمز، مکان معدن کشف شده را "مناطق مرزي با پاکستان" اعلام کرده‌اند. منطقه‌اي پُرتنش که معلوم نيست که بتوان از آن بهره‌برداري کرد. شايد به همين دليل ژنرال "ديويد پتريوس" فرمانده نيروهاي مرکزي آمريکا در خاورميانه در اين مورد مي‌گويد: "هرچند اگرهاي زيادي درباره اين معدن وجود دارد،اما مطمئنا ذخاير زيادي درآن موجود است." اين اگرها مي‌تواند اشاره به ناآرامي‌هاي موجود و هم‌چنين اختلاف‌هاي مرزي بين افغانستان و پاکستان در اين مناطق داشته باشد که بر مشکلات قبلي مي‌افزايد.

4- به گفته اين روزنامه کشف اين معدن هم توسط زمين‌شناسان پنتاگون بوده است!! معلوم نيست اين زمين‌شناسان در افغانستان بدنبال کشف معدن هستند يا کمک به عمليات نظامي آمريکا ؟

5 - اشاره به رقابت‌هاي اقتصادي چين، هند، روسيه در افغانستان براي دستيابي به معادن اين کشور، بيش‌تر براي جلب توجه سرمايه‌داران آمريکايي است که به دليل نا امني در افغانستان کم‌تر تمايل دارند تا در اين کشور سرمايه‌گذاري کنند.

۱۳۸۹ خرداد ۲۳, یکشنبه


کشتی کمک های انسانی به غزه و

دانش سیاسی، حقوقی، تاریخی



پس از حمله نیروهای کماندوئی مخصوص اسرائیل به کشتی های حامل کمک های انسانی به مردم محاصره شده ( زندانی ) در غزه، شخصی مطلبی نوشت که تماماً همان حرفهای اسرائیل بود و در سایت گویا به چاپ رسید.

در حالیکه حتی کسانی هم که بجرم بدترین جنایتها در زندان هستند حق ملاقات و دریافت بعضی مواد خوراکی و غیره را دارند تنها در آمریکا ( زندان گوانتانامو) و اسرائیل این حق از مردم گرفته شده است.
مردم غزه برای رهائی و تامین مواد خوراکی باید همانند موش کور در زیر زمین نقب بزنند تا بتوانند مایحتاج اولیه خود را تامین کنند.
حتی بزرگترین کشورهای دنیا که از لحاظ وسعت صد ها برابر غزه هستند نمیتوانند تمامی مایحتاج خود را تامین کنند و نیازمند سایر کشورها هستند حال چگونه باید یک منطقه ای که از شهر تهران هم کوچکتر است در حالتی محاصره شده همه چیز خودرا تامین کند.
هدف محاصره کنندگان آنستکه یا فلسطینیان سرزمین خود را ترک کنند و یا چنانچه چنین نکردند از گرسنگی، بیماری و سایر مسائل و مشکلات بمیرند تا کشور و خاک آنها را غصب کند.
در یک مقایسه میتوان گفت : فکر کنید خانه شما محاصره شده و به شما میگویند یا آنرا ترک کن و مجاناً بما واگذار تا ما در آن زندگی کنیم و یا باید از گرسنگی، بیماری و... با زجر بمیرید.

به فلسطینیان اجازه داشتن مصالح ساختمانی داده نمیشود ولی صهیونیستها بطور مدام دارند خانه سازی میکنند!!!

حال چرا با وجود این شنیع ترین اعمال طول تاریخ بشر، سایت گویا چنین نوشته ای را منتشر میکند؟ در اینجا دو مورد مطرح میشود.

1- سایت گویا با این نوشته موافق بوده و بهمین دلیل آنرا منتشر کرده است. در این صورت این سایت جهتی مشخص دارد و در خدمت اسرائیل است و دیگر نیازی نیست بخودش زحمت انتشار این نوشته و سایر نوشته های من را بدهد زیرا از وسایل ارتباط جمعی وابسته انتظار انتشار نظر مخالف نیست.

2- سایت گویا این نوشته را آگاهانه و برای اینکه نشان بدهد عده ای ایرانی وجود دارند که دل و روحشان در هوای دیگری است منتشر کرده است. در اینصورت این حرکت سایت گویا درست است ولی بشرط اینکه جواب آن را نیز چاپ بکند وگرنه آن مطلب را با همان هدفی که در بالا آمد منتشر کرده است. البته سایت گویا در چند سال اخیر از سیاست بی طرفی بیرون رفته و مقالات را کاملاً جهت دار انتخاب میکند.

میتوان شق سومی را هم در نظر گرفت اینکه سایت گویا خودش هم ندانسته چه میکند اما این یکی از بحث ما خارج است واهمیتی ندارد ونمیتوان سایت با سابقه ای مانند گویا را اینچنین دست کم گرفت.


بررسی گفتار و استدلالات اسرائیلیان

بر اساس همان شیوه همیشگی که از بردن نام امتناع میکنم اینبار نیز چنین خواهد بود مخصوصاً اینکه شخص ( نویسنده) مهم نیست بلکه آن تفکری که در میان عده ای هست و بوسیله بعضی رسانه ها پیدا و یا تقویت میشود نکته ای است که باید بدان پرداخت، وگرنه در بسیاری موارد مثلاً در فیس بوک نیروهای سازمانهای امنیتی اسرائیل، آمریکا، ایران و شاید اکثر قریب به اتفاق جهان نشسته اند و بدون اینکه عکس (اگر هم باشد واقعی نیست) و مشخصات درستی ارائه بدهند وارد مباحث میشوند و آنها را جهت میدهند و یا منحرف میکنند.

اکنون فیس بوک به محل مناسبی برای نیروهای امنیتی تبدیل شده و مخصوصا نیروی خود را روی جوانان که از تجربه بسیار اندکی برخوردارند متمرکز میکنند و هرجا هم پرسیده میشود چرا عکس و مشخصات خود را نمیگذارید با حیله تهاجمی دروغین میگویند از ترس رژیم است. این مسئله درحالی استکه حتی حزب کمونیست کارگری که از انعطاف ناپذیر ترین نیروهای ضد رژیم است تمامی نیروهایش راعلنی کرده است.

آنانیکه خارج از مجموعه امنیتی ها اما بدون مشخصات واقعی در فیس بوک هستند سیاسیون حرفه ای و استخواندار نیستند ولی ادای اینها را در می آمورند و اکثراً هم بجای حرف دقیق و استدلال منطقی به فحاشی (حتی استفاده از کلمات رکیک) میپردازند و این را دلیلی برای احتمال اعدام میشمارند!!!

بهر صورت این بحث را همین جا بسته به سراغ آن نوشته و تحلیل آن میرویم.

اولین نکته ای که آنجا آمده اشاره باین استکه اسرائیل حق داشته در مقابل حمله سرنشینان کشتی از خودش دفاع کند و اینکه حق دفاع برای پلیس در همه جای دنیا محفوظ است.

پاسخ: این استدلال اسرائیل که از زبان باصطلاح ایرانیان در میآید، از پایه غلط میباشد و یا بهتر است گفته شود کاملاً مزخرف است و گویندگان و مروجین این حرف یا نادان هستند و نمیدانند چه میگویند؛ یا میدانند و میخواهند مردم را فریب بدهند. چرا؟

همه مردم میدانند که هیچ پلیسی حق ندارد بدون اجازه دادستانی وارد حریم شخصی کسی بشود. اگر چنین بکند صاحب محل ( منزل یا محل کار یا هرجای دیگری) حق دارد او را بیرون بکند. حتی برای ورود به اماکنی هم که پلیس میداند در آنجا کارهای غیر قانونی مثلاً تولید مواد مخدر صورت میگیرد باز هم مجوز لازم میباشد.

حتی صحبت برسر این است که مامورین امنیتی کشورها نیز حق ندارند هرگونه حریمی رابشکنند و باید برای اینکار مجوز قانونی داشته باشند. بر سر این مجوز و میزان و چگونگی آن میان دول و حتی درون کشورها بحث زیادی در جریان است؛ مثلاً در خصوص حریم منازل یا حریم مکالمات تلفنی یا فیلم گرفتن بحثی جدی در کشورها در گیر است.

این مسئله را میتوان گسترش داد وصحبت های زیادی کرد ولی قرار این نوشتار به بررسی حقوقی گسترده این نکته نیست بلکه بنظر میرسد که همین اندک برای آدم های عاقلی که یک اشاره برایشان کافی است کفایت بکند، اما تنها به یکی دو نکته اشاره میشود.

اول اینکه اگر واقعه ای در جائی رخ بدهد باید پلیس همان محل وارد بشود و پلیسی ازمنطقه دیگری از شهر نمیآید.

اگر پلیس یک شهر بخواهد وارد ماجرائی بشود که در شهر دیگری رخ داده است باید هماهنگی بکند؛ مخصوصاً در کشورهائی که حکومت ایالتی دارند، پلیس هر ایالتی در صورت دخالت بدون اجازه پلیس ایالت دیگر در حوزه ماموریتش، با سختی با آنها برخورد میکند، یعنی پلیس با پلیس همان کشور درگیر میشود و حتی ممکن است آنها رابازداشت کند.

حال موضوع از این هم فراتر است. یعنی اینکه تصور کنید در ایران اتفاقی افتاده و پلیس پاکستان وارد ایران بشود و عملیات انجام بدهد.

اما در مورد کشتی های اعزامی قضیه از این هم بدتر است زیرا ارتش وارد شده، یعنی حمله نظامی.

اینجاست که گفته شد اسرائیل و کسانیکه حرفها و استدلالات آنها را تکرار میکنند یا نادان هستند یا حقه باز و در پی انحراف افکار عمومی که امری عادی در سیاست است.

حمله به کشتی ها در آبهای بین المللی بنوعی حمله نظامی به تمامی کشورها و حقوق آنهاست.

آبهای بین المللی متعلق به تمامی مردم جهان است. آنجا که حمله صورت گرفت خانه یا آبها یا کشور اسرائیل نبود که ارتش با اجازه مقامات صاحب صلاحیت در آن منطقه به کشتی ها حمله بکنند.

مهم نیست که این آبها نزدیک ساحل ایران است یا آمریکا یا ژاپن یا اسرائیل و... هر حمله ای به کشتی ها در آبهای بین المللی حمله به حقوق تمامی کشورهاست و تمامی آنها حق اعتراض دارند.

در صورت ادامه اینگونه اعمال اسرائیل، همانند آنچه که در آبهای نزدیک سومالی صورت گرفته هر کشوری میتوانند بگوید برای حفاظت از کشتی های خود در هر نقطه ای ناو جنگی مستقر میکند.

اگر کار بطریقی که اسرائیل انجام داد از جانب سایر کشورها هم صورت بگیرد وهرکدام در گوشه ای از جهان کشتی های سایر کشورها را متوقف و از دریا و هوا مورد تهاجم قرار بدهد آنگاه دیگر هیچ تجارتی در جهان صورت نخواهد گرفت و جهان بسوی یک هرج و مرج تمام عیار پیش خواهد رفت.

در نتیجه ادامه روش دزدی دریائی اسرئیل میتواند یک فاجعه جهانی بیافریند.

دزدی دریائی لقبی که همه جهانیان به حرکت اسرائیل داده اند با حرکت پلیس برای دفاع از منافع مردم تفاوت اساسی دارد. آنانیکه این تفاوت های ساده و اساسی را نمیدانند بهتر است اول درسهائی ابتدائی را در مکتب یاد بگیرند و بعد وارد مباحث جدی سیاسی، حقوقی، تاریخی و... بشوند.

دانستن حق و حقوق اولیه شهروندی و مخصوصا در رابطه با پلیس امری اولیه در زندگی است که شهروندان بالغ و عاقل باید بدانند.

باید یک نکته دیگر را هم یاد آور شد اینکه اسرائیل از زمان حرکت کشتی بوسیله عوامل خود لیست مسافرین را داشته (ما در همین شهر و در حول حوش خود میتوانیم حدس بزنیم کدام افراد به بهانه حمایت و... وارد جریانات و حرکات سیاسی میشوند، ولی جاسوس یا خبر چین هستند اخبار را جمع کرده ارسال میکنند) و حتما هم میدانسته بار کشتی چیست و ابداً در آن وسایل نظامی یا جنگی نیست. همچنین هنگام بارگیری کشتی خبرنگارانی از کشورهای مختلف حضور داشته فیلم برداری کرده اند.

مسخره اینجاست که نه سوئد و نه ترکیه هیچکدام در ماجراهای ارسال اسلحه بر علیه اسرائیل وارد نشده و نمیخواستند بشوند و چنین اظهار نظری از جانب مقامات اسرائیلی اوج حماقت و اتهام به این کشورها است.

همیشه گفته و نوشته ام اسرائیل و آمریکا از احمق ترین و نادان ترین کشورها هستند و سیاستهایشان بسیار آسیب پذیر وقابل پیگیری حقوقی و ... است ولی آنچه باعث پیروزی آنها میشود ثروت و قدرت نظامی آنها و ضعف مخالفانشان است؛ همین حمله در آبهای بین المللی یکی از دلایل نادانی آنهاست.

برای اینکه این نکته نیز دقیق تر بررسی بشود باید دو آلترناتیو را در نظر گرفت:

1- اسرائیل همیشه احمقانه عمل میکند؛ زیرا میتوانست کمی صبر کند تا کشتی ها وارد آبهای اسرائیل شوند بعد وارد عمل بشود، در آنصورت موضوع بسیار متفاوت میشد.

2- اسرائیل حمله را هدفمند و با این منطق انجام داده که این اولین قدم برای عملکرد در آبهای بین المللی است و در مراحل بعدی این نوع اعمال را در هرکجا از این سر جهان ( ژاپن و استرالیا) گرفته تا آن سر دیگرش (آمریکا) انجام خواهد داد. اما در این محاسبه خود اشتباه زیادی کرده زیرا تمام جهان در برابرش موضع گرفتند، این نیز حماقتش را میرساند.

مسئله تجاوز یا دزدی دریائی و کشتن مردمان، زخمی کردن آنها ، آدم ربائی و شکنجه و زندانی کردن آنها با حمله ای کماندوئی و استفاده از نیروهای مخصوص امری نیست که بتوان آن را با دفاع پلیس از خود مقایسه کرد.

در صورت چنین حمله ای ازجانب هرکشوری که باشد سرنشینان کشتی ها حق دارند آنها را با هر وسیله ای بیرون کنند و نیروی مهاجم نیز بر مبنای قوانین بین المللی باید آنجا را ترک کند.

عملکرد اسرائیل نشان داد که هیچگاه برای قوانین بین المللی ارزش و احترامی قائل نیست، حال اگر سایرین در برابر چنین کشوری همان سیاست را درپیش بگیرند و برای او ارزش و اهمیتی قائل نشوند و با او به همین شیوه رفتار بکنند آنگاه چه؟.

کشتن انسانهای بیگناه در این حمله ابداً قابل توجیه نیست و اسرائیل باید در سطح جهانی مجازاتی جدی بشود و غرامتی مناسب ( بهمان میزان و شیوه که همیشه یهودیان درخواست کرده اند یعنی برمبنای محاسبات خودشان دهها میلیار دلار) بپردازند.

این سوای آن استکه مردمی که عزیزانشان را از دست داده اند خواهان محاکمه و اعدام قاتلان باشند.

در خصوص مسائل انحرافی دیگری که مطرح میشود مثلاً نشان دادن یک چاقوی معمولی بعنوان اسلحه جنگی و... ابن سخنان نیز از احمقانه ترین هاست هرکسی که اندک اطلاعی از دریانودی داشته باشد میداند که در تمای کشتی ها اینگونه سلاح ها هست و حتی در بسیاری از آنها اسلحه گرم در اختیار ناخدایان قرار دارد و این کاملاً قانونی است. اما در مجموع آنچه نشان دادند ابدا ارتباطی با سلاح جنگی و... نداشت.

سرنشینان کشتی به کماندوهای اسرائیلی حمله نکردند ولی اگر هم چنین کردند بر مبنای قوانین بین المللی حق داشته اند تا متجاوز را بیرون بکنند. اگر چنین کاری توسط کشور دیگری صورت میگرفت آیا نویسندگانی که حرفهای اسرائیل را تکرار میکنند باز هم همین حرفها را میزدند؟ مسلماً خیر.

اما مخصوصاً شیوه کشتن آن جوان آمریکائی ترک تبار که دو گلوله به صورت، دو گلوله به پا و یک گلوله در پشت دارد نشان میدهد که این کار برای دفاع نبوده بلکه ابتدا دو گلوله به پاهایش زده اند تا از پای در آید بعد که به زانو افتاد دو گلوله به سرش زدند تا کشته شود و بعد که بروی شکم افتاده یک گلوله هم به پشتش زده اند.

این کار بدون هیچ شک و تردیدی آدم کشی بدون هیچ احساس انسانی است که تنهااز گروهی جنایتکار آدمکش شستشوی مغزی شده ساخته است و نه پلیس یا ارتش.

پس معلوم میشود حمله کنندگان نیروهای ویژه ای بودند که به وحشی ترین شکلی تربیت شده اند که اگر بآنها نام حیوان بدهیم به حیوان توهین شده است بلکه این جنایات تنها از گروهی انسان نما برمیآید.

ذکر یک نکته ضروری است اینکه از پایه گذاران اصلی این حرکت همین شهر محل سکونت من " اپسالا" میباشد و در نتیجه من تقریبا تمام سازمان دهندگان آنرا میشناسم ومیدانم که در برنامه آنها ابداً حرکت نظامی نبوده است. زمانیکه بمن پیشنهاد همراهی شد گفتم اسرئیلی ها آدم کش هستند و به کسی رحم نمیکنند جان من در همین شهر هم از دست آنها در امان نیست و در صورت همراهی حتما من را میکشند و بعد هم از من بعنوان فردی با خصوصیات فلان و بهمان بعنوان بهانه ای برای توجیه اعمال ضد بشری خود سوء استفاده میکنند. تاریخ هم نشان داد که فکر من درست بود.

جالب است گفته شود2 تن از تعداد انگشت شماری که از سوئد بهمراه کشتی رفتند یهودی بودند که یکی پزشک و دیگری هنرمندی بود متولد اسرائیل.

باید اضافه کرد که فلسطینیان با یهودیان ( و مسیحیان) خصومتی ندارند و میگویند ما با هم در یک کشور بزرگ شده همسایه دیوار بدیوار بوده ایم این صهیونیست است که به جان ما افتاده است.

در خصوص سایر مسائل مطروحه که جهت انحراف فکری ایجاد شده است. ازجمله:

چرا کشتی مواد خوراکی و بیمارستانی برای غزه ارسال میشود ولی برای بنگلادش نمیشود؟

پاسخ: دلائلش بسیار روشن است مگراینکه نویسنده بآن دلائلی که ذکر شد بخواهد چنین بنویسد.

بنگلادش یک کشور مستقل و آزاد است با دولت و... که به تمام جهان راه دارد.

بنگلادش با حدود 140 میلیون نفر جمعیت در رده هشتم جهان قرار دارد و مشکل آن جای دیگری است. تنها با توجه به جمعیت بنگلادش و تعداد فقرایش این حرف که مردمان عادی جهان همانند موضوع غزه برای آنها غذا و دارو تهیه کرده و بفرستند مسخرگی خود را بوضوح نمایان میکند. تفاوتهای اساسی میان این دو کشور بسیار فراتر از آنست که در چنین مقایساتی گنجانده بشود و بیشتر نادانی افراد را میرساند.

جالب است که این افراد خیال میکنند مسائل حقوقی، سیاسی، نظامی، جغرفیائی ووو را میدانند در حالیکه دیده میشود از کمترین ها مانند جمعیت کشورهای جهان نیز بی اطلاع هستند و نمیتوانند کمترین چیزها را ببینند. کافی بود نگاهی به اخبار گوناگون میکردند تا میدیدند صحبت بر سر حمله دریائی در آبهای بین المللی است؛ و مسئله حقوق بین المللی با حقوق پلیس محلی در دفاع از خود فرق میکند؛ آنگاه می دیدند که این حمله با چنین شرایطی از جانب تمام جهان محکوم شده و تنها آمریکا آنهم بدلایل مشخص آن را محکوم نکرد. پس کسانیکه این استدلالات را ارائه میدهند یا نادان هستند و یا آمریکائی یا اسرائیلی.

در باره مقایسه با دارفور: حرفهائی که طرفدارن اسرائیل میزنند نشان میدهد که هیچ چیز از جهان نمیدانند. دارفور منطقه ای نفتخیز است که دست آمریکا در آن دخالت دارد و جنگ را دامن میزند.

درخصوص منطقه خاورمیانه و اینکه چرا وقایع این منطقه اینقدر با اهمیت است و سایر نقاط جهان نیست.

به این نکته بارها در نوشته هایم اشاره داشته ام و حتی مطلبی مستقل نوشته ام که شاید در آینده منتشر بشود. خاورمیانه قلب تپنده جهان است. اگر امروز انگلیس یا نروژ یا امثالهم بر اثر حادثه ای از بین برود آنقدر در جهان تاثیر نمیگذارد که واقعه ای باندازه یک در صد آن در این منطقه رخ بدهد.

برای همین استکه ایران بصورت بالانس قدرت در جهان در آمده و اگر ایران بطرف روسیه و چین برود و یا بطرف آمریکا و اروپا دقیقاً توازن قدرت در جهان به آن طرف خواهد چرخید.

اتفاقاً از طرف دیگر بالانس قدرت در فلسطین و اینکه میان فلسطینیان و صهیونیستها کدام بتواند قدرت بلامنازع بشود به ایران و قدرتهای بزرگ جهان نیز منعکس میشود. ولی هنوز جنگ قدرت در فلسطین اشغالی درگیر است. آنانیکه از این مهم اطلاعی ندارند هیچ چیزی از سیاست نمیدانند.

در همین رابطه است که حساسیت فلسطین چند برابر میشود. فلسطین منطقه ای است که تمامی ادیان سامی ( یهودی، مسیحی و مسلمان) آن را مکانی مقدس میدانند و از هزاران سال پیش در آن جنگ بوده که اوج آن جنگهای صلیبی است.

هم اکنون نیز یک جنگ تماماً مذهبی دیگر در جهان براه افتاده که این بار آنرا یهودیان صهیونیست براه انداخته اند ولی مثل همیشه خود را مخفی کرده صحبتی از چنین جنگی و مخصوصا نقش خود نمیکنند. در این جنگ بسیاری از مسیحیان درگیر هستند. دسته ای مسیحی صهیونیست هستند که اسرائیل آنها را براه انداخته است و در مقابل آن دسته ای مسیحیانی هستند که برعلیه حاکمیت یهود بر سرزمین مقدس میباشند.

از همین اکنون بصراحت میگویم و هشدار میدهم ادامه این روند ممکن است جنگ جهانی دیگری براه بیاندازد؛ زیرا مخصوصاً مسیحیان اروپا حاضر نیستند فلسطین بطور تام تمام در اختیار یهودیان (صهیونیست) قرار بگیرد و اگر اکنون بظاهر ساکت هستند چند دلیل دارد که مهمترین آنها قدرت مالی یهودیان و نفوذ آنها در دولتهای اروپائی و آمریکا است؛ لیکن آنها مترصد موقعیت مناسب هستند. اتفاقا ً خانم آنا لیند وزیر امور خارجه سوئد را نیز یهودیان صهیونیست بهمن دلیل ترور کردند زیرا او در عمل از فلسطین وفلسطینان حمایت میکرد.

پایان کلام:

تمامی آن نکاتی که در آن مقاله منتشره در سایت گویا آمد نشانگر موضع گیری طرفدارنه از اسرائیل است و در نهایت هم نشان میدهد که نویسنده و تمامی آنانیکه چنین نکاتی را در جاهای مختلف مطرح کرده ومیکنند یا آگاهانه از جنایت حمایت میکنند و یا از دانش سیاسی، تاریخی، جغرافیائی، مذهبی، اجتماعی و در مجموع هیچ دانش اجتماعی برخودار نیستند.

ژوئن 2010 خرداد 1389

اپسالا – سوئد

حسن بایگان



۱۳۸۹ خرداد ۱۲, چهارشنبه

بیانیه کنفرانس بین المللی احزاب و سازمانهای کمونیست مارکسیست-لنینیست(ICMLPO)




بر علیه بربریت دولت فاشیستی اسرائیل!

همبستگی با خلق فلسطین!

باید تعرض سبعانه ارتش هیتلری صهیونیسم به "شناورهای آزادی" را بطور صریح و قاطع محکوم و رد کرد و از جانب عموم جامعه تقبیح شود. کشور اسرائیل با همدستی ساکت کشورهائی که اشتباها دمکراتیک نام گرفته اند بطور سیستماتیک دست به نسل کشی فلسطینیان زده است ، جمعیت یک و نیم میلیونی غزه را در نواری بطول 40 کیلومتر و عرض 6 کیلومتر درگرسنگی کامل قرارداده ، و اجازه ورود هیچ نوع کمک های انسانی و ما یحتاج عمومی مانند غذا ، دارو ، لوازم التحریر ، مصالح ساختمانی برای بازسازی مساکن بمباران شده توسط اسرائیل و ... را بآن نمیدهد.
"شناور های آزادی" چندین تن کمکهای اولیه با خود حمل میکردند که کشور اسرائیل با ارتش خون آشام خود از ورود آنها به غزه جلوگیری نمود. این کشور نه به قطعنامه های سازمان ملل و نه به توافقات و موازین بین المللی احترام میگذارد بلکه تنها منطق زور و حمایت امپریالیسم آمریکا و متحدینش را درکیسه خود دارد
شناور "ماوی مرمره" از ترکیه که بر فراز آن نیز پرچم ترکیه در اهتزاز بود مورد تجاوز قایقهای نظامی و کماندوهای ویژه در بالگرد های ارتش اسرائیل قرار گرفت و سرنشینان آن که از کشورهای مختلف جهان برای رساندن کمکهای انسانی عازم نوار غزه بودند به گلوله بسته شدند. این عملیات نظامی بر علیه سرنشینان غیر نظامی و غیر مسلح شناور کمکهای انسانی که با بیان همبستگی با مردم فلسطین برای صلح و عدالت مبارزه میکنند ،صورت گرفت. دولت تل آویو در کمال وقاحت ادعا کرد که سربازان اسرائیلی بر علیه سرنشینان مسلح شناور مرمره و در "دفاع از خود" عمل نمودند. سلاح های توقیف شده توسط کماندو های اسرائیلی عبارتند از پیچ گوشتی ، چاقوی کوچک سوئیسی ، ابزارهای مورد نیاز در شناور ها ، چکش ، یک جفت تایر ، و امثالهم میباشند. این تجاوز در آبهای بین المللی صورت گرفت و یا بعبارت دیگر ، این عمل یک راهزنی دریائی در عین اهانت بیحد و مرز یه قوانین بین المللی بود و ناتو که کشور ترکیه عضو آن است فقط به اظها رتاسف نسبت به حادثه بسنده نمود، درست مانند سازمان ملل که در آن آمریکا قطعنامه محکومیت اسرائیل را وتو نمود. امپریالیسم آمریکا بعنوان حامی و حافظ اصلی اسرائیل بار دیگر از محکومیت این کشور فاشیستی جلوگیری نمود.
خشم و نفرت و انزجار بر ضد این عمل فاشیستی در سراسر جهان برانگیخته شد و مردم در بسیاری کشور ها بویژه در اروپا ، فرانسه ، آلمان ، ایتالیا ، اسپانیا ، بلژیک ، پرتغال، .. و بطور رزمنده در ترکیه دست به تظاهرات زدند.دولت ها که در مقابل این انزجار عمومی قرار گرفتند با ریاکاری مجبور به اتخاذ صرفا موضع " محکوم نموده و خواستار توضیح هستیم" شدند در حالی که کشور صهیونیستی اسرائیل باید از نهاد های جهانی اخراج شود و توافقات امتیازدار بین اتحادیه اروپا و اسرائیل ملغی گردند.
حتی تا امروز 2 ژوئن 2010 ، تعداد کشته شدگان و زخمی ها در این عملیات نظامی هنوز مخفی نگه داشته شده اند. سفیر اسرائیل در اسپانیا با وقاحت تمام و بی تفاوتی نسبت به جان انسانها و تکرار ترجیع بند "دفاع از خود" گفت که " فقط یک دوجین از میان بیش از 700 سر نشین شناور مرمره کشته شده اند که این در صد بسیار کوچکی است".
اوباما رئیس جمهور آمریکا از حزب دمکرات که این روزها بر طبل جنگ بر علیه ایران و کره شمالی میکوبد و محاصره اقتصادی کوبا و جنگ در عراق و افغانستان را همچنان ادامه میدهد فقط به اظهار تاسف از این حادثه بسنده نموده است. همین و فقط همین!
بی عملی نسبت به تجاوزات و جنایات کشور اسرائیل تا کنون این کشور فاشیستی را از مجازات مصون داشته است. زمان آن رسیده است که به این وضعیت پایان داده شود. کشور فاشیستی و ارتجاعی و نژاد پرست اسرائیل باید برای جنایاتش محکوم شده و با آن مبارزه شود. فلسطینیان حق دارند که کشور مستقل خود را با مرزهای جغرافیائی امن تشکیل دهند ، سرزمینهای اشغال شده توسط صهیونیستها را پس بگیرند و برای خسارات وارده تقاضای غرامت کنند.
ما باید همبستگی خود با خلق فلسطین را افزایش دهیم و همزمان بر علیه صهیونیسم و حامیان و حافظان آن مبارزه کنیم . اسرائیل دارای چهارمین ارتش قدرتمند جهان است و زراد خانه ای از سلاح های اتمی و کشتار دسته جمعی را در دست دارد که نه تنها برای خاورمیانه بلکه برای جهان بشکه باروتی شده اند.
کنفرانس بین المللی احزاب و سازمانهای کمونیست مارکسیست-لنینیست همبستگی خود را با مردم فلسطین و مبارزه بر حق آنها ابراز میدارد و آنرا در در عمل مشخص بیان میدارد. ما همبستگی خود را با قربانیان راهزنی اخیر اسرائیل ابراز میداریم.

زنده باد مبارزه مردم فلسطین!
بر علیه امپریالیسم و ارتجاع ، مبارزه ای تا سر انجام!
2 ژوئن 2010
اسرائيل: مصونيت تا کي؟

اسرائيل: مصونيت تا کي؟

آلن گرش،
 دوشنبه 31 مه 2010

ترجمه بهروز عارفی

يورش ارتش اسرائيل به يک ناوگان حامل کمک های بشردوستانه به غزه، در سحرگاه 31 مه 2010، احتمالا بيست کشته داده است. اين حمله در آب های بين المللی صورت گرفته. کشورهای متعدد از جمله در اروپا و نيز دولت فرانسه آن را محکوم کردند. برنارد کوشنر، وزير خارجه فرانسه، اعلام کرد که «هيچ چيز نمی تواند اعمال چنين خشونتی را که ما آنرا محکوم می کنيم، توجيه کند». چند کشور از جمله سوئد، اسپانيا، ترکيه و فرانسه سفير اسرائيل را فراخواندند. يونان مانور هوائی با اسرائيل را معلق و سفر فرمانده نيروی هوائی اسرائيل را لغو کرد.

طبيعی است که بايد از اين محکوميت ها استقبال کرد. اگر چه هنوز افرادی هستند که عمليات اسرائيل را توجيه می کنند. برای مثال، بنا بر گزارش خبرگزاری فرانسه، فردريک لوفور سخنگوی وصف ناپذير حزب «اتحاد برای جنبش مردمی» (UMP) [حزب حاکم در فرانسه.م] اظهار داشته که حزب او از مرگ افراد «متاسف» است ولی «تحريکات» «کسانی را که خود را دوستان فلسطينيان معرفی می کنند» نکوهش می کند.

يک روز پيش از اين عمليات نظامي، برنار هانری لوی با غيب گوئی که از صفات پسنديده بی شمار اوست، در تل آويو گفت: «من هرگز ارتشی اين چنين دموکراتيک نديده ام که اين قدر اخلاقی رفتار کند.» (روزنامه هارتص، 31 مه 2010) (1) يادآوری کنيم که هنگام جنگ غزه، فيلسوف ما بر روی يک تانک اسرائيلی خراميده بود تا وارد سرزمين اشغالی شود (2). بنا بر گزارش خبرگزاری فرانسه، لوی حمله امروز را «احمقانه» ارزيابی کرده، زيرا ممکن است وجهه اسرائيل را خدشه دار کند. اما، او حتی يک کلمه برای محکوميت يا اظهار تاسف نسبت به کشته شدگان به زبان نياورد...

تنها پرسشی که امروز مطرح است، تخمين ميزان بهائی است که دولت اسرائيل بخاطر اين جنايت خواهد پرداخت. چرا که سازمان ملل متحد سال هاست ده ها قطع نامه صادر کرده است (3) (و اسرائيل آنها را نقض کرده است)، اتحاديه اروپا متون بی شماری را به تصويب رسانده که از اسرائيل دعوت می کنند تا به حقوق بين المللی احترام بگذارد يا حتی به حقوق انساني، مثلا با شکستن تحريم غزه. هيچکدام از اين مصوبات در عمل به اجرا در نيامده اند. برعکس، اتحاديه اروپا و ايالات متحده به اسرائيل پاداش هم می دهند.

شاهد اين مدعا پذيرش عضويت اسرائيل در «سازمان همکاری و توسعه اقتصادی» (OCDE) در هفته گذشته و ديدار بنيامين نتانياهو، نخست وزير اسرائيل از فرانسه برای رسميت بخشيدن به آغاز حضور اين کشور است. همان طوری که در اطلاعيه «انجمن همبستگی فرانسه- فلسطين» (AFPS) در تاريخ 30 آوريل 2010 آمده است: «عضويت اسرائيل در سازمان همکاری و توسعه اقتصادي، ضربه ای است برای صلح!» (4). اين عضويت به منزله تاييد انضمام کرانه باختری و جولان به «محدوده» اسرائيل است. حمله اسرائيل به ناوگان صلح چند روز پس از آن نشان می دهد که اين دولت حسن نظر يادشده را بمنزله چراغ سبزی جهت دست يازيدن به هر عملياتی می داند.

در دسامبر 2008، رويداد مشابهی رخ داده بود. در آن هنگام، اتحاديه اروپا تصميم به «ارتقای» روابط دوجانبه با اسرائيل گرفت (5). تصميم ياد شده امتيازاتی به دولت اسرائيل می داد که اتحاديه اروپا فقط برای قدرت های بزرگ قائل بود. چند روزی از آن رويداد نگذشته بود که تانک های اسرائيلی به سرزمين غزه يورش برد و در کمال مصونيت از هر گونه مجازاتي، مرتکب «جنايت های جنگی» و حتی «جنايت عليه بشريت» شد.

ريچارد فالک، فرستاده ويژه سازمان ملل به سرزمين های اشغالی فلسطين، در لوموند ديپلماتيک (مارس 2009) مقاله ای نوشت با عنوان «ضرورت بازخواست از مسئولين تجاوز به غزه» (6). چند ماه بعد، کميسيون سازمان ملل به رياست ريچارد گلدستون، قاضی جنوب آفريقائی جمعبندی خود را اعلام کرد (7). گزارش او اسرائيل را بشدت محکوم می کرد، هر چند که حماس را نيز ناديده نمی گرفت. اين گزارش تاييد می کرد که ارتش اسرائيل آتش بس را نقض کرده و از جنايات آن پرده بر می داشت. گزارش گلدستون گزارش های متعددی را که عفو بين المللی (8) و سازمان ديده بان حقوق بشر منتشر کرده بودند، تاييد می کرد.

اين گزارش ها به اتخاذ هيچ مجازاتی عليه حکومت اسرائيل نيانجاميد. يکی از بهانه هائی که برای پرده پوشی و توجيه بی ارادگی پيش کشيده شد، ادعای وجود بررسی های جدی در اسرائيل بود. در حالی که شارون ويل، حقوقدان اسرائيلی با استدلال آن را رد می کند (لوموند ديپلماتيک، سپتامبر 2009) (9)، در مقاله ای با عنوان «از غزه تا مادريد، ترور حساب شده صلاح شهاده».

از سوی ديگر، در اسرائيل شاهد يورش بی سابقه ای به سازمان های دفاع از حقوق بشر، چه اسرائيلی و چه بين المللی هستيم. در اين کشور، اين سازمان ها را، پس از تهديد ايران، حماس و حزب الله، مهم ترين تهديد استراتژيک عليه دولت تلقی می کنند. گروه هائی که از سوی حکومت و جناح راست افراطی حمايت می شوند، کارزاری تمام عيار برای بی اعتبار کردن آنان براه انداخته اند. نظير «مونيتورسازمان های غير دولتی NGO-Monitor (10) که جنگی تبليغاتی برای توجيه آن چه غيرقابل توجيه است به پيش می برد. (به مقاله دومينيک ويدال «دروغ هر چه بزرگ تر باشد...» (لوموند ديپلملتيک، فوريه 2009 مراجعه کنيد).(11). آيا بايد در شگفت بود که سربازان اسرائيلی مددکارانی را که تلاش می کنند به غزه آذوقه برسانند، «تروريست» خوانده و چون تروريست ها با آنان رفتار کنند؟

آيا مصونيت اسرائيل از مجازات همچنان ادامه خواهد يافت يا برخی دولت ها تصميم دقيقی برای مجازات اسرائيل اتخاذ خواهند کرد تا به دولت اسرائيل ( و همچنين مردم آن) بفهمانند که اين سياست ، سرکوب و اشغال بهائی دارد که بايد بپردازند؟

دولت فرانسه، می تواند در چارچوب اتحاديه اروپا به شرکايش پيشنهاد کند تا پيمان همکاری با اسرائيل را به اتکای ماده 2 معلق کنند. اين ماده به صراحت می گويد که اسرائيل موظف به حفاظت از حقوق انسانی است. به مقاله ايزابل آوران، «مسامحه اتحاديه اروپا در برابر اسرائيل» در سايت لوموند ديپلماتيک مراجعه کنيد. (12)

هم اکنون، فرانسه می تواند بدون اين که معطل شرکای اروپائی اش شود، تصميم مقتضی اتخاذ کند (13)

ابتدا، برای وادار کردن اسرائيل به احترام به حقوق و تصميمات اتحاديه اروپا، کارزاری برای تعيين مبداء محصولات اسرائيلی وارداتی در فرانسه براه انداخته و واردات محصولات مستعمره های اسرائيلی را ممنوع کند (و نه فقط اختصاص عوارض گمرگی به آن ها)؛

سپس، تاکيد کند که استقرار شهرک های استعماری در سرزمين های اشغالی غير قابل قبول است و ساکنان اين شهرک ها برای مسافرت به فرانسه به ويزا نياز دارند. با مراجعه به نشانی داوطلبان سفر به فرانسه اين امر عمل ساده ای است؛

سرانجام، فرانسه اعلام کند که شهروندان فرانسه که در اسرائيل به خدمت نظام وظيفه در می آيند، حق خدمت در سرزمين های اشغالی را ندارند. شرکت آنان در عمليات نظامی اشغالگرانه مستوجب تعقيب قضائی شود.

برنارکوشنر، وزيرخارجه اعلام کرد که در ميان کشته شدگان در کشتی ها، فرانسوی نبوده است. اما، آيا او او مطمئن است که هيچ شهروند فرانسوی در ميان مسئولان جنايت وجود ندارد؟

-----

عنوان اصلی مقاله:

Isra�l, l�impunit� jusqu�� quand ?, Par Alain GRESH, 31 mai 2010



http://blog.mondediplo.net/2010-05-31-Israel-l-impunite-jusqu-a-quand

------

پاورقی ها:

1 - http://www.haaretz.com/news/diplomacy-defense/bernard-henri-levy-i-have-never-seen-an-army-as-democratic-as-the-idf-1.293087?localLinksEnabled=false

2 - http://blog.mondediplo.net/2009-01-10-Liberer-les-Palestiniens-des-mensonges-de-Bernard

3 - http://www.monde-diplomatique.fr/2009/02/A/16775

4 - http://www.palestine-solidarite.org/communique.afps.300410.htm

5 - http://ir.mondediplo.com/article1345.html

6 - http://ir.mondediplo.com/article1416.html

7 - http://blog.mondediplo.net/2009-09-16-Gaza-crimes-de-guerre-crimes-contre-l-humanite

8 - http://blog.mondediplo.net/2009-07-05-Le-rapport-d-Amnesty-International-sur-la-guerre

9 - http://ir.mondediplo.com/article1460.html

10 � http://www.ngo-monitor.org/index.php

11 - http://ir.mondediplo.com/article1385.html

12 � http://www.monde-diplomatique.fr/carnet/2009-06-25-UE-Israel

13 - http://blog.mondediplo.net/2010-04-06-Trois-suggestions-a-Bernard-Kouchner





یاغی گری است یا قدرت نمائی؟


بامداد روز دوشنبه سی ام ماه" می "حمله کما ندوهای اسرائیلی به کاروان امدادرسانی به مردم غزه وکشتار بالغ بربیست نفر از انسان دوستانی که به یاری نیازمندا ن شتافته بودند "نفرت"و "حیرت" همگان را برانگیخت . "نفرت " کودکان وزنان وبیمارانی که در غزه به دام افتاده اند و"حیرت" نیکوکارانی که کمک رسانی به مصیبت زدگان جهان ازهرمذهب ومسلکی را " عبادت" می شمارند.

پاسخ جامعه جهانی:

عکس العمل ها تا حدی گسترده بود که نشان از " تکان" بی سابقه جامعه جهانی می داد اما چه سود ؟ برخورد سازمان ملل متحد و شورای امنیت آن سازمان بسیار کم رنگ تر از آن بود که مردم جهان از این "قبله عالمیان "انتظار داشتند. چراکه دولت آقای ناتان یاهوبا صدور دستور حمله به این کاروان مسئولیت کشتار کمک رسانان و زیرپاگذاشتن مقررات بین المللی ودست زدن به عملی که فقط از راهزنان دریائی ساخته است یکجا متوجه خود کرده است گرچه گفته های آقای اهودباراک وزیردفاع اسرائیل که این شبیخون رادرقالب "دفاع ازخود می ریخت" به" تعبیر خواب" نزدیکتراز اظهارنظر یک سیاستمداربوداما دریک فرض غیرممکن اگرسخنان ایشان راقبول کنیم این سئوال مطرح می شود که درفاصله هشتاد میلی سواحل اسرائیل ودرآبهای بین المللی سخن از "دفاع" برزبان آوردن را جز"کودن پنداشتن جامعه جهانی به چیز دیگری نمی توان تعبیرکرد. اینجاست که باید گفت سازمان ملل متحد "اصل"را بدست فراموشی سپرده وبه دنبال "فرع" افتاده است . شکستن مقررات بین المللی مستلزم "مجازات" است نه مستوجب " محکومیت" .ناوگان "آزادی"که یک هفته پیش حرکت خود را از یونان وترکیه بسوی غزه آغازکرده بود حامل ده هزارتن موادپزشکی و ساختمانی ویکصد منزل مسکونی پیش ساخته برای بی خانمان ها وزندگی باخته ها وپانصد"ویلچر" برای معلولین بود وبهنگام مواجه شدن باحمله کماندوهای اسرائیلی پرچم سفید برافراشته بود . آیا حمله به چنین کاروانی به بهانه "دفاع ازخود" آنهم درآب های بین المللی پذیرفتنی است ؟

واقعیت تلخ:


وزیر دفاع اسرائیل باصدور فرمان حمله به کاروان آزادی "بدعت"ناپسند وخطرناکی را از خود برجای نهاده است . بدعتی که امنیت رفت وآمد درآبهای بین المللی را با خطر جدی روبرومی کند بخصوص اگر سازمان ملل متحد وشورای امنیت این رویداد تلخ وتکان دهنده را بدست فراموشی سپارد وآقای باراک را مشمول "عفو" خودگرداند.
 حسن کیوده
سی ویکم می 2010













۱۳۸۹ خرداد ۷, جمعه


شرق آسیا کانون بحران های خطرناک


پیش درآمد:

دامن زدن به اختلافات بین کره جنوبی وشمالی ناشی ازغرق شدن ناوجنگی کره جنوبی .


نادیده گرفتن خواست دیرینه وجدی مردم ژاپن وخودداری از برچیدن پایگاه نظامی "فوتنما" واقع در جزیره اوکیناوا.

فروش بالغ بر4/6 میلیارددلار اسلحه به تایوان که موجبات ناخشنودی مقامات چین را فراهم آورده.

پشتیبانی از" دالائی لاما " برای تنش آفرینی درمنطقه .


ادامه جنگ درافغانستان وبرهم زدن امنیت حوزه هندوکش واحداث پایگاهای نظامی درنزدیکی مرزهای این کشورباهمسایگانش .شرق آسیارا به کانون بحران های خطرناکی مبدل کرده است



نخست وزیر ژاپن وعقب نشینی خفت باراو:

درحالی مردم ژاپن از ابتدا با احداث پایگاه" فوتنما" به مخالفت برخاسته و اجازه تا سیس آن را "نوعی خلعت بخشیدن به آفرینندگان جنایات هروشیما وناکازاکی "تلقی کرده اند .اما به گزارش آسوشیتد پرس آقای "یوکیو هانویاما" نخست وزیر ژاپن که روز سه شنبه 18 ماه می به اوکیناوا سفر کرده بود وعده های انتخاباتی خود مبنی برتلاش برای برچیدن پایگاه "فوتنما" را بدست فراموشی سپرده واعلام کرد " درشرایط کنونی انتقال کامل آن پایگاه به محل دیگر ویا برچیدن آن امکان پذیر نیست"این درحالی است که ژاپن و آمریکا درسال 2006 پس از مذاکرات طولانی به توافق رسیده اند که پایگاه نظامی "فوتنما" از شهر "گینووا" به شهر کوچک "ناگو" انتقال یابد.گفتنی است که آقای "هانویاما" با سکوت حقارت آمیز دربرابر زورگوئی وتهدید وزارت دفاع ایالات متحده آمریکا و زیر پا گذاشتن وعده های انتخاباتی خود نشان داد که وی نیز همانند سایر "رهبران وابسته وبی اراده " به منافع آمریکا بیش از مصالح ملی کشورش می اندیشد .

احداث پایگاه نظامی در دهانه آتش فشان های خاموش :

احداث پایگاه های پرهزینه نظامی در مناطق مختلف جهان بخش مهمی از استراتژی برتری جوئی سیاستمداران ونظامیان آمریکامی باشد که آقای اوباما نیز آن را دنبال می کند اما ژرف اندیشی در دگرگونی جو "سیاسی – نظامی" جهان بعد از لشگرکشی وتجاوز به افعانستان وعراق جای تردیدی باقی نمی گذارد که درشرایط کنونی وجود این پایگاه ها نه تنها به تامین امنیت متحدان ودوستان ایالات متحده آمریکا کمک نمی کند بلکه بمثا به "پادگان هائی " هستند که در دهانه آتش فشان های خاموش بنا شده اند . آتش فشان هائی که هر لحظه ممکن است دهان باز کنند واستخوان بندی نیروی نظامی آمریکا وهم پیمانانش را به دود وخاکستر مبدل کنند.
 حسن کیوده
25 می 2010

۱۳۸۹ اردیبهشت ۱۶, پنجشنبه

بازی با آتش


به گزارش خبرگزاری رویترروزدوشنبه سوم ماه می رابرت گیتس وزیردفاع ایالات متحده آمریکا درابراز نگرانی از مسلح شدن نیروهای دفاعی ایران به سلاح های پیشرفته گفت : "برخی کشورها برای تضعیف کارآئی نیروی دریائی آمریکا استراتژی نامتقارن وغیرمتوازن درپیش گرفته اند. نیروی دریائی ما درحوزه خلیج فارس با ترکیبی ازسلاح های دفاعی وتهاجمی ایران مواجه است که موشک های بالستیک وکروز ، موشک های ضد کشتی  ، مین های دریائی وقایق های تندرو جنگی را شامل می شود." اواضافه کرد: " امروز دیگرتوانائی موشک های هدایت شونده درمالکیت انحصاری ما قرارندارد. "



عکس العمل ایران:


یک روز پس از هشدار رابرت گیتس روز سه شنبه چهارم ماه می خبر خط تولید انبوه سامانه پدافندی "مصباح" توسط وزیردفاع ایران انتشاریافت. که باحجم آتش 4000 تیر دردقیقه ودقت درنشانه گیری یک سلاح پدافندی با کارآئی بالا  بشمارمی رود وضد موشک های کروزمی باشد.



مانورنظامی مشترک آمریکا درمنطقه:

روز چهارشنبه پنجم ماه می بزرگترین مانورنظامی مشترک کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس و فرماندهی مرکزی آمریکا دربحرین آغازگردید.گفتنی است که این مانوربزرگترین ومهمترین مانورمشترک درمنطقه خلیج فارس بشمارمی رود که باعنوان"مدیریت بحران ومبارزه باتروریسم " آغاز شده است. بدین ترتیب می توان گفت تحلیل کارشناسانی که اوضاع خاورمیانه را بشدت بحرانی وانفجار آمیزارزیابی می کنند چندان خیالپردازانه نیست، چراکه حضورنیروهای آمریکائی دراین منطقه ولشکرکشی بدون دلیل وغیرضروری به افغانستان وعراق ومشاهده اوضاع آشفته ونابسامان این دو کشواشغال شده ملت های منطقه رابه یک آماده باش ملی تمام عیار فراخوانده است که خود مهمترین انگیزه برای مسلح شدن نیروهای دفاعی کشورهای حوزه خلیج فارس می باشد. براین اساس می توان گفت هشدارآقای رابرت گیتس ناشی از عدم شناخت  روحیه ملت های منطقه ودور ماندن از این حقیقت است که اگر این بارآتش جنگ را در این منطقه روشن کنند جنگ ملت ها ورویاروئی فرهنگ ها خواهد بود نه تنها جنگ ارتش ها که درچنین جنگی برتری هوائی آمریکا پیروزی نیروهای آن کشوررا تضمین نخواهدکرد. بهتراست آقای اوباما دربرابرهمه فشارهای جنگ افروزان منطقه ای که به منافع خود بیشترازمنافع آمریکا می اندیشند مقاومت نماید واز بازی با آتش دوری جوید که این خواست آن عده از اندیشه وران جهان است که به حیثیت ایالات متحده آمریکا بها می دهند.وبه آرمان های صلج جویانه رئیس جمهوری آن کشور دل بسته اند.
حسن کیوده ششم ماه می 2010

۱۳۸۹ اردیبهشت ۷, سه‌شنبه

گزارش کوتاهی از تظاهرات ضد جنگ و ضد اشغال در آمریکا




روز شنبه 20 مارس 2010، هفتمین سالگرد تجاوز وحشیانۀ امپریالیست آمریکا و متحدینش به عراق بود. در آمریکا، نیروهای ضد جنگ و ضد اشغال و مردم طرفدار صلح و ضد نژاد پرستی که در شهرهای واشنگتن و لوس آنجلس و سانفرانسیسکو متمرکز شده بودند با صدای رسا به سیاستﻫﺎﻯ جنگ طلبانۀ دولت اوباما اعتراص نموده و همبستگی خود را با مبارزات مردم عراق، افغانستان، ایران و فلسطین به طور صریح و آشکار اعلان نمودند.

در شهر واشنگتن چندین هزار تظاهر کننده فریاد می زدند "جنگ و اشغال را متوقف کنید"، "خروج نیروهای آمریکا از عراق و افغانستان"، "فلسطین را آزاد کنید"، "به هائیتی خسارت پرداخت کنید"، "نه به تحریم و تهدید علیۀ ایران"، "بودجه برای بهداشت و مسکن نه برای جنگ و اشغال"، "بمب نیاندازید، شهریۀ دانشگاهﻫﺎ را بیاندازید"، ....

مردم شرکت کننده در تظاهرات تابوتﻫﺎﻯ سیاهرنگی را که با پرچمﻫﺎﻯ عراق، افغانستان، هائیتی، فلسطین، یمن و ... پوشانده شده بود در مسیر راه در مقابل دفتر مرکزی هالیبرتون (کمپانی غارتگر میلیاردر شده در طول جنگ ــ کمپانی دیک چینی معاون بوش) دفتر واشنگتن پست (مرکز تبلیغات طرفداران جنگ) و کاخ سفید (مرکز تصمیم گیری جنگ) به نشانۀ اعتراض به کشته شدن مردم عراق و افغانستان قرارداده و به راهپیمائی خود ادامه می دادند. سربازان سابق آمریکا در عراق که برضد جنگ موضع گرفتهﺍند در تظاهرات شرکت چشمگیری داشتند. هم چنین جوانان دانشگاهی در این تظاهرات فعال بودند.

پلیس واشنگتن تعداد شرکت کننده در تظاهرات را 2500 نفر تخمین زد در حالی که منابع مختلف این تعداد را تا ده هزار نفر بر آورد کردهﺍند.

تظاهرات در لوس آنجلس 5000 نفر را به خود جلب کرد و مطالبات مشابهی داشت. پلاکاردهای بزرگی که بر روی آن شرایط وخیم بهداشت و مسکن را افشا می کرد توسط شرکت کنندگان حمل میشد.

در سانفرانسیسکو حدود 5000 نفر در تظاهرات شرکت داشتند و بر علیۀ سیاستﻫﺎﻯ داخلی و خارجی دولت اوباما شعار می دادند. فعالین ضد جنگ صدها پلاکارد کوچک و بزرگ با خود حمل می کردند که بر روی بعضی از آنها نوشته شده بود "اشغال جنایت است".

هم چنین آکسیونﻫﺎﻯ متعددی در شهرهای دیگر آمریکا بر علیۀ جنگ و به طرفداری صلح و خروج نیروهای نظامی از خاورمیانه برگزار شد. در اکثر تظاهراتﻫﺎ شعارهائی بر علیۀ تحریم اقتصادی و تهدید نظامی ایران دیده می شود.

27 مارس 2010